 از شما جدا مى‏شود ران و كف دست‏شما خواهد بود (1) . 

و نيز در الدر المنثور است كه بخارى، مسلم، ترمذى و ابن مردويه از ابن عمر روايت‏كرده‏اند كه گفته است: رسول خدا(ص)فرمود: همه شما شبان‏هايى هستيد، وهر كدامتان از رعيت‏خود پرسش خواهيد شد، اگر زمامدار است از ملت و رعيتش و اگر مرداست از زن و فرزندش و اگر زن است از خانه شوهرش و اگر غلام است از مال آقايش‏بازخواست‏خواهد شد (2) . 

مؤلف: در خصوص اين مضمون و همچنين در باره اينكه در روز قيامت از چه چيزهايى‏سؤال مى‏شود روايات بسيارى از طريق شيعه و سنى وارد شده كه - ان شاء الله - در جاى مناسبى‏همه آنها را نقل خواهيم كرد. 

و نيز در الدر المنثور از ابو الشيخ از جابر روايت كرده كه گفت: رسول خدا(ص)فرمود: در روز قيامت ميزان را مى‏گذارند و حسنات و سيئات را مى‏سنجند، كسى كه حسناتش بر سيئاتش رجحان داشته باشد داخل بهشت مى‏شود، و كسى كه سيئاتش‏بر حسناتش رجحان داشته باشد وارد آتش مى‏گردد (3) . 

و نيز در الدر المنثور از ابن ابى الدنيا نقل مى‏كند كه در كتاب اخلاص از على بن ابى‏طالب(ع)روايت كرده كه فرمود: كسى كه در دنيا ظاهرش بر باطنش رجحان داشته‏باشد كفه ميزانش در روز قيامت‏سبك مى‏شود و كسى كه در دنيا باطنش بر ظاهرش رجحان‏داشته باشد كفه‏اش در قيامت‏سنگين مى‏شود (4) . 

مؤلف: در اين دو روايت از جهت مضمون اشكالى نيست، ليكن صلاحيت تفسير آيه راندارند و در مقام آن هم نيستند، براى اينكه اين دو روايت هم براى حسنات وزن و رجحان قائل‏است و هم براى سيئات. 

و نيز از ابن مردويه از عايشه روايت كرده كه گفت از رسول خدا(ص) 

............................................ 

(1)الدر المنثور ج 3 ص 68 

(2)الدر المنثور ج 3 ص 69 ط بيروت 

(3 و 4)الدر المنثور ج 3 ص 70 

شنيدم كه فرمود: خداوند دو كفه ميزان را مانند آسمان و زمين آفريد، ملائكه عرض كردند: 

پروردگارا!با اين ميزان چه كسى را مى‏سنجى؟فرمود هر كه را كه بخواهم.و خداوند صراط رابه تيزى دم شمشير آفريد، ملائكه عرض كردند پروردگارا از پلى به اين باريكى چه كسى راعبور مى‏دهى؟فرمود: هر كه را كه بخواهم (1) . 

(روايتى در بيان مراد از وزن اعمال كه مى‏گويد عمل صفت كارى است كه انجام مى‏شود و قابل توزين(اصطلاحى)نيست و خدا جاهل نيست و احتياج به توزين اشياء ندارد)مؤلف: حاكم در روايتى صحيح نظير اين روايت را از سلمان نقل كرده، و ظاهر آن‏اين است كه ميزان آخرتى هم مانند ميزان‏هاى دنيايى است، از روايات بسيار ديگرى نيز اين‏معنا استفاده مى‏شود، و ليكن بايد دانست كه اينگونه تعبيرات براى تقريب مطلب به ذهن ساده‏عوام است، بدليل روايات ديگرى كه ذيلا از نظر خواننده محترم مى‏گذرد. 

در كتاب احتجاج در حديث هشام بن حكم از امام صادق(ع)دارد كه زنديقى‏از آنجناب پرسيد: آيا نه اين است كه اعمال وزن مى‏شود؟فرمود: نه، عمل جسم نيست تا قابل‏سنجش باشد، بلكه صفت كارى است كه عامل انجام مى‏دهد، و ديگر اينكه كسى محتاج به‏سنجيدن است كه عدد و سنگينى و سبكى چيزى را نداند و بخواهد با كشيدن يا شمردن آن علم‏به مقدار آن حاصل كند، و خداوند چيزى برايش مجهول نيست.پرسيد پس معناى ميزان‏چيست؟فرمود: ميزان به معناى عدل است.پرسيد: معناى اينكه خداى تعالى مى‏فرمايد: 

"فمن ثقلت موازينه"چيست؟فرمود: معنايش رجحان عمل است (2) . 

مؤلف: اين روايت به خوبى شهادت مى‏دهد بر اينكه تعبيراتى كه در روايات قبلى بودبراى نزديك كردن مطلب به اذهان است. 

