نيم، تمامى آزاديها كه اسلام آورده‏بود از بين رفت، و يك تمدن غربى جاى‏گزين تمدن واقعى اسلامى شد، و از دين اسلام در بين‏مسلمانان چيزى باقى نماند، مگر بقدر آن رطوبتى كه پس از خالى كردن كاسه آب در آن ميماند. 

و همين ضعف واضح كه در سياست دين پيدا شد، و اين ارتجاع و عقب گردى كه مسلمانان‏كردند، باعث‏شد از نظر فضائل و فواضل تنزل نموده، بانحطاط اخلاقى و عملى گرفتار شوند، ويكسره در منجلاب لهو و لعب و شهوات و كارهاى زشت فرو روند، و در نتيجه تمام قرق‏هاى‏اسلام شكسته شد، و گناهانى در بينشان پديد آمد، كه حتى بى‏دينان هم از آن شرم دارند. 

اين بود علت انحطاط، نه بعضى از معارف دينى، كه بغير از سعادت انسان در زندگى دنيا وآخرتش اثرى ندارد، خداوند همه مسلمانان را بعمل باحكام، و معارف اين دين حنيف يارى دهد. 

و آن آمارى هم كه نام بردند، (بفرضى كه درست باشد)، از جمعيت متدينى گرفته‏اند، كه‏سرپرست نداشته‏اند، و در حت‏سيطره حكومتى كه معارف و احكام دين را موبمو در آنان اجراء 

كند نبوده‏اند، پس در حقيقت آمارى كه گرفته شده، از يك جمعيت بى دين گرفته‏اند، بى دينى كه نام‏دين بر سر دارند، بخلاف آن جمعيت بى دينى كه تعليم و تربيت اجتماعى غير دينى را با ضامن‏اجراء داشته‏اند، يعنى سرپرستى داشته‏اند، كه قوانين اجتماعى را موبمو در آنان اجراء كرده، وصلاح اجتماعى آنانرا حفظ نموده، پس اين آمارگيرى هيچ دلالتى بر مقصود آنان ندارد. 

الميزان جلد 1 صفحه 279 

علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه 

حقيقت‏شفاعت در روايات 
بحث روايتى شامل رواياتى در باره شفاعت و شفعاء 
در امالى (1) شيخ صدوق عليه الرحمه، از حسين بن خالد، از حضرت رضا، از آباء گرامش، از امير المؤمنين ع، روايت كرده كه فرمود: رسولخدا(ص)فرمود: كسى كه بحوض من‏ايمان نداشته باشد، خداوند او را در حوضم وارد نكند، و كسيكه بشفاعت من ايمان نداشته باشد، خداوند او را بشفاعتم نائل نسازد، آنگاه فرمود: تنها شفاعت من مخصوص كسانى از امت من‏است، كه مرتكب گناهان كبيره شده باشند، و اما نيكوكاران از ايشان هيچ گرفتارى پيدا نمى‏كنند، حسين ابن خالد ميگويد: من بحضرت رضا عرضه داشتم: يا بن رسول الله!پس معناى اين كلام‏خدايتعالى كه مى‏فرمايد: (و لا يشفعون الا لمن ارتضى)چيست؟فرمود: شفاعت نمى‏كنند، مگركسى را كه خدا دينش را پسنديده باشد. 

.مؤلف: اينكه فرمود: (تنها شفاعتم...)مطلبى استكه بطرق بسيارى از طريق شيعه و سنى‏از آنجناب روايت‏شده، و اگر بياد داشته باشيد، همين معنا را از آيات فهميديم. 

و در تفسير عياشى (2) از سماعة بن مهران، از ابى ابراهيم، حضرت كاظم ع، روايت‏آورده، كه در ذيل آيه: (عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا، اميد آن داشته باش، كه پروردگارت‏بمقام محمودت برساند) (3) فرمود: روز قيامت مردم همگى از شكم خاك بر ميخيزند، و مقدار چهل‏سال مى‏ايستند، و خدايتعالى آفتاب را دستور ميدهد تا بر فرق سرهاشان آنچنان نزديك شود، كه‏از شدت گرما عرق بريزند، و بزمين دستور مى‏رسد، كه عرق آنان را در خود فرو نبرد، مردم به نزدآدم مى‏روند، و از او ميخواهند، تا شفاعتشان كند، آدم مردم را به نوح دلالت مى‏كند، و نوح ايشانرابه ابراهيم، و ابراهيم بموسى، و موسى بعيسى و عيسى بايشان ميگويد: بر شما باد بمحمد(ص) 

خاتم النبيين، پس محمد(ص)مى‏فرمايد: آرى من آماده اينكارم، پس براه مى‏افتد، تا دم در بهشت‏مى‏رسد، و دق الباب مى‏كند، از درون بهشت مى‏پرسند: كه هستى؟و خدا داناتر است، پس محمدمى‏گويد: من محمدم، از درون خطاب مى‏رسد: در را برويش باز كنيد، چون در برويش گشوده‏ميشود، بسوى پروردگار خود روى مى‏آورد، در حاليكه سر بسجده نهاده باشد، و سر از سجده 

............................................ 

