خلاق مى‏دانند. 

قرآن مجيد با روش خاصى به اين نكته اشاره ميكند و انكار مبدأ و معاد را مايه كشته شدن عواطف انسانى ميداند، تا آنجا كه دل او سخت و پرقساوت مى‏گردد و مهربانى و ترحمى نسبت به يتيم و مستمند و بى‏نوا ندارد، چنانكه ميفرمايد: 

ارأيت الذى يكذب بالدين، فذلك الذى يدع اليتيم و لا يحض على طعام المسكين (سوره ماعون آيه 1 ـ 3) 

«آيا ديدى كسى را كه روز جزا را انكار مى‏كند، او همان كسى است كه (با كمال بى‏رحمى)، يتيم را طرد مى‏نمايد، و افراد را به اطعام مستمندان دعوت و ترغيب نمى‏نمايد.»

3 ـ تأمين عدالت اجتماعى 
تزاحم و اصطكاك در منافع، از لوازم اجتماع انسانى است كه در آن افراد نيرومندو ناتوان، مستعد و عقب مانده، زندگى ميكنند و افراد نيرومند و مستعد پيوسته مى‏خواهند همه چيز را به خود اختصاص دهند، براى ترميم اين قسمت چاره‏اى جز اين نيست كه قوانينى وضع گردد كه حافظ حقوق تمام طبقات باشد، ولى بايد توجه داشت كه اگر وضع قانون مهم است، اجراء آن از اصل تشريع آن اهميت بيشترى دارد. 

در جامعه‏هاى كنونى، قوه مقننه، قوه قضائيه و قوه مجريه، تا حدودى توانسته‏اند به جامعه نظم و آرامش نسبى، بخشند و در مواقع فوق العاده با تأسيس حكومتهاى پليسى و نظامى، جلو بسيارى از بى نظمى‏ها را بگيرند. 

ولى جان سخن اينجاست كه اينگونه نظامات مادى فقط ميتوانند به خلافكاريهاى عيان، پايان بخشند ولى از تعدى‏هاى پنهانى كه از ديد دستگاه قدرت‏هاى قضائى و انتظامى دور است نمى‏توانند جلوگيرى كنند. 

گذشته بر اين هر گاه خود قدرتهاى سه گانه (مقننه، مجريه، قضائيه) بخواهند از مقام و موقعيت خود سوء استفاده كنند، چه عاملى مى‏تواند جلو تصميمات آنان را بگيرد، اينجا است كه حكومتهاى مادى در گسترش عدالت اجتماعى، كاملا در بن بست قرار گرفته و جز يك موفقيت نسبى چيزى عايدشان نمى‏شود. 

ولى در اجتماعى كه زير بناى نظامات آن را، ايمان و ترس از خدا تشكيل دهد اين مشكل خود به خود حل است و كيفرهاى جانكاه آن، بهترين ضامن اجراء قوانين است. 

نگارنده در سفرى كه از ايالات متحده ديدنى به عمل آورد، در مجالس دوستان، از صنايع گسترده و تكنولوژى وسيع و دانشگاههاى بى حد و حساب و امنيت فرد و اجتماعى آمريكا توصيفهاى زيادى مى‏شنيد، دوستان غالبا از نقطه نظر خاصى سخن ميگفتند، و هدف آنان انتقاد از شرق و شرقى بود كه فرسنگها از تمدن درخشان غرب عقب مانده است، نه تمدنى دارند و نه فرهنگ، نه آسايشى دارند و نه امنيت و... 

نگارنده در مواقع مناسب از شيوه زندگى غربى انتقاد مى‏كرد و تمدن آنان را يك تمدن ماشينى، نه انسانى ميخواند هر چند انتقاد او در ذائقه دوستان تلخ بود. 

روزى كه ما نيويورك را به عزم قاهره ترك گفتيم فرداى آن روز (چهارشنبه 27 تير ماه سال 56) حادثه‏اى رخ داد كه آب پاكى روى دست آن لاف زنان و گزاف گويان ريخت، و آنان را كه پيوسته از امنيت و آسايش و ادب و اخلاق و رعايت حقوق ملت مغرب زمين، سخن ميگفتند، رسوا كرد.جرائد جهان و ايران نوشتند: 

در خاموشى برق نيويورك كه بدون سابقه رخ داد مردم عادى كوچه و بازار اين شهر، به مغازه‏ها حمله كردند و در مدت كوتاهى سرمايه‏هاى مغازه‏داران را به غارت بردند و پليس سه هزار نفر از آنها را دستگير و بازداشت كرد و موضوع تا چند روز مورد بحث محافل بود. 

آيا ملتى پيشرفته‏تر، و صنعتى‏تر از ملت آمريكا داريم؟ آيا اين مردم به ظاهر مؤدب و ثروتمند چگونه در فرصت خاصى تمام اصول انسانى و اخلاقى را زير پا گذاردند و به غارتگرى و تاراج اموال يكديگر پرداختند؟ ! 

