ن، تا آنجا كه مى‏فرمايد: (و لا يشفعون الا لمن ارتضى، مشركين مى‏گفتند: خدافرزند گرفته منزه ست‏خدا، بلكه فرشتگان بندگان مقرب خدايند، (تا آنجا كه مى‏فرمايد)وشفاعت نمى‏كنند مگر براى كسيكه خدا بپسندد) . (1) 

كه يكى از آنان عيسى بن مريم ع است، كه در روز قيامت‏شفاعت مى‏كند، و نيزمى‏فرمايد(و لا يملك الذين يدعون من دونه الشفاعة، الا من شهد بالحق، و هم يعلمون، آن كسانيكه‏مشركين بجاى خدا ميخوانند، مالك شفاعت نيستند، تنها كسانى مالك شفاعتند، كه بحق شهادت‏ميدهند و خود داناى حقند) (2) . 

و اين دو آيه شريفه، علاوه بر اينكه دلالت مى‏كنند بر شفاعت انبياء، دلالت بر شفاعت ملائكه‏نيز دارند، چون در اين دو آيه گفتگو از فرزند خدا بود، كه مشركين ملائكه را دختران خدامى‏پنداشتند و يهود و نصارى مسيح و عزير را پسر خدا مى‏پنداشتند. 

دسته‏اى ديگر از شفيعان روز قيامت ملائكه هستند، كه قرآن كريم در باره شفاعت كردن آنان‏مى‏فرمايد: (و كم من ملك فى السماوات، لا تغنى شفاعتهم شيئا، الا من بعد ان ياذن الله لمن يشاء ويرضى، و چه بسيار فرشته كه در آسمانهايند، و شفاعتشان هيچ اثرى ندارد، مگر بعد از آنكه خدابراى هر كس بخواهد اجازه دهد) (3) ، و نيز مى‏فرمايد: (يومئذ لا تنفع الشفاعة، الا من اذن له‏الرحمن، و رضى له قولا، يعلم ما بين ايديهم، و ما خلفهم، امروز شفاعت‏سودى نمى‏بخشد، مگركسيكه رحمان باو اجازه داده باشد، و سخن او پسنديده باشد، خدا آنچه را كه پيش روى‏ايشانست، و آنچه را از شت‏سر فرستاده‏اند، ميداند) (4) . 

طائفه ديگر از شفيعان در قيامت‏شهدا هستند، كه آيه: (و لا يملك الذين يدعون من دونه‏الشفاعة، الا من شهد بالحق، و هم يعلمون)، (5) كه ترجمه‏اش گذشت، دلالت بر آن دارد، چون اين‏طائفه نيز بحق شهادت دادند، پس هر شهيدى شفيعى است، كه مالك شهادت است، چيزيكه هست‏اين شهادت، همانطور كه در سوره فاتحه گفتيم، و بزودى در تفسير آيه: (و كذلك جعلناكم امة‏وسطا، لتكونوا شهداء على الناس) (6) نيز خواهيم گفت، مربوط باعمال است، نه شهادت بمعناى‏كشته شدن در ميدان جنگ، از اينجا روشن ميشود: كه مؤمنين نيز از شفيعان روز قيامتند، براى‏اينكه خدايتعالى خبر داده، كه مؤمنين نيز در روز قيامت ملحق بشهداء ميشوند، و فرموده: (و الذين‏آمنوا بالله و رسله، اولئك هم الصديقون، و الشهداء عند ربهم، و كسانيكه بخدا و رسولش ايمان 

............................................ 

1 - سوره انبياء آيه 28 

2 - زخرف آيه 86 

3 - سوره نجم آيه 26 

4 - سوره طه آيه 110 

5 - سوره بقره آيه 143 

6 - سوره زخرف آيه 86 

آوردند، ايشان همان صديقين و شهداء نزد پروردگارشانند) (1) ، كه انشاء الله بزودى بيانش خواهدآمد. 

............................................ 

1 - سوره حديد آيه 19 

الميزان جلد 1 صفحه 260 علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه 

شفاعت‏شوندگان 
3 - شفاعت در باره چه كسانى جريان مى‏يابد؟ 
خواننده گرامى از بيانيكه تاكنون در باره اين مسئله ملاحظه فرمود، فهميد، كه تعيين‏اشخاصى كه در باره‏شان شفاعت ميشود، آنطور كه بايد با تربيت دينى سازگارى ندارد، و تربيت‏دينى اقتضاء ميكند كه آنرا بطور مبهم بيان كنند، همچنانكه قرآن كريم نيز آنرا مبهم گذاشته، مى‏فرمايد: (كل نفس بما كسبت رهينة، الا اصحاب اليمين، فى جنات يتسائلون، عن المجرمين ماسلككم فى سقر؟قالوا: لم نك من المصلين، و لم نك نطعم المسكين، و كنا نخوض مع الخائضين، و كنا نكذب بيوم الدين، حتى اتينا اليقين، فما تنفعهم شفاعة الشافعين، هر كسى گروگان كرده‏خويش است، مگر اصحاب يمين، كه در بهشتها قرار دارند، و از يكديگر سراغ مجرمين را گرفته، مى‏پرسند: چرا دوزخى شديد؟ ميگويند: ما از نمازگزاران نبوديم، و بمسكينان طعام نميخورانديم، و هميشه با جستجوگران در جستجو بوديم، و روز قيامت را تكذيب مى‏كرديم، تا وقتى كه يقين‏بر ايمان حاصل شد، در آن هنگام است كه ديگر شفاعت‏شافعان سودى براى آنان ندارد) (1) . 

