ج سازند، و باخرت هم كافرند) (1) واين همان كسى است كه اعتقاد بروز مجازات ندارد، در نتيجه اگر اوامرى از خدا از او فوت شد، ناراحت نميشود، و يا اگر محرماتى را مرتكب گشت، دچار دل واپسى نمى‏گردد، و حتى اگر تمامى‏معارف الهيه، و تعاليم دينيه را انكار كرد، و يا امر آن معارف را خوار شمرد، و اعتنائى به جزاء وپاداش در روز جزا و پاداش نكرد، هيچ دلواپسى پيدا نمى‏كند، و اگر سخنى از آن بميان مى‏آورد، از در استهزاء و تكذيب است. 

و اينكه فرمود: (پس اين تائب و مستحق شفاعت است)، معنايش اين است كه او بسوى‏خدا بازگشته، و داراى دينى مرضى و پسنديده گشته، از مصاديق شفاعت قرار گرفته است، و گر نه‏اگر منظور توبه اصطلاحى بود، توبه خودش يكى از شفعا است. 

و اينكه كلام رسولخدا(ص)را نقل كرد كه فرمود: (هيچ گناهى با استغفار كبيره نيست) 

الخ، منظورش از اين نقل تمسك بجمله بعدى بود، كه فرمود: (و هيچ صغيره‏اى با اصرار صغيره‏نيست)چون كسيكه از گناه صغيره، گرفته خاطر و پشيمان نميشود، گناه در باره او وضع ديگرى‏بخود مى‏گيرد، و عنوان تكذيب به معاد و ظلم بايات خدا را پيدا مى‏كند، و معلوم است كه چنين‏گناهى آمرزيده نيست، زيرا گناه وقتى آمرزيده ميشود، كه يا صاحبش توبه كند، كه مصر بر گناه‏گفتيم پشيمان نيست، و توبه نمى‏كند، و يا بشفاعت آمرزيده ميشود، كه باز گفتيم شفاعت دين‏مرضى ميخواهد، و دين چنين شخصى مرضى نيست. 

نظير اين معنا در روايت (2) علل آمده كه از ابى اسحاق القمى، نقل كرده كه گفت: من بابى جعفرامام محمد بن على باقر ع عرضه داشتم: يا بن رسول الله!از مؤمن مستبصر برايم بگو، كه‏وقتى داراى معرفت ميشود، و كمال مى‏يابد، آيا باز هم زنا مى‏كند؟فرمود: بخدا سوگند نه، پرسيدم 

............................................ 

1 - سوره اعراف آيه 45 

2 - علل الشرايع ص 489 

آيا لواط مى‏كند؟فرمود: بخدا سوگند، نه، ميگويد: پرسيدم: آيا دزدى مى‏كند؟فرمود: نه، پرسيدم: 

آيا شراب ميخورد؟فرمود: نه، پرسيدم: آيا هيچيك از اين گناهان كبيره را مى‏كند؟و هيچ عمل‏زشتى از اين اعمال مرتكب ميشود؟فرمود: نه، پرسيدم: پس مى‏فرمائيد: اصلا گناه نميكند؟فرمود: 

نه، در حاليكه مؤمن است ممكن است گناه كند، چيزى كه هست مؤمنى است مسلمان، و گناهكار، پرسيدم: معناى مسلمان چيست؟فرمود: مسلمان بطور دائم گناه نميكند، و بر آن اصرار نمى‏ورزد، (تا آخر حديث) 

و در خصال (1) ، بسندهائى از حضرت رضا، از پدران بزرگوارش ع، از رسولخدا(ص)، روايت كرده كه فرمود: چون روز قيامت‏شود، خداى عز و جل براى بنده مؤمنش تجلى‏مى‏كند، و او را بگناهانى كه كرده يكى يكى واقف ميسازد، و آنگاه او را مى‏آمرزد، و اين بدان‏جهت مى‏كند، كه تا هيچ ملك مقرب، و هيچ پيغمبرى مرسل، از فضاحت و رسوائى بنده او خبردارنشود، پرده‏پوشى مى‏كند، تا كسى از وضع او آگاه نگردد، آنگاه بگناهان او فرمان ميدهد تا حسنه‏شوند. 

و از صحيح مسلم (2) نقل شده: كه با سندى بريده، از ابى ذر، از رسولخدا(ص)روايت‏آورده، كه فرمود: (روز قيامت مردى را مى‏آورند، و فرمان مى‏رسد: كه گناهان صغيره‏اش را باوعرضه كنيد، و سپس از او دور شويد، باو ميگويند: تو چنين و چنان كرده‏اى، او هم اعتراف‏مى‏كند، و هيچيك را انكار نمى‏كند، ولى همه دل واپسيش از اين است كه بعد از گناهان صغيره‏كبائرش را برخش بكشند، آنوقت از شرم و خجالت چه كند؟ولى ناگهان فرمان مى‏رسد: بجاى هرگناه يك حسنه برايش بنويسيد، مرد، مى‏پرسد: آخر من گناهان ديگرى داشتم، و در اينجانمى‏بينم؟ابى ذر گفت: رسولخدا(ص)وقتى باينجا رسيد، آنچنان خنديد كه دندانهاى كنارش‏نمودار شد. 

