يز سازگار است. 

برخى در حال كه معنى دوم را بر گزيده‏اند مى‏گويند دخول در جهنم از آن غير متقيان است ولى اين نظر با جمله «ثم ننجى الذين اتقوا» سازگار نيست زيرا نجات مؤمنان حاكى از ورود آنان است، و اگر ورود به معنى دخول است پس همگان داخل آن مى‏گردند و اختصاص به غير متقيان وجهى ندارد. 

و در هر حال برخى از مفسران اين آيه را ناظر بر صراطى مى‏دانند كه همگان بايد از آن عبور كنند و در قرآن آيه ديگرى كه به گونه‏اى ناظر به مسأله صراط در قيامت باشد وجود ندارد، ولى در روايات درباره آن به تفصيل بحث شده است.و ما به طور فشرده روايات مربوط به صراط قيامت را مورد بررسى قرار مى‏دهيم. 

صراط در روايات 
1ـ على بن ابراهيم از امام باقر (ع) در تفسير آيه «وجيئى يومئذ بجهنم، يومئذ يتذكر الإنسان و انى له الذكرى» (فجر/23) . 

«در چنين روز جهنم آورده مى‏شود، در اين روز انسان متذكر مى‏گردد ولى كجا اين تذكر فايده مى‏بخشد» ؟ 

چنين مى‏گويد: 

«ثم يوضع عليها الصراط ادق من الشعروا احد من السيف» . 

آنگاه راهى روى آن نصب مى‏شود كه از مو باريك‏تر و از لبه شمشير تيزتر است. (2) 

2ـ صدوق در معانى الاخبار مى‏گويد: هر كس امام خود را در اين جهان بشناسد و از راهنمائى‏هاى او پيروى كند از صراط مى‏گذرد و آن پلى است بر روى دوزخ و آن كس كه در دنيا امام خود را نشناسد، قدم او بر صراط مى‏لغزد و در آتش دوزخ مى‏افتد. (3) 

.از اين دو روايت استفاده مى‏شود كه صراط» تعبير درستى نيست هر چند رائج و معروف است .در كتابهاى كلامى نيز صراط به همين نحو تفسير شده است. 

شيخ مفيد مى‏گويد: در روايات آمده است راه مردم به بهشت در روز رستاخيز بشان پلى است كه از آن عبور مى‏كنند و نيز در روايت وارد شده است كه صراط باريك‏تر از مو و تيزتر از شمشير است كه كافران بر آن لغزيده و در دوزخ فرو مى‏افتند. (4) 

تفتازانى مى‏گويد: صراط پلى است نصب شده بر روى دوزخ و همگى بر آن مى‏گذرند پلى كه از مو باريك‏تر و از شمشير تيزتر است. 

آنگاه مى‏گويد: ممكن است عبور از صراط همان مقصود از ورود همگان در آتش باشد كه در آيه «و ان منكم الا واردها...» وارد شده است. (5) 

از مجموع اين روايات و گفته‏هاى متكلمان استفاده مى‏شود كه راه دوزخيان و بهشتيان همين صراط يا پل است چيزى كه هست پاى كافر بر آن مى‏لغزد و در دوزخ فرو مى‏افتد ولى مؤمنان از آن عبور مى‏كنند. 

و مفاد آيه «و ان منكم الا واردها...» نيز اين است كه همه انسانها از نيكوكار و بدكار، بهشتى و دوزخى وارد دوزخ خواهند شد آنگاه گروه نيكوكار بدون آنكه آسيبى به آنان برسد از آن نجات مى‏يابند. 

در اين صورت، روايات و آنچه كه متكلمان اسلامى گفته‏اند، بيانگر مفاد آيه است و در ضمن چگونگى ورود همه انسانها در دوزخ بيان شده است و آن اينكه صراط و راهى بر دوزخ قرار دارد كه همگان بايد از آن بگذرند پرهيزگاران به مشيت و عنايت الهى از آن عبور كرده و از سقوط در دوزخ نجات پيدا مى‏كنند ولى ستمكاران در آن سقوط مى‏نمايند. 

و اما اينكه مقصود از صراط و طريق ياد شده كه بر متن دوزخ نصب مى‏شود و همه اهل محشر بايد از آن عبور كنند، چيست؟ در اين جا دو احتمال وجود دارد: 

1ـ مقصود معنى ظاهرى آن است يعنى پل يا راهى نظير آنچه در دنيا مى‏باشد، در سراى ديگر بر جهنم نصب مى‏شود. 

