نان مى‏كنند و با تربت آنان تبرك مى‏جويند براى اين است كه اين اعمال رامصاديقى براى تعظيم شعائر مى‏دانند و به آيه شريفه"و من يعظم شعائر الله فانها من تقوى‏القلوب" (5) ، و آيه مودت به ذى القربى و به آيات ديگر و روايات سنت، تمسك مى‏كنند. 

فرق بين شرك و استشفاع 
پس چنين كسى كه اينگونه اعمالى را انجام مى‏دهد مى‏خواهد وسيله‏اى به درگاه خدابرده و به آيه شريفه"يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله" (6) عمل كرده باشد، پس‏اين خود خداى تعالى است كه ابتغاء وسيله به آن حضرات را تشريع كرده و دوست داشتن آنان‏و تعظيمشان را واجب فرموده و همين دوستى و تعظيم را وسائلى به درگاه خود قرار داده است و معنا نداردكه خداى تعالى محبت‏به چيزى و تعظيم آن را واجب كند و در عين حال آثار آن را تحريم‏نمايد.بنا بر اين هيچ مانعى در اين كار نيست كه كسى از راه دوستى انبياء و امامان الهى‏و تعظيم امر آنان و ساير آثار و لوازمى كه براى محبت و تعظيم هست‏به درگاه خدا تقرب بجويد، البته اين در صورتى است كه دوستى و تعظيم و بوسيدن ضريح و ساير آثار محبت، جنبه توسل واستشفاع داشته باشد نه اينكه اين امور و اين اشخاص را مستقل در تاثير بداند و يا اين اعمال‏جنبه پرستش داشته باشد. 

و ثانيا از فرقى كه بين شرك و استشفاع هست غفلت ورزيده‏اند، و به عبارتى ساده‏تراينكه نتوانسته‏اند فرق بگذارند بين اينكه كسى غير خدا را بپرستد تا او نزد خدا شفاعتش كند ويا به خدا نزديكش كند و بين اينكه تنها خدا را بپرستد و غير خدا را شفيع درگاه او قرار دهد و بادوستى كردن به غير خدا به درگاه خدا تقرب بجويد، كه در فرض اول به غير خداى تعالى‏استقلال داده و عبادت را خالص براى غير خدا كرده كه اين خود شرك ورزيدن در عبوديت‏است و در صورت دوم استقلال را فقط و فقط به خداى تعالى داده و او را مخصوص به عبادت‏كرده و احدى را شريك او قرار نداده است. 

و اگر خداى تعالى مشركين را مذمت فرموده، براى اين است كه گفته بودند: "ماالا نعبدهم ليقربونا الى الله زلفى" (7) كه اين گفتارشان ظاهر در اين است كه به غير خدااستقلال داده‏اند و در عبادت تنها همان غير خدا را در نظر مى‏گيرند نه خداى تعالى را و اگرگفته بودند: ما تنها خدا را مى‏پرستيم و در عين حال از ملائكه و يا رسولان و اولياى خدا اميدداريم كه با اذن خدا ما را شفاعت كنند و كمبود ما را جبران نمايند.و يا گفته بودند: ما به اين‏نامبردگان توسل مى‏جوييم و آنان را به درگاه خدا وسيله قرار مى‏دهيم و شعائرش را تعظيم‏مى‏كنيم و اوليايش را دوست مى‏داريم، هرگز مشرك نبودند بلكه شركاى آنان همان جنبه رامى‏داشت كه كعبه در اسلام دارد يعنى وجهه عبوديت آنان واقع مى‏شد نه معبود، همانطور كه‏كعبه وجهه عبوديت مسلمين است نه معبود آنان بلكه مسلمين خداى تعالى را روبروى آن‏عبادت مى‏كنند. 

و من نمى‏فهمم اين آقايان در باره حجر الاسود و استحباب بوسيدن آن و دست ماليدن به‏آن را در اسلام چگونه توجيه مى‏كنند؟و همچنين در باره خود كعبه چه مى‏گويند؟آيا طواف پيرامون‏كعبه و بوسيدن و استلام حجر شركى است كه در اسلام استثناء نشده؟ - كه مساله شرك، حكم‏ضرورى عقلى است و قابل تخصيص و استثناء نيست - و يا مى‏گويند: اين كار فقط عبادت خدااست(و كعبه)و حجر الاسود حكم طريق و جهت را دارد؟اگر اين را مى‏گويند، از ايشان‏مى‏پرسيم پس چه فرقى بين سنگ كعبه و بين غير آن هست؟اگر تعظيم غير خدا بر وجه‏استقلال دادن به آن غير نباشد و جنبه پرستش نباشد، چرا شرك شمرده شود؟و تمامى روايات‏و آياتى كه بطور مطلق به تعظيم شعائر الهى و تعظيم رسول خدا(ص)و دوست‏داشتن آن جناب و مودت با حضرتش و حب اهل‏بيتش و مودت آنان سفارش كرده و همچنين‏سفارشات ديگرى از اين قبيل، سفارش‏هايى است كه بجا و هيچ اشكالى در آنها نيست. 