در اين آيه مى‏فرمايد: در روز قيامت هر كسى مرهون گناهانى استكه كرده، و بخاطرخطايائى كه از پيش مرتكب شده، بازداشت ميشود، مگر اصحاب يمين، كه از اين گرو آزادشده‏اند، و در بهشت مستقر گشته‏اند، آنگاه ميفرمايد: اين طائفه در عين اينكه در بهشتند، مجرمين‏را كه در آنحال در گرو اعمال خويشند، مى‏بينند، و از ايشان در آنهنگام كه در دوزخند مى‏پرسند، وايشان بان علت‏ها كه ايشانرا دوزخى كرده اشاره مى‏كنند، و چند صفت از آنرا مى‏شمارند، آنگاه‏از اين بيان اين نتيجه را مى‏گيرد كه شفاعت‏شافعان بدرد آنان نخورد. 

و مقتضاى اين بيان اين است كه اصحاب يمين داراى آن صفات نباشند يعنى آن صفاتيكه‏در دوزخيان مانع شمول شفاعت بانها شد، نداشته باشند، و وقتى آن موانع در كارشان نبود، قهراشفاعت‏شامل حالشان ميشود، و وقتى مانند آن دسته در گرو نباشند، لابد از گرو در آمده‏اند، وديگر مرهون گناهان و جرائم نيستند، پس معلوم ميشود: كه بهشتيان نيز گناه داشته‏اند، چيزيكه‏هست‏شفاعت‏شافعان ايشانرا از رهن گناهان آزاد كرده است. 

آرى در آيات قرآنى اصحاب يمين را بكسانى تفسير كرده كه اوصاف نامبرده در دوزخيانراندارند، توضيح اينكه: آيات سوره واقعه و سوره مدثر، كه بشهادت آيات آن در مكه و در آغاز بعثت‏نازل شده، و ميدانيم كه در آن ايام هنوز نماز و زكوة بان كيفيت كه بعدها در اسلام واجب شد، واجب نشده بود. 

............................................ 

1 - سوره مدثر آيات 38 - 48 

مع ذلك اهل دوزخ را بكسانى تفسير مى‏كند كه نمازخوان نبوده‏اند، پس معلوم ميشود مرادبنماز در آيه 38 - 48 از سوره مدثر، توجه بخدا با خضوع بندگى است، و مراد با طعام مسكين هم، مطلق انفاق بر محتاجان بخاطر رضاى خداست، نه اينكه مراد بنماز و زكاة، نماز و زكاة معمول درشريعت اسلام باشد. 

و منظور از جستجوى با جستجوگران، فرو رفتن در بازى‏گريهاى زندگى، و زخارف‏فريبنده دنيائى است، كه آدمى را از روى آوردن بسوى آخرت باز ميدارد، و نمى‏گذارد بياد روزحساب و روز قيامتش بيفتد، و يا منظور از آن فرو رفتن در طعن و خرده‏گيرى در آيات خدا است، آياتيكه در طبع سليم باعث‏يادآورى روز حساب ميشود، از آن بشارت و انذار ميدهد. 

پس اهل دوزخ بخاطر داشتن اين چهار صفت، يعنى ترك نماز براى خدا، و ترك انفاق درراه خدا، و فرورفتگى در بازيچه دنيا، و تكذيب روز حساب، دوزخى شده‏اند، و اين چهار صفت‏امورى هستند كه اركان دين را منهدم ميسازند، و بر عكس داشتن ضد آن صفات، دين خدا را بپاميدارد، چون دين عبارتست از اقتدارى بهاديانى كه خود معصوم و طاهر باشند، و اين نميشود، مگرباينكه از دلبندى بزمين و زيورهاى فريبنده آن دورى كنند، و بسوى ديدار خدا روى آورند، كه اگراين دو صفت محقق شود، هم از(خوض با خائضين)اجتناب شده، و هم از(تكذيب يوم الدين). 

و لازمه اين دو صفت توجه بسوى خدا است به عبوديت، و سعى در رفع حوائج جامعه، كه‏بعبارتى ديگر ميتوان از اولى بنماز تعبير كرد، و 