انديشه مخلوق نبودن بهشت و دوزخ به مرحوم سيد رضى (ت/359، م /406) و زرارة بن اعين (5) نسبت داده شده است ولى برخى مانند «سيد شبر» در صحت نسبت ياد شده به سيد رضى تشكيك نموده‏اند . (6) 

ولى با مراجعه به تفسير رضى كه متأسفانه از آن فقط يك جلد منتشر شده است، صحت نسبت روشن مى‏شود. (7) 

با توجه به آنچه كه مرحوم مفيد در «اوائل المقالات» نقل كرده است، روشن مى‏شود كه درباره آفرينش كنونى بهشت و دوزخ سه نظريه در ميان متكلمان اسلامى وجود داشته است. 

1 ـ بهشت و دوزخ هم اكنون آفريده شده‏اند و اكثريت مسلمانان اين نظريه را پذيرفته‏اند . 

2 ـ آفرينش هر دو در شرائط كنونى امرى است ممكن ولى دليل بر تحقق فعلى آن در دست نيست و اين نظريه مربوط به معتزله و خوارج و گروهى از زيديه است. 

3 ـ آفرينش بهشت و دوزخ در وضع كنونى امرى غير ممكن است و اين نظريه مربوط به «ابوهاشم» و «قاضى عبد الجبار» مى‏باشد. 

يادآور مى‏شويم كه اين مسأله جنبه سمعى و نقلى دارد و بايد از كتاب و سنت حكم آن را استنباط نمود و اگر «ابوهاشم» مى‏گويد آفرينش كنونى آنها محال است، مقصود او محال بالغير و يا به اصطلاح محال وقوعى است كه در پايان بحث به آن اشاره مى‏كنيم. اينك دلائل قول مشهور: 

دلائل خلقت بهشت و دوزخ 
از بهشت و دوزخ در لسان قرآن به «جنت» و «جحيم» يا «جهنم» و «نار» ياد مى‏شود ولى هرگز مقصود از هر «جنت» كه در قرآن وارد شده است، بهشت موعود نيست چه بسا قرآن كلمه جنت را در مورد باغهاى معمولى اين جهان بكار برده است و نبايد اين آيات ملاك بحث باشد آنجا كه مى‏فرمايد: 

«و لولا اذ دخلت جنتك قلت ما شاء الله» (كهف/39) . 

چرا هنگامى كه به باغ خود وارد شدى كلمه «ما شاء الله» را بر زبان جارى نكردى؟ 

و در آيه ديگر مى‏فرمايد: «لقد كان لسبأ فى مسكنهم آية جنتان عن يمين و شمال كلوا من رزق ربكم و اشكروا له بلدة طيبة و رب غفور» (سبأ/15) . 

«در سرزمين «سبأ» براى آن گروه در چپ و راست، دو باغ بود به آنان گفتيم از روزى پروردگار خود بخوريد و شكر نعمت را بجا آوريد اين است شهر پاكيزه و پروردگار آمرزنده» . 

در اين دو آيه كلمه «جنت» وارد شده است كه حاكى از آن است كه اين جنت موجود بوده است ولى هرگز مربوط به بهشت موعود در قيامت نيست. 

برخى مانند «تفتازانى» در شرح مقاصد آيات مربوط به آدم و حواء را كه مدتى در بهشت بسر مى‏بردند، ولى به خاطر مخالفت با ارشاد خدا از آن بيرون شدند، گواه بر آفرينش بهشت موعود دانسته و مى‏گويد مقصود از «جنت» در آيات ياد شده همان بهشت موعود براى امم عالم است سپس مى‏افزايد: برخى مى‏گويند مقصود از جنت در آيات آدم و حوا يكى از باغهاى وسيع دنيا است آنگاه اين نظر را مورد انتقاد قرار داده مى‏گويند يك چنين تفسير بازيگرى با دين و بى اعتنائى به اتفاق مسلمانان است. (8) 

ولى به نظر ما پا فشارى تفتازانى بر تفسير «جنت» در آيات آدم و حوا به بهشت موعود، كاملا بيجا است و اگر گروهى از مفسران آن را به باغ دنيوى تفسير كرده‏اند به خاطر آيات خلود است كه مى‏گويد پس از دخول به بهشت ديگر از آن خروجى نيست و ساكنان بهشت پيوسته و جاودانه در آنجا زندگى خواهند كرد. 

آياتى كه حاكى از جاودانه بودن ساكنان بهشت است بيش از آن است كه در اينجا يادآورى گردد ولى به عنوان نمونه برخى را ياد آور مى‏شويم: 

1 ـ قرآن بهشت را «جنة الخلد» مى‏نامد آنجا كه مى‏فرمايد: «قل أدلك خير أم جنة الخلد التى وعد المتقون» (فرقان/15) . 