در آمريكا، صاحبان هتلها و دوستان كرارا به ما اخطار مى‏كردند كه در اطاق را از پشت ببنديم و تا افراد را نشناسيم، درب را به روى آنان باز نكنيم. 

آيا در مشرق زمين، كه معتقدات مذهبى تا حدى به قوت خود باقى است و مردم اين سامان، به كيفرها و جزاهاى اخروى معتقد هستند، در خاموشى برق شهر را تاراج ميكنند؟ ! 

متأسفانه هنوز رهبران جهان به ارزش مبانى مذهبى و نقش آن در تأمين عدالت و گسترش امنيت اجتماعى پى نبرده‏اند و تأسف آور آنكه رهبران شرق با داشتن چنين سرمايه عظيم به دنبال روشهاى غربى هستند و هر روز براى رسيدن به امنيت و عدالت اجتماعى نظامات مادى را گسترش داده و به تشكيلات پليسى خود توسعه ميدهند، در صورتيكه هزينه‏هائى را كه در اين مورد مصرف مينمايند اگر در مورد تحكيم مبانى دينى و گسترش فضائل اخلاقى و ريشه‏كن كردن برنامه‏هاى ضد انسانى مصرف كنند به اهداف انسانى خود زودتر نائل ميگردند. 

آثار سازنده معاد در قرآن 
قرآن در يك آيه، نظريه دو گروه (مادى و الهى) را درباره معاد منعكس ميكند، شما در مفاد اين دو نظر، دقت كنيد، سپس به سؤالى كه خواهيم كرد پاسخ بفرمائيد 

1 ـ قال الذين كفروا لا تاتينا الساعة 

.2 قل بلى و ربى لتأتينكم عالم الغيب لا يعزب عنه مثقال ذرة فى السموات و لا فى الارض و لا اصغر من ذلك و لا اكبر الا فى كتاب مبين. (سباء ـ آيه 4) 

«گروه كفار گفتند كه قيامتى نخواهد آمد.»«بگو، سوگند به خدايم رستاخيز خواهد آمد، اوست آگاه از غيب حتى اندازه سنگينى ذره‏اى در آسمانها و زمين و نه از آن كوچكتر و نه از آن بزرگتر نزد او پنهان نيست و همگى در كتاب روشنى مضبوط مى‏باشد.»

من از شما سؤال ميكنم كدام يك از اين دو مكتب مى‏تواند، به اجراء قوانين و تحكيم عدالت اجتماعى و حفظ حقوق همنوعان كمك كند؟ آيا آن مكتبى كه مى‏گويد: 

جهان، صاحبى و خدائى دانا، توانا، عادل و دادگر ندارد و پس از مرگ، براى اعمال او حساب و كتابى در كار نيست، با مكتبى كه ميگويد هر عملى هر چند كوچك باشد، در روز بازپسين، حساب و كتابى خواهد داشت؟ 

پى‏نوشت‏ها: 

.1 سوره انعام آيه 29، و نيز به سوره مومنون آيه 37 مراجعه شود. 

.2 سوره يوسف، آيه .22
آثار سازنده عقيده به معاد 
كتاب: الهيات و معارف اسلامى، ص 437

نويسنده: آيت الله جعفر سبحانى 

عقيده به زندگى پس از مرگ و اعتقاد به كيفر و پاداش اعمال، نقش بزرگى در آرامش روانى و امنيت اجتماعى ما دارد كه آرامش روانى، اثر فردى و امنيت اثر اجتماعى آن است، اينك پيرامون آرامش روانى و آثار فردى عقيده به معاد بحث ميكنيم. 

بشر هر چند در پرتو قدرت صنعت و تكنيك، درهاى فضا را به روى خود گشوده و انسانهائى را به ماه فرستاده و بازگردانيده است و از قلب و كليه‏هاى مصنوعى به جاى طبيعى آن استفاده كرده است، ولى در برابر اين پيروزى چشمگير علمى، به سكونت خاطر و آرامش روانى كه زير بناى يك زندگى سعادتمندانه را تشكيل ميدهد، نه تنها دست نيافته است، بلكه به موازات پيشرفت صنعت و دانشهاى مادى، مشكلات روانى وى افزايش يافته است. 

عوامل و مشكلات روانى و ناراحتى‏هاى روحى او يكى و دو تا نيست، ولى موضوعات زير از علل چشمگير اضطراب است: 

1 ـ ماديگرى بى حد و حساب. 

2 ـ شدائد و مصائب. 

3 ـ انديشه مرگ. 

اينك هر يك از اين سه عامل را به گونه‏اى توضيح ميدهيم. 

جهان سرمايه‏دارى براى فزونى كالاهاى خود، وسا