و در امالى (3) از امام صادق ع روايت آمده: كه فرمود: چون روز قيامت‏شود، خداى‏تبارك و تعالى رحمت‏خود بگستراند، آنچنان كه شيطان هم بطمع رحمت او بيفتد. 

.مؤلف: اين سه روايت اخير، از مطلقات اخبارند، كه قيد و شرطى در آنها نشده، و منافات باروايات ديگرى ندارد، كه قيد و شرط در آنها شده است. 

و اخبار داله بر وقوع شفاعت، از رسولخدا(ص)در روز قيامت، هم از طرق ائمه اهل بيت‏و هم از طرق عامه، بسيار و بحد تواتر رسيده است، كه صرفنظر از مفاد يك يك آنها، همگى بر 

............................................ 

1 - عيون اخبار الرضا(ع)ج 2 ص 32 ج 57 ب 31 

2 - صحيح مسلم 

3 - امالى صدوق ص 171 ح 2 مجلس 37 

يك معنا دلالت دارند، و آن اين است كه در روز قيامت افرادى گنه‏كار از اهل ايمان شفاعت‏ميشوند، حال يا اينكه از دخول در آتش نجات مى‏يابند، و يا اينكه بعد از داخل شدن بيرون‏ميشوند، و آنچه از اين اخبار بطور يقين حاصل ميشود، اين است كه گنه‏كاران از اهل ايمان درآتش خالد و جاودانه نمى‏مانند، و بطوريكه بخاطر داريد از قرآن كريم هم بيش از اين استفاده‏نميشد. 

الميزان جلد 1 صفحه 265 

علامه طباطبايى رضوان الله تعالى 

ايمان شرط شفاعت
5 - شفاعت به چه چيز تعلق مى‏گيرد؟ 
خواننده عزيز توجه فرمود، كه شفاعت دو قسم بود، يكى تكوينى، كه گفتيم: عبارتست ازتاثير هر سببى تكوينى در عالم اسباب، و يكى تشريعى، كه گفتيم: مربوط است به ثواب و عقاب، حال ميگوئيم: از اين قسم دوم بعضى در تمامى گناهان از شرك گرفته تا پائين‏تر از آن اثرمى‏گذارد، مانند شفاعت و وساطت توبه، و ايمان البته توبه و ايمان در دنيا و قبل از قيامت - . 

و بعضى ديگر در عذاب بعضى از گناهان اثر دارد، مانند عمل صالح كه واسطه ميشود درمحو شدن گناهان، و اما آن شفاعتى كه مورد نزاع و اختلافست، يعنى شفاعت انبياء و غير ايشان‏در روز قيامت، براى برداشتن عذاب از كسيكه حساب قيامت، او را مستحق آن كرده، در گذشته‏يعنى در تحت عنوان شفاعت در حق چه كسى جريان مى‏يابد، گفتيم: كه اين شفاعت مربوط است‏باهل گناهان كبيره، از اشخاصى كه متدين بدين حق هستند، و خدا هم دين آنانرا پسنديده است. 

6 - شفاعت چه وقت فائده ميبخشد؟ 
منظور ما از اين شفاعت، باز همان شفاعت مورد نزاع است، شفاعتى كه گفتيم: عذاب روزقيامت را از گنه‏كاران بر ميدارد، اما پاسخ از اين سئوال، اين استكه آيه شريفه: (كل نفس بما كسبت‏رهينة، الا اصحاب اليمين، فى جنات يتسائلون: عن المجرمين، ما سلككم فى سقر؟) (2) ، كه‏ترجمه‏اش چند صفحه قبل گذشت، دلالت دارد بر اينكه شفاعت بچه كسانى مى‏رسد، و چه كسانى‏از آن محرومند، چيزيكه هست بيش از اين هم دلالت ندارد، كه شفاعت تنها در فك رهن، و آزادى‏از دوزخ، و يا خلود در دوزخ مؤثر است، و اما در ناراحتى‏هاى قبل از حساب، از هول و فزع‏قيامت، و ناگواريهاى آن، هيچ دلالتى نيست بر اينكه شفاعت در آنها هم مؤثر باشد، بلكه ميتوان‏گفت: كه آيه دلالت دارد بر اينكه شفاعت تنها در عذاب دوزخ مؤثر است، و در ناگواريهاى قبل ازآن مؤثر نيست. 

اين نكته را هم بايد دانست كه از آيات نامبرده در سوره مدثر ميتوان استفاده كرد كه سئوال‏و جوابيكه در آن شده مربوط است به بعد از فصل قضا، و رسيدگى بحسابها، بعد از آنكه اهل‏بهشت جاى خود را در بهشت گرفته، و اهل دوزخ هم در دوزخ قرار