 را معنا كرده وزن را مبتدا و خبرش را كلمه حق گرفته است، زيرا در معناى آيه گفته است: "معناى آيه اين است كه در روزى كه خداوند امت‏ها و پيغمبران را مورد بازخواست قرار مى‏دهد وزن وزن حق است" (11) و اين از مانند زمخشرى بسيار عجيب است مگر اينكه كلامش را توجيه كرده بگوييم: اينكه در آخر گفت"وزن، وزن حق است"تتمه معناى آيه نيست، بلكه ابتداى كلام ديگرى است. 

"فمن ثقلت موازينه" ـ "موازين"بنا بر بيانى كه گذشت جمع"ميزان"است، آيه "47"سوره انبيا هم كه قبلا ذكر شد اين معنا را تاييد مى‏كند.و اگر به آن معنايى باشد كه جمهور مفسرين گفته‏اند مناسب‏تر آن است كه"موازين"جمع"موزون"باشد، و لو اينكه با صرفنظر از معنايى كه ما براى ميزان كرديم ممكن هم هست آن را به اعتبار تعدد اعمالى كه سنجيده مى‏شود جمع "ميزان"گرفت، و بدين وسيله معنايى را كه مفسرين كرده‏اند توجيه نموده ليكن تصور اينكه ميزان با حسنات سنگين و با سيئات سبك شود مشكل است، زيرا چنين چيزى كه با حسنات سنگين و با سيئات سبك شود تصور ندارد.علاوه بر اينكه"حق"را صفت وزن گرفتن صحيح نيست، زيرا "حق"كه همان"قسط"و عدل مى‏باشد صفت خداوندى است كه اعمال را وزن مى‏كند، نه صفت وزن، به شهادت اينكه مى‏فرمايد: "و نضع الموازين القسط..."، چون ظاهر جمله"فلا تظلم..."اين است كه خداوند به آنان ظلم نمى‏كند، نه ميزان، پس عدالت صفت خدا است نه صفت ميزان ـ دقت فرماييد ـ . 

غفلت از همين نكته مفسرين را بر آن داشته كه به نوعى از تجوز، "ثقل موازين"را به رجحان اعمال تفسير كرده آن را چنين معنا كنند كه"در روز قيامت سنجش، عادلانه است، پس كسى كه اعمالش به خاطر غلبه حسناتش رجحان داشته باشد، رستگار و كسى كه اعمالش بخاطر غلبه سيئاتش رجحان داشته باشد او از زيانكاران خواهد بود، و به سبب ظلمى كه به آيات ما كردند سرمايه‏هاى‏شان كه همان نفس‏شان است از دست مى‏رود" (12) . 

از اين مفسرين سؤال مى‏شود: آن ملاك و محكى كه رجحان حسنات بر سيئات را ـ مخصوصا در آنجا كه كسى هم حسنه دارد و هم سيئه ـ معلوم مى‏كند چيست؟ و با اينكه حسنات همه مثل هم نيستند و سيئات هم همه از حيث زشتى و مفسده در يك درجه نيستند آن ملاكى كه غلبه يكى را بر ديگرى معلوم كند كدام است؟ از آيه شريفه بر مى‏آيد كه چنين چيزى در روز قيامت هست، و يقينا ميزان عادلانه‏اى كه حجت را بر بندگان تمام كند در كار هست، و يقينا آن ميزان چيزى است كه تنها حسنات بر آن مشتمل است نه سيئه، و در جايى كه از هر كدام تعدادى وجود داشته باشد رجحان و غلبه يكى بر ديگرى به وسيله آن معلوم مى‏شود بدون اينكه گزافى لازم آيد.و اينها همه مؤيد احتمال ما است كه گفتيم ميزان همان حق است، و مراد از توزين عادلانه همان است، و اعمال بندگان را به همان محك مى‏سنجند، هر كس كه اعمالش مشتمل بر مقدار بيشترى از حق بود او رستگارتر است و هر كس ميزانش سبك بود يعنى اعمالش مشتمل بر حق نبود او از كسانى است كه نفس خود را باخته و خود را زيانكار ساخته‏اند و با ظلم به آيات خدا و تكذيب آن چيزى براى خود باقى نگذاشته‏اند كه در مثل چنين روزى با آن اعاشه و زندگى كنند. 

از بيان قبلى ما دو نكته روشن گرديد: 

نكته اول: اينكه معناى وزن اعمال در روز قيامت تطبيق اعمال است بر حق، به اين معنا كه هر شخصى پاداش نيكش به مقدار حقى است كه عمل او مشتمل بر آن است، در نتيجه اگر اعمال شخصى، به هيچ مقدارى از حق مشتمل نباشد از عملش جز هلاكت و عقاب بهره و ثمره عايدش نمى‏شود، و اين همان توزين عدلى است كه در ساير آيات بود. 