پى‏نوشتها: 

(1)اين خدايان دروغين كه مشركين آنان را مى‏خوانند مالك مقام شفاعت نيستند، مگر كسانى كه‏بدانند و بر توحيد حق گواهى دهند."سوره زخرف، آيه 86" 

(2)و هرگز مقربان درگاه الهى براى كسى شفاعت نمى‏كنند مگر اينكه خدا راضى باشد."سوره‏انبياء، آيه 28" 

(3)فرمان ما به سود بندگان مرسل ما از ازل چنين بوده است كه تنها آنان منصورند و اينكه تنهالشكر ما غالبند."سوره صافات، آيات 171 - 173. 

(4)ما بطور حتم، رسولان خود و آنهايى كه به آنان ايمان آورده‏اند يارى مى‏كنيم."سوره مؤمن، آيه 51" 

(5)و كسى كه شعائر خدا را تعظيم مى‏كند اين از تقواى دل او است."سوره حج، آيه 32" 

(6)اى اهل ايمان از خدا بترسيد و به او توسل جوييد."سوره مائده، آيه 35" 

(7)ما غير خدا را مى‏پرستيم تا آنها ما را به خداى تعالى نزديك كنند."سوره زمر، آيه 3" 

ترجمه تفسير الميزان جلد 10 صفحه 436 علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه 
اصول دین، پایه‌های اعتقادی دین است که نخست باید به آنها ایمان آورد و سپس به فروع‌  دین که از آن بر خواسته‌ است پای‌بند بود. اهمیت اصول دین چنانچه از نام آن پیداست به حدی است که اگر کسی به آنها ایمان نداشته باشد از دین خارج است و اعتقاد به اصول دین باید از روی تحقیق باشد نه تقلید . بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع تصمیم به ساخت کتابی جامع درباره اصول دین مقدس اسلام گرفتم تا این مطالب در دسترس مردم قرار گرفته و به تقویت پایه های اعتقادات مردم منجر شود . مطالب این کتاب از سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه به آدرس زیر جمع آوری شده است برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به این سایت مراجعه کنید 
www.hawzah.net
کلیه مطالب این کتاب به ساده ترین زبان ممکن نوشته شده و سعی بر آن بوده است که برای همگان قابل استفاده باشد امیدوارم این کتاب مورد توجه و استفاده شما قرار گیرد 
با تشکر – التماس دعا
هدف من از تهیه این کتاب جز تقویت باور های دینی نبوده و این کتاب را با صرف ساعتها وقت تهیه کرده ام امیدوارم در این راه موفق شده باشم ولی به هر حال این کتاب خالی از اشکال و ایراد نمی تواند باشد بنابراین چنانچه در این کتاب اشکالی دیدید از طریق آدرس زیر برای من بفرستید تا این ایرادات اصلاح شود و در ضمن هر نظر و پیشنهاد دیگری درباره این کتاب و سایر کتابهایی که تمایل دارید برای موبایل ساخته شود را به آدرس ایمیل زیر بفرستید 
Mymobilebooks@gmail.com
استفاده از این کتاب کاملا رایگان است و شما نیز لطفا این کتاب را برای دوستان خود بفرستید یا در سایت و وبلاگ خود برای دانلود قرار دهید تا شما هم در گسترش فرهنگ و اعتقادات دین مقدس اسلام نقشی داشته باشید
برای دانلود کتاب های دیگر به این سایت مراجعه کنید
www.yarehamrah.com

با تشکر

مثل و مانندى ندارد
توحيد ذاتى يعنى شناختن ذات حق به وحدت و يگانگى.اولين‏شناختى كه هر كس از ذات حق دارد، غنا و بى‏نيازى اوست، يعنى ذاتى است كه در هيچ جهتى به هيچ موجودى‏نيازمند نيست و به تعبير قرآن «غنى‏» است، همه چيز به او نيازمند است و ازاو مدد مى‏گيرد و او از همه غنى است‏يا ايها الناس ان