آيا آن (دوزخ) خوب است؟ يا بهشت جاودانى كه پرهيزكاران به آن نويد داده شده‏اند؟ 

2 ـ قرآن در آيات بى شمارى بهشتيان را با كلمه «خالدون» توصيف مى‏فرمايد اين آيات سبب شده است كه برخى جنت آدم و حوا را غير از بهشت موعود تفسير كنند. 

البته در آيات خلد احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه اين خلود از آن آن گروه از ساكنان بهشت است كه در پرتو عمل صالح به آنجا وارد شوند و در حق آنان قرآن مى‏فرمايد : 

«عطاء غير مجذوذ» (هود/108) . «پاداش جاويدان و مستمر» . 

و اما انسانى كه در خود بهشت متولد گردد آيا او هم جاودانه است يا نه، آيات خلود ناظر به آن نيست. 

در هر حال هدف اين است كه جنت مربوط به آدم و حواء قابليت هر دو تفسير را دارد، بنابراين از دلائل قطعى مخلوق بودن بهشت و دوزخى كه انسان‏ها بر اثر عمل نيك و بد به آن وارد مى‏شوند، به شمار نمى‏رود. 

بهشت و دوزخ برزخى 
آياتى در قرآن حاكى از آن است كه براى برزخيان از نيكوكار و بدكار، بهشت و دوزخى وجود دارد و هم اكنون هر دو مخلوق و آفريده شده‏اند ولى هرگز اين آيات گواه بر مخلوق بودن بهشت و دوزخ مربوط به آخرت نيست و استدلال به آنها بر موضوع بحث كاملا بيگانه است. 

قرآن درباره مؤمن به رسولان عيسى كه به خاطر ايمانش كشته شد، مى‏فرمايد: 

«قيل ادخل الجنة قال يا ليت قومى يعلمون» (يس/26) . 

به او گفته شد داخل بهشت شو، وى گفت اى كاش قوم من از وضع من مطلع مى‏شدند. 

جنت در اين آيه، جنت برزخى است، نه جنت موعود. 

قرآن درباره فراعنه يادآور مى‏شود كه آنان پيش از قيامت بر آتش عرضه مى‏شوند و روز قيامت دچار سخت‏ترين عذاب مى‏گردند، آنجا كه مى‏فرمايد: 

«النار يعرضون عليها غدوا و عشيا و يوم تقوم الساعة. ادخلوا آل فرعون اشد العذاب» . (غافر/46) . 

«صبح و عصر فراعنه بر آتش عرضه مى‏شوند و روز بر پائى قيامت خاندان فرعون به سخت‏ترين عذاب گرفتار مى‏شوند» . 

از اين بيان روشن مى‏شود كه آياتى كه در آنها تنها لفظ جنت وارد شده يا جنت آدم و حواء موضوع بحث قرار گرفته و يا جنت و نار برزخى مطرح شده است، از آيات محل بحث بيرون بوده و بايد تنها به آياتى چشم بدوزيم كه موضوع بحث آن بهشت و دوزخ موعود امم عالم است اينك در اين باره مى‏گوئيم از برخى از آيات وجود كنونى بهشت و يا دوزخ كاملا استفاده مى‏شود : 

1 ـ «و لقد رآه نزلة اخرى، عند سدرة المنتهى، عندها جنة المأوى» (نجم/ 13 ـ 15) 

«پيامبر (ص) فرشته وحى را نزد «سدرة المنتهى» ديد، نزد آن (سدرة المنتهى) جنة المأوى است» . 

مقصود از «جنة المأوى» ، همان بهشت موعود است كه در آيات ديگر از آن به جنات عدن و مانند آن تعبير شده است اين آيه به روشنى مى‏رساند كه پيامبر، فرشته وحى را در كنار «سدرة المنتهى» كه در جنت آن بهشت جاودان قرار دارد، ديده است و اگر بهشت آفريده نشده بود، يك چنين نشانه دادن، خارج از فصاحت و بلاغت مى‏بود. 

2 ـ آياتى كه در آن از آماده شدن بهشت و دوزخ براى نيكوكاران و بدكاران گزارش داده شده است، مى‏تواند گواه بر وجود كنونى هر دو باشد، مثلا درباره بهشت مى‏گويد: 

«أعدت للمتقين» (آل عمران/133) : براى پرهيزگاران آماده شده است. 

«أعدت للذين آمنوا بالله و رسله» (حديد/21) : براى گروهى كه به خدا و رسولان او ايمان آورده‏اند؛ آماده شده است. 

«و اتقوا النار التى اعدت للكافرين» (آل عمران/131) : از آتشى بپرهيزيد كه براى كافران آماده شده است. 

و در برخى از آيات كلمه «اعد» بكار رفته يعنى آماده نموده است، آنجا كه مى‏فرمايد: 

«و اعد ل