2ـ مقصود اين است كه صراط اخروى تجسم و تبلور همان صراط دنيوى است و صراط مستقيم در دنيا كه پرهيزگاران برگزيده‏اند، تجسم و تجلى اخروى آن اين است كه آنان را به بهشت مى‏رساند و از طرفى راههاى باطل كه ستمكاران در اين دنيا پيموده‏اند؛ در سراى ديگر تجسم و تبلور اخروى يافته و آنان را داخل دوزخ مى‏نمايد. 

گروهى كه بيشتر به ظواهر اعتماد مى‏نمايد، نظريه نخست را پذيرفته، و گروه دوم كه با استفاده از قرائن و شواهد نقلى و عقلى از مرز ظواهر گذشته و به باطن اين گونه تعابير نيز نظر مى‏نمايند، نظريه دوم را بر گزيده‏اند. 

اگر چه داورى در اين قبيل مطالب كار دشوارى است ولى آنچه از مجموع روايات و تعبيرات معصومان در زمينه صراط و راه وصول به دوزخ و بهشت به دست مى‏آيد همان نظريه دوم است و در اين جا جمله‏اى از امير مؤمنان على (ع) نقل مى‏نمايم كه مؤيد نظريه دوم است: 

امام درباره تقوى و فرجام پرهيزگارى و نيز برگزيدن راه خطا و منحرف از مسير تقوى چنين مى‏فرمايد: «الا و ان الخطايا خيل شمس حمل عليها اهلها و خلعت لجمها فتقحمت بهم فى النار الا و ان التقوى مطايا ذلل حمل عليها اهلها و اعطوا ازمتها فاوردتهم الجنة» . (6) 

خطاها (پيروى از تمايلات حيوانى) مركب‏هاى سركش و چموشى هستند كه صاحبانشان بر آنها سوار شده و عنان آنها از دستشان گرفته شده پس آنان را وارد دوزخ مى‏نمايند، و پاكدامنى و خويشتن‏دارى در برابر شهوات، مركب‏هاى راهوار و مطيعى هستند كه صاحبانشان بر آن نشسته و زمام آنان را در اختيارشان قرار گرفته پس از آنان را وارد بهشت مى‏نمايند. 

از اين روايت به خوبى استفاده مى‏شود كه راه بهشت و دوزخ در حقيقت از هم‏اكنون در اين دنيا شروع مى‏شود و در نهايت به بهشت و دوزخ منتهى مى‏گردد و نه چنين است كه در قيامت راه ديگرى و راى آن بر جهنم نصب مى‏گردد و اهل محشر مكلف بر عبور از آن مى‏شوند، بلكه آن كس كه در همين دنيا صراط مستقيم تقوى را بر گزيده در سراى ديگر و با تجسم اخروى او را وارد بهشت مى‏نمايد و آن كس كه راه نافرمانى را برگزيده و از طريق وسطى كه كتاب و سنت ترسيم گر آن است به يمين و شمال (7) منحرف گردد در جهان ديگر تجسم اخروى آن همان سقوط در دركات دوزخ خواهد بود.و در عين حال، نمى‏توان اين خطبه و امثال آن را گواه قاطع بر نفى نظريه نخست گرفت زيرا كلام امير مؤمنان على (ع) مملو است از مجاز و استعاره و كنايه و ممكن است بخشى از اين تعبيرها يك نوع استعاره باشد كه با هر دو نظريه سازگار باشد در اين جا شايسته است كه دامن سخن را كوتاه كرده و به بحث ديگر از صراط يعنى كيفيت عبور انسانها از صراط، نظر افكنيم: 

اختلاف انسانها در گذشتن از صراط در گروهى از روايات چگونگى گذشتن انسانها از صراط و كيفيت خود صراط بيان شده است اما كيفيت آن به قرار زير است: 

1ـ باريك‏تر از مو (ادق من الشعر) . 

2ـ برنده‏تر از شمشير (احد من السيف) . 

آنگاه كيفيت عبور انسانها به صورتهاى ياد شده در زير در آنها آمده است: 

1ـ كسانى به سرعتى مانند برق مى‏گذرند و آنان خاندان پيامبر (ص) (معصومان) مى‏باشند «فمنهم من يمر مثل البرق» ، «فيمضى اهل بيت محمد و آله زمرة على الصراط مثل البرق الخاطف» . 

2ـ افرادى كه به سرعت باد عبور مى‏كنند (يمضى قوم مثل الريح) . 

3ـ گروهى به سرعت اسب دونده مى‏گذرند (و منهم من يمر مثل عدو الفرس) . 

4ـ دسته‏اى به سرعت انسانى كه پياده راه مى‏رود (ثم يمضى قوم مثل المشى) . 

5ـ عده‏اى مانند كسى كه با دست و سينه حركت مى‏كند از آن مى‏گذرند (ثم قوم مثل الحبو، «و منهم من يمر حبوا») . 

6ـ برخى مانند كسى كه بسيار آهسته و به سختى با زا