ون فى ضلال مبين. 

آسمانها را بدون ستونهايى كه بينيد آفريد و در زمين لنگرها افكند تا تعادل شما را بر هم نزند; و انواع جانوران رابر روى زمين پراكنده ساخت. و ما از آسمان آب فرستاديم و با آن، انواع جفتهاى پرارج را در زمين رويانديم. اين آفرينش خداست، حالا به من نشان دهيد ديگران چه آفريده‏اند، ولى ستمگران آشكارا در گمراهى‏اند. (3) 

قل اريتم شركاءكم الذين تدعون من دون الله ارونى ماذا خلقوا من الارض ام لهم شرك فى السموات ام اتيناهم كتابا فهم على بينة منه بل ان يعد الظالمون بعضهم بعضا الا غرورا. ان الله يمسك السموات و الارض ان تزولا و لئن زالتا ان امسكهما من احد من بعده انه كان حليما غفورا. 

بگو راستى به من نشان دهيد اين شريكهايى كه شما به جاى خدا به نيايش آنها مى‏پردازيد، چيزى از من را آفريده يا در (آفرينش) آسمانها شركتى داشته‏اند، يا به اينان كتابى داده‏ايم و آنها در (مذهب شرك) بر دليلى روشنگر از آن كتاب تكيه دارند، نه،راستش اينكه ستمگران فقط يكديگر را با وعده‏هاى فريبنده گول مى‏زنند. خدا آسمانها و زمين را از سقوط نگه مى‏دارد و اگر سقوط كنند ديگر كسى نيست كه آنها را نگهدارد، او همواره بردبار و آمرزشگر بوده‏است. (4) 

قرآن به آنها كه در ناتوانى خدايان ساختگى ترديد دارند، مى‏گويد قدرى بيشتر بينديشيد تا اين واقعيت آشكار را درك كنيد: 

قل من رب السموات و الارض قل الله قل افاتخذتم من دونه اولياء لا يملكون لانفسكم نفعا و لا ضرا قل هل يستوى الاعمى و البصير ام هل تستوى الظلمات و النور ام جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشابه الخلق عليهم قل الله خالق كل شيى‏ء و هو الواحد القهار. 

بگو: خداوندگار آسمانها و زمين كيست؟ بگو: بنابراين آيا براى خود غير از او صاحب اختيارانى برگرفته‏ايد كه حتى سود و زيان خودشان هم به دستشان نيست؟ بگو آيا نابينا و بينا، يا تاريكى و روشنايى برابرند، يا كسانى را شريك خدا قرار داده‏اند كه آفرينشى چون آفرينش او دارند و در نتيجه در كار آفرينش، مطلب بر آنها مشتبه شده است؟ بگو خدا آفريده‏گار همه چيز است و اوست‏يكتاى چيره. (5) 

و باز از آنها كه انديشه‏شان به اندازه كافى رسا نيست‏خواسته است كه به اين مثال ساده توجه كنند: 

يا ايها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذين تدعون من دون الله لن يخلقوا ذبابا و لواجتمعوا له و ان يسلبهم الذباب شيئا لا يستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب. ما قدروا لله حق قدره ان لقوى عزيز. 

ايها الناس، براى شما مثلى زده شده، به آن گوش دهيد. اينها كه شما به جز خدا به نيايش آنها مى‏پردازيد اگر همه با هم جمع شوند يك مگس هم نخواهند آفريد، حتى اگر مگس از آنها چيزى بربايد، از چنگ او بيرون نخواهند كشيد، آرى خواهان و خواسته هر دو ناتوانند. به راستى اينان خدا را آنطور كه شايسته اوست نشناخته‏اند. خدا نيرومند و گرانقدر است. (6) 

آيه‏هاى 40 سوره روم، 1 تا 4 سوره فرقان، 3 سوره فاطر و 43 سوره زمر، همه بروى اين نكته تكيه دارند كه درباره خلق و امر، يعنى آفرينش جهان و فرمانروايى بر آن درست بينديشيم و پس از آنكه به كمك انديشه درست و منطقى در اين زمينه، به اختصاص خلق و امر به خدا پى‏برديم، نيايش و پرستش را نيز مخصوص او بدانيم. 

آيه 54 سوره اعراف بانگ مى‏زند: «آگاه باشيد! خلق و امر يكسره از آن خداست، پس تنها اوست كه بر شما سمت‏خدايى دارد.» 

