وانين و رستگار شدن به آن آماده سازد. 

پس عملى كه عنوان لعب بر آن صادق است عمل طفل است، و اين عمل از ناحيه طفل پسنديده هم هست، چون او را به سوى عمل و رسيدن به حد رشد سوق مى‏دهد و همين عمل از ناحيه ولى طفل هم پسنديده و عملى حكيمانه و جدى است، به طورى كه به هيچ وجه عنوان لعب بر آن صادق نيست .خداى تعالى به اين معنا اشاره نموده مى‏فرمايد: "و ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما لاعبين ما خلقنا هما الا بالحق و لكن اكثرهم لا يعلمون" (58) و اين آيه قريب به مضمون آيه قبلى است. 

سپس براى توضيح اينكه چطور اين تربيت صورى نتائجى معنوى دارد مثال عامى براى مردم زده، مى‏فرمايد: "انزل من السماء ماء فسالت اودية بقدرها فاحتمل السيل زبدا رابيا و مما يوقدون عليه فى النار ابتغاء حلية او متاع زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و الباطل فاما الزبد فيذهب جفاء و اما ما ينفع الناس فيمكث فى الارض" (59) . 

پس از اين بيانى كه خداى تعالى فرمود روشن شد كه بين عمل و جزا رابطه‏اى است حقيقى، نه قراردادى و اعتبارى كه اهل اجتماع آنرا بين عمل به قوانين خود و جزاى آن قائلند. 

7ـ عمل، اين رابطه را به نفس سرايت مى‏دهد: خداى تعالى بعد از بيان رابطه بين عمل و جزا در باره اينكه اين رابطه به قلب سرايت كرده، قلب در اثر عمل حالت و هيات مخصوصى به خود مى‏گيرد، اشاره نموده، مى‏فرمايد: "و لكن يؤاخذكم بما كسبت قلوبكم" (60) . 

و نيز مى‏فرمايد: "و ان تبدوا ما فى انفسكم او تخفوه يحاسبكم به الله" (61) . 

و در اين معنا آيات زياد ديگرى است كه از آنها برمى‏آيد جميع آثار مترتبه بر اعمال از ثواب و عقاب همه در حقيقت مترتب بر حالاتى است كه دلها از راه عمل كسب مى‏كنند، و اعمال تنها و تنها واسطه اين ترتبند.آنگاه در آيات ديگرى بيان مى‏كند كه آن جزائى كه مردم در برابر عمل خود به زودى مواجه با آن مى‏شوند در حقيقت همان عمل ايشان است، و چنان نيست كه خداى تعالى مانند مجتمعات بشرى عملى را در نظر گرفته و جزاى معينى را رديف آن قرار داده و به سبب جعل و قرارداد اين را اثر آن كرده باشد.بلكه محفوظ ماندن عمل در نزد خداى تعالى به محفوظ ماندن نفس عامل است و اثر عمل در نفس عامل همچنان محفوظ هست تا آنكه در روز آشكار شدن نهانى‏ها آنرا اظهار نمايد.از آن جمله مى‏فرمايد: "يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء تود لو ان بينها و بينه امدا بعيدا" (62) و نيز مى‏فرمايد: 

"لا تعتذروا اليوم انما تجزون ما كنتم تعملون" (63) و دلالت اين چند آيه بر اين معنا روشن است، البته آيات بسيار ديگرى هم هست كه از همه روشن‏تر اين آيه شريفه است: "لقد كنت فى غفلة من هذا فكشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم حديد " (64) چه از اين آيه مخصوصا به قرينه اينكه فرمود: "اليوم"استفاده مى‏شود كه جزاى اخروى در دنيا نيز حاضر و آماده بوده، چيزى كه هست انسان مادامى كه در دنيا بوده از وجود آن غفلت داشته، كلمه"غفلت"نيز قرينه ديگرى است بر اين معنا.زيرا اگر آن جزا در دنيا آماده و حاضر نبود غفلت از آن معنا نداشت، چنانكه"كشف غطا"نيز قرينه ديگرى است كه از آن استفاده مى‏شود، چيزى در پس پرده بوده و تنها پرده مانع از ديدن آن بوده است. 

و اين آيات تفسير مى‏كنند آيات ديگرى را كه ظاهرند در مجازات معمولى و بينونت ميان عمل و جزا.به عبارت روشن‏تر، از اين آيات استفاده مى‏شود كه اگر آيات ديگرى ظهور در اين دارد كه عمل و جزا دو چيز جداى از هم و غير همند از اين جهت است كه آن آيات ناظر به ربط اجتماعى و قراردادى و اين آيات ناظر به مرحله رابطه حقيقى و واقعى عمل و جزاست. 