1 - امالى صدوق ص 16 ح 4 مجلس 2 

2 - تفسير عياشى ج 2 ص 315 ح 151 

3 - سوره اسرى آيه 79 

بر نميدارد، تا اجازه سخن بوى دهند، و بگويند حرف بزن، و درخواست كن، كه هر چه بخواهى‏داده خواهى شد و هر كه را شفاعت كنى پذيرفته خواهد شد. 

پس سر از سجده بر ميدارد، دوباره رو بسوى پروردگارش نموده، از عظمت او بسجده‏مى‏افتد، اين بار هم همان خطابها بوى ميشود، سر از سجده بر ميدارد، و آنقدر شفاعت مى‏كند، كه‏دامنه شفاعتش حتى بدرون دوزخ رسيده، شامل حال كسانى كه باتش سوخته‏اند، نيز ميشود، پس‏در روز قيامت در تمامى مردم از همه امتها، هيچ كس آبروى محمد(ص)را ندارد، اين است آن‏مقامى كه آيه شريفه(عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا)، بدان اشاره دارد. 

.مؤلف: اين معنا در رواياتى بسيار زياد، بطور مختصر و مفصل، هم بطرق متعدده‏اى ازسنى، و شيعه، روايت‏شده است، و اين روايات دلالت دارد بر اينكه مقام محمود در آيه شريفه همان‏مقام شفاعت است، البته منافات هم ندارد كه غير آنجناب، يعنى ساير انبياء و غير انبياء هم بتوانندشفاعت كنند، چون ممكن است‏شفاعت آنان فرع شفاعت آنجناب باشد، و فتح باب شفاعت‏بدست آنجناب بشود. 

و در تفسير عياشى (1) نيز از يكى از دو امام باقر و صادق ع روايت آمده، كه درتفسير آيه(عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا)، فرمود: اين مقام شفاعت است. 

باز در تفسير عياشى (2) از عبيد بن زراره روايت آمده، كه گفت: شخصى از امام صادق(ع) 

پرسيد: آيا مؤمن هم شفاعت دارد؟فرمود: بله، فردى از حاضران پرسيد: آيا مؤمن هم بشفاعت‏محمد(ص)در آنروز محتاج ميشود؟فرمود: بله، براى اينكه مؤمنين هم خطايا و گناهانى دارند، هيچ احدى نيست مگر آنكه محتاج شفاعت آنجناب ميشود، راوى ميگويد: مردى از اين گفتاررسولخدا پرسيد: كه فرمود: (من سيد و آقاى همه فرزندان آدمم، و در عين حال افتخار نمى‏كنم) 

حضرت فرمود: بله صحيح است، آنجناب حلقه در بهشت را مى‏گيرد، و بازش مى‏كند، و سپس‏بسجده مى‏افتد، خدايتعالى مى‏فرمايد: سر بلند كن، و شفاعت نما، كه شفاعتت پذيرفته است، و هرچه ميخواهى بطلب كه بتو داده ميشود، پس سر بلند مى‏كند و دوباره بسجده مى‏افتد باز خدايتعالى‏مى‏فرمايد: سر بلند كن و شفاعت نما كه شفاعتت پذيرفته است و درخواست نما كه درخواستت‏برآورده است پس آنجناب سر بر مى‏دارد و شفاعت مى‏نمايد، و شفاعتش پذيرفته ميشود ودرخواست مى‏كند، و باو هر چه خواسته ميدهند. 

و در تفسير فرات (3) ، از محمد بن قاسم بن عبيد، با ذكر يك يك راويان، از بشر بن شريح 

............................................ 

1 - تفسير عياشى ج 2 ص 315 ح 151 

2 - تفسير عياشى ج 2 ص 314 ح 148 

3 - تفسير فرات ص 215 

بصرى، روايت آورده، كه گفت: من بمحمد بن على(ع)عرضه داشتم: كداميك از آيات قرآن‏اميدواركننده‏تر است؟فرمود: قوم تو در اين باره چه ميگويند؟عرضه داشتم: ميگويند آيه: (قل ياعبادى الذين اسرفوا على انفسهم، لا تقنطوا من رحمة الله، بگو اى كسانيكه در حق خودزياده‏روى و ستم كرديد، از رحمت‏خدا نوميد مشويد) (1) است، فرمود: و لكن ما اهل بيت اين رانميگوئيم، پرسيدم: پس شما كدام آيه را اميدواركننده‏تر ميدانيد؟فرمود: آيه(و لسوف يعطيك‏ربك فترضى) (2)