ان ربكم الله الذى خلق السموات و الارض فى ستة ايام ثم استوى على العرش يغشى الليل النهار يطلبه حثيثا و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره الا له الخلق و الامر تبارك الله رب العالمين. 

خداوندگار شما همان خداست كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد، سپس بر تخت (فرماندهى عالم) قرار گرفت. روز را به شب همى‏پوشاند كه شتابان در پى آن برمى‏آيد، و خورشيد و ماه و ستارگان را «هم او آفريد»، همه رام فرمان او، هان كه آفريدن و فرمان دادن يكسره از آن او است، والا باد خدا، خداوندگار همه جهانيان. (7) 

دلايل قرآن بر توحيد در خلق و امر 
قرآن نظام يكسره، به هم پيوسته، و يگانه‏اى را كه در سراسر جهان است، دليلى روشن بر يگانگى آفريدگار و فرمانرواى جهان مى‏شمرد، و از ما مى‏خواهد كه به اين نظام و استوارى و همه‏گيرى آن بينديشيم و از اين راه به «توحيد خلق و امر» پى‏بريم. 

و الهكم اله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحيم. ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار و الفلك التى تجرى فى البحر بما ينفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء فاحيا به الارض بعد موتها و بث فيها من كل دابة و تصريف الرياح و السحاب المسخرين بين السماء و الارض لايات لقوم يعقلون. 

خداى شما خدايى است‏يكتا، جز او، آن رحمان مهرباى، خدايى نيست. در آفرينش آسمانها و زمين، و در پى هم آمدن شب و روز و كشتيها كه در دريا به سود مردم روانند، و آبى كه از آسمان فرستاده و با آن زمين را پس از مرگ باز زنده كرده است و در آن انواع جانوران را پراكنده، و در گردش بادها و ابرى كه در ميان آسمان و زمين زير فرمان است، نشانه‏هايى است براى مردمى كه خرد خود را بكار اندازند. (8) 

آيه‏هاى 94 تا 99 سوره انعام، 58 سوره اعراف; 3 تا 6 و 67 و 68 سوره يونس; 10 تا 20، 65 تا 74 و 80 و 81 سوره نحل; 12 سوره اسراء: 33 تا 41 سوره يس; 1 تا 5 سوره جاثيه و دهها آيه ديگر از سوره‏هاى مختلف قرآن، با تعبيرهاى گوناگون توجه انسان را به نشانه‏هاى گويايى كه در نظام استوار جهان، بر يگانگى آفريدگار و كردگار جهان است، جلب مى‏كند. 

ابطال فرضيه چند خدايى 
قرآن فرضيه چند خدايى را به صورت زير طرح و ابطال كرده است: 

ما اتخذ الله من ولد و ما كان معه من اله اذا لذهب كل اله بما خلق و لعلا بعضهم على بعض سبحان الله عما يصفون. عالم الغيب و الشهادة فتعالى عما يشركون. 

خدا كسى را به فرزندى نگرفته و هرگز با او خدايى نبوده است، و گرنه هر خدايى آنچه را كه خود آفريده از بين مى‏برد و برخى از خدايان بر برخى ديگر برترى مى‏يافتند، پيراسته باد خدا از آنچه اينان درباره‏اش مى‏گويند، داناى نهان و آشكار، والا باد او از آنچه اينان شريك او مى‏شمرند. (9) 

اگر جهان چند آفريدگار داشته باشد، رابطه اين آفريدگارها با جهان، بايد به يكى از چند صورت زير باشد: 

يكى اينكه هريك از آنها صاحب اختيار و فرمانرواى بخشى از جهان باشد، على‏القاعده بخشى كه خودش آفريده است. در اين صورت بايد در هريك از بخشها نظامى باشد مستقل از نظام بخشهاى ديگر، بدون هيچ وابستگى به آنها، ولى مى‏بينيم كه سراسر جهان قلمرو يك نظام است، نظامى يگانه و به هم پيوسته. 

ديگر آنكه از ميان اين آفريدگارها و فرمانرواهاى منطقه‏اى، يكى از همه برتر و بر ديگران حاكم باشد و به كار آنها وحدت و هماهنگى عمومى دهد، در اين صورت تنها همين يكى است كه واقعا فرمانرواى كل جهان است و ديگران كارگزاران اويند. 

سوم اينكه هريك از اين خدايان به تنهايى بر سراسر جهان فرمانروايى داشته باشد و در هر مورد هرطور بخواهد فرمان ده