با اين بيان ديگر محتاج به اين نمى‏شويم كه آيه مورد بحث را تاويل نموده آن را بر خلاف ظاهرش حمل كنيم، و مانند بعضى‏ها بگوييم در آيه يك نوع استعاره به كار رفته و مراد از وزن، عدالت و مراد از ثقل ميزان، رجحان عمل است.و يا مثل بعضى ديگر بگوييم: 

خداوند در روز قيامت ترازويى نصب مى‏كند كه مانند ترازوهاى معمولى دنيا داراى دو كفه و يك زبانه است، و اعمال نيك و بد بندگان را با آن موازنه مى‏كند.و اگر كسى بپرسد كه عمل قابل كشيدن و سنجيدن نيست علاوه بر اينكه عمل پس از صدورش معدوم مى‏شود، و اعاده معدوم هم در اعراض باطل و محال است، در جواب مى‏گويند: اينكه گفتيم عمل كشيده مى‏شود مرادمان دفتر اعمال است نه خود آن.و يا مى‏گويند: در نشات آخرت براى هر عمل نيك و بدى آثار و علامتهاى مخصوصى ظاهر گشته و آن آثار در ترازوها كشيده مى‏شود.يا مى‏گويند: حسنات به صورت زيبا و سيئات به صورت زشتى مجسم شده بين آن مجسم شده‏ها اندازه‏گيرى و موازنه بعمل مى‏آيد.و يا مى‏گويند: خود مؤمن و كافر وزن مى‏شوند نه اعمال‏شان.و يا مى‏گويند : وزن عبارت است از ظهور مقدار و منزلت آدمى، و ثقل ميزان عبارت است از كرامت و جلالت قدر او، و خفت ميزان عبارت است از خوارى و ذلتش. (13) 

نه تنها هيچ كدام از اين حرفها با ظاهر آيه نمى‏سازد و از الفاظ آيه دليل و شاهدى ندارد بلكه اشكالى هم بر همه آنها وارد است، و آن اين است كه لازمه اين حرفها گزاف بودن وزن است، و سابقا گفته شد كه ميزان در آن روز علاوه بر اينكه گزافى نيست، بلكه آن قدر دقيق است كه حجت را بر عبد تمام مى‏كند. 

نكته دوم: اينكه معلوم شد كه براى هر انسانى ميزان‏هاى متعددى است كه هر كدام از عمل‏هايش با يكى از آنها سنجيده مى‏شود، و ميزان هر عملى همان مقدار حقى است كه عمل مشتمل بر آن است، چون روز قيامت روزى است كه كسى جز حق، سلطنت نداشته و ولايت در حق هم تنها و تنها در دست خداى تعالى است، به شهادت اينكه از يكطرف مى‏فرمايد"امروز روز حق است" (14) و از طرفى ديگر مى‏فرمايد: "اينجا ولايت بر حق، تنها و تنها براى خدا است" (15) و نيز مى‏فرمايد: "هنالك تبلوا كل نفس ما اسلفت و ردوا الى الله موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون" (16) . 

پى‏نوشت‏ها: 

1) ترازوهاى عدل را در روز قيامت مى‏گذاريم...و ما به تنهايى براى رسيدگى به حساب همه خلايق كافى هستيم.سوره انبيا آيه 47

2) و در چنين روزى مردم دسته دسته بيرون مى‏شوند تا كرده‏هاى خود را ببينند، پس هر كس به اندازه سنگينى ذره‏اى خير كرده باشد، آن خير را مى‏بيند و هر كس به اندازه سنگينى ذره‏اى مرتكب شر شده باشد آنرا مى‏بيند.سوره زلزال آيه 8

3) آنان همان كسانند كه آيت‏هاى پروردگارشان را و هم چنين معاد را انكار كردند و در نتيجه اعمالشان حبط شده و در قيامت برايشان ميزانى به پا نمى‏كنيم.سوره كهف آيه 105

4) پس كسانى كه موازين اعمال‏شان سنگين شد آنان رستگارند، و كسانى كه موازين اعمال‏شان سبك شد آنان كسانيند كه خود را زيانكار ساخته و در جهنم براى هميشه معذبند.سوره مؤمنون آيه 103

5) اما هر كه موازينش گران است در عيشى پسنديده است، و اما هر كه موازين وى سبك است، پس جاى او هاويه است، و تو چه مى‏دانى كه هاويه چيست؟ آتشى است سوزنده.سوره قارعه آيه 11

6) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خداوند پروا داشته باشيد، حقيقت پروا داشتن.سوره آل عمران آيه 102

7) و روشن گرديد 