نكته لطيفى كه در اين روايت است و احتمال ما را تاييد مى‏كند اين است كه‏مى‏فرمايد: "عمل، صفت كارى است كه عامل انجام مى‏دهد"، چون اين جمله اشاره به اين‏مى‏كند كه مراد از اعمال در اين روايات حركات بدنى و طبيعى صادر از انسان نيست، زيرااين حركات همانطورى كه در اطاعت هست عينا در معصيت هم هست، بلكه مراد از آن، صفات عارض بر اعمال است كه سنن و قوانين اجتماعى و يا دينى آن را براى اعمال معتبرمى‏داند، مثلا در حال جماع حركاتى از انسان سر مى‏زند كه اگر مطابق با سنت اجتماعى و يااذن شرعى باشد نكاح و اگر نباشد زنا ناميده مى‏شود، و حال آنكه بيعت‏حركت در هر دويكى است.و امام(ع)از دو راه استدلال فرموده است: اول اينكه اعمال از صفاتند و 

............................................ 

(1)الدر المنثور ج 3 ص 70 

(2)احتجاج طبرسى ج 2 ص 98 ط نجف 

الميزان جلد 8 صفحه 13 علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه 

سه نوع كيفر 
دو بحث گذشته كه «تفاوتهاى دو جهان‏» و «ارتباط دو جهان‏» را مطرح كرديم، مقدمه‏اى بود براى بحث‏حاضر كه مى‏خواهيم انواع مجازاتها را بررسى نماييم.در اين بحث مى‏خواهيم ثابت كنيم كه نوع مجازات در آخرت با نوع مجازات در دنيا متفاوت است و پاسخ اشكال بى‏تناسبى جرم و مجازات بستگى به فهم اين تفاوت دارد. 

مجازات بر سه گونه است: 

1. مجازات قراردادى (تنبيه و عبرت)2. مجازاتى كه با گناه، رابطه تكوينى و طبيعى دارد.(مكافات دنيوى)3. مجازاتى كه تجسم خود جرم است و چيزى جدا از آن نيست.(عذاب اخروى). 

تنبيه و عبرت 
نوع اول مجازات همان كيفرها و مقررات جزائى است كه در جوامع بشرى به وسيله مقننين الهى يا غير الهى وضع گرديده است فايده اينگونه مجازاتها دو چيز است; يكى جلوگيرى از تكرار جرم به وسيله خود مجرم يا ديگران از طريق رعبى كه كيفر دادن ايجاد مى‏كند و به همين جهت مى‏توان اين نوع ازمجازات را «تنبيه‏» ناميد. فايده ديگر، تشفى و تسلى خاطر ستمديده است و اين مواردى است كه از نوع جنايت و تجاوز به ديگران باشد. 

حس انتقامجويى و تشفى طلبى در بشر بسيار قوى است و دوره‏هاى ابتدايى و جامعه‏هاى بدوى ظاهرا قوى‏تر بوده است. اگر جانى را از طريق قانون مجازات نمى‏كردند تباهى و فساد در جامعه پديد مى‏آمد. اين حس هم اكنون هم در بشر هست نهايت اينكه در جوامع متمدن اندكى ضعيف‏تر يا «پنهان‏تر»است انسان ستمديده دچار عقده روحى مى‏گردد اگر عقده او خالى نگردد ممكن است - بطور آگاهانه يا ناآگاهانه - روزى مرتكب جنايت گردد. ولى وقتى كه ستمگر را در برابر او مجازات كنند عقده‏اش باز مى‏گردد و روانش ازكينه و ناراحتى پاك مى‏شود. 

قوانين جزايى براى تربيت مجرمين و براى برقرارى نظم در جامعه‏ها ضرورى و لازم است هيچ چيز ديگرى نمى‏تواند جانشين آنگردد اين كه برخى مى‏گويند بجاى مجازات بايد مجرم را تربيت كرد و بجاى زندان بايد دارالتاديب ايجاد كرد يك مغالطه است; تربيت و ايجاد دارالتاديب بى شبهه لازم و ضرورى است و مسلما تربيت صحيح از ميزان جرائم مى‏كاهد همچنانكه نابسامانى اجتماعى يكى از علل وقوع جرائم است و برقرارى نظامات اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى صحيح نيز به نوبه خود از جرائم مى‏كاهدو ولى هيچيك از اينها جاى ديگرى را نمى‏گيرد نه تربيت و نه نظامامت عادلانه جانشين كيفر و مجازات مى‏گردد و نه كيفر و مجازات جانشين تربيت صحيح و نظام اجتماعى سالم مى‏شود. 

هر اندازه تربيت درست و نظام اجتماعى عادلانه و سالم باشد باز افرا