پى‏نوشت‏ها: 

1) بر كسانى كه نيكوئى كنند جزاى نيكو است.سوره يونس آيه .26

2) و كسانى كه پيرامون گناه مى‏گردند بقدر بدكاريهايشان بدى خواهند ديد.سوره يونس آيه .27

3) و جزاى عمل بد كيفرى است مثل آن.سوره شورى آيه .40

4) بايد براى كسانى كه كار بد كردند با كارشان كيفر دهد و براى كسانى كه كار نيك كردند با نيكى پاداش دهد.سوره نجم آيه .31

4) و در آن صحف است كه براى انسان جزائى نيست جز همان عملى كه خود انجام داده و بزودى و محققا عمل خود را خواهد ديد و پس از ديدن آن جزاى كاملتر را خواهد چشيد.سوره نجم آيه .41

6) خداوند مساوات در قصاص از جنايات را بر شما مقرر كرده، بنا بر اين حرى را به جرم كشتن حر ديگر مى‏كشند و ليكن به جرم كشتن عبدى به قتل نمى‏رسد و هم چنين مردى در كشتن مردى ديگر محكوم به قصاص مى‏شود و ليكن در كشتن زنى قصاص نمى‏گردد مگر بعد از آن كه نصف ديه را به او (به ورثه‏اش) بدهند.سوره بقره آيه .178

7) ذى القعده امسال كه شما موفق به زيارت كعبه شديد به جاى ذى القعده سال گذشته‏تان كه شما را به شهر مكه راه ندادند، و اگر ايشان به خيال اينكه شما در شهر حرام قتال نمى‏كنيد خواستند بر شما بتازند بدانيد كه شما هم مى‏توانيد به عنوان قصاص با آنان قتال كنيد، چيزيكه هست بايد به مقدار تجاوز آنان شما هم تجاوز كنيد و خدا را در بيشتر از آن در نظر بگيريد.سوره بقره آيه .194

8) اگر عذابشان كنى آنها بندگان تواند.سوره مائده آيه .118

9) سوره يوسف آيه .79

10) آيا اى بنى آدم با شما عهد نكردم كه بندگى شيطان را نكنيد و او براى شما دشمنى است آشكارا، و اينكه مرا بندگى كنيد؟ سوره يس آيه .61

11) آيا ديدى آنكسى را كه هواى نفس خود را معبود خود گرفت؟ سوره جاثيه آيه .23

12) و اگر آنها را ببخشى بدرستى توئى عزيز و حكيم.سوره مائده آيه .118

13) بگو اى بندگان من كه نسبت به خود ظلم روا داشتيد از رحمت خدا مايوس مباشيد به درستيكه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، بازگشت كنيد به سوى پروردگارتان و تا عذاب بر شما نازل نشده تسليمش شويد كه اگر نشويد و عذاب فرا رسد كسى نيست كه شما را يارى كند، و پيروى كنيد بهترين دستوراتى را كه از ناحيه پروردگارتان بسويتان نازل شده.سوره زمر آيه .55

14) اگر خداى تعالى بر خود واجب كرده كه توبه گنهكاران را قبول كند از گنهكارانى قبول مى‏كند كه از روى نادانى گناهى مرتكب شده و بى‏درنگ از آن توبه كنند، آنانند كه خداوند از گناهشان مى‏گذرد و خدا دانا و حكيم است، نه آنان كه به طور پى‏گير و مداوم گناه مى‏كنند و هيچ در صدد برنمى‏آيند تا مرگ‏شان فرا رسد آنوقت مى‏گويند: خدايا اينك به سوى تو بازگشت مى‏كنيم ايشان و همچنين كسانى كه در حال كفر مى‏ميرند توبه‏شان قبول نمى‏شود و ما براى آنان عذابى دردناك آماده كرده‏ايم.سوره نساء آيه 17 و .18

15) و كسانى كه كفار آنان را به غير خدا معبود خود مى‏پندارند اختيار شفاعتشان را ندارند مگر امثال عيسى كه به حق شهادت دادند در حاليكه علم دارند.سوره زخرف آيه .86

16) و به تحقيق خداوند از شما در گذشت و خدا نسبت به مؤمنين داراى فضل مخصوصى است. 

سوره آل عمران آيه .152

17) آيا دريغ داشتيد از اينكه قبل از خلوت كردن با رسول الله (ص) صدقاتى بدهيد؟ پس حالا كه خداوند از تقصيرتان گذشت نماز بخوانيد و زكات بدهيد و خدا و رسولش را اطاعت كنيد .سوره مجادله آيه .13

18) به جان پيغمبر سوگند كه خداوند د