در وارد شويد فورا ميگويد، از من براى شما كارى ساخته نيست، امور هستى در دست خدا است بايد به او توكل نمود و متوكلان نيز بايد به او توكل كنند. 

لحن آيه ميرساند كه هدف آيه، بيان حكومت و فرمانروائى تكوينى خداوند است كه در جاهاى ديگر با جمله «له ملك السموات و الارض» (سوره حديد آيه 2) به آن اشاره شده است و مقصود يعقوب اين است كه تمام كارهاى جهان از شكستها و پيروزيها در دست اوست. 

در حالى كه مقصود از آن در آيه نخست، فرمانروائى تشريعى است، يعنى خدا، داراى آن مقام و موقعيتى است كه حق دارد امر و نهى كند، تجويز و تحريم كند، و لذا بلافاصله مى‏گويد : «امر الا تعبدوا الا اياه» فرمان داده است كه جز او كسى را نپرستيد. 

تو گوئى، پس از گفتن جمله «ان الحكم الا لله» كسى سؤال ميكند: اكنون كه مقام حكم و تشريع از آن خداست، فرمان خدا در مورد پرستش چيست؟ فورا جواب مى‏دهد «امر الا تعبدوا الا اياه» . 

بنابراين مقصود از اين جمله (ان الحكم الا لله) حكومتى است كه نتيجه آن سلطه تشريعى و قدرت تقنينى است و يك چنين مقام در بست در اختيار خدا است‏و هيچ كس حق ندارد در اين مقام دخالت كند و سلطه تشريعى و قانون گذارى مربوط به خدا ميباشد، و كسى را روا نيست كه بدون اجازه اين مقام، حكمى جعل كند و وظيفه‏اى تعيين نمايد. 

بخش دوم: 
آيات اين بخش گواهى ميدهد در موردى كه حكم الهى باشد كسى حق ندارد از غير حكم خدا، پيروى كند و آيات اين بخش، بيش از آن است كه در اين صفحات منعكس گردد و ما قسمتى از آنها را وارد بحث مى‏كنيم: 

42ـ سماعون للكذب اكالون للسحت فان جأوك فاحكم بينهم او اعرض عنهم و ان تعرض عنهم فلن يضروك شيئا و ان حكمت فاحكم بينكم بالقسط ان الله يحب المقسطين: 

آنها بسيار به سخنان تو گوش مى‏دهند تا آنرا تكذيب كنند، مال حرام فراوان مى‏خورند اگر نزد تو آمدند در ميان آنان داورى كن يا (اگر صلاح بود) آنها را بحال خود واگذار و اگر از آنها صرف نظر كنى به تو زيان نمى‏رسانند و اگر ميان آنها داورى كنى با عدالت داورى كن كه خدا عادلان را دوست دارد. 

43ـ و كيف يحكمونك و عندهم التورية فيها حكم الله ثم يتولون من بعد ذلك و ما اولئك بالمومنين . 

آنها چگونه تو را به داورى مى‏طلبند در حالى كه تورات نزد ايشان است و در آن حكم خدا هست (وانگهى) پس از داورى‏خواستن از حكم تو روى مى‏گردانند، و آنها مؤمن نيستند. 

44ـ انا انزلنا التورية فيها هدى و نور يحكم بها النبيون الذين اسلموا للذين هادوا و الربانيون و الاحبار بما استحفظوا من كتاب الله و كانوا عليه شهداء فلا تخشوا الناس و اخشون و لا تشتروا بآياتى ثمنا قليلا و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون . 

ما تورات را نازل كرديم كه در آن هدايت و نور بود و پيامبران كه تسليم در برابر فرمان خدا بودند، با آن، براى يهوديان حكم مى‏كردند و (همچنين) علماء و دانشمندان به اين كتاب الهى كه به آنها سپرده شده بود و بر آن گواه بودند، داورى مينمودند، بنابراين، از داورى كردن بر طبق آيات الهى از مردم نهراسيد و از من بترسيد و آيات مرا به بهاى ناچيز نفروشيد و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند كافرند. 

45ـ و كتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس و العين بالعين و الانف بالانف و الاذن بالاذن و السن بالسن و الجروح قصاص فمن تصدق فهو كفارة له و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون.بر آنها (بنى اسرائيل) آن را (تورات) مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بينى و گوش در مقابل بينى و گوش، و دندان در برابر دندان مى‏باشد، و هر زخمى قصاص دارد و اگر كسى آن را ببخشد (و از قصاص صرفنظر كند) كفاره (گناهان) او محسوب مى‏شود، و هر كس به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نكند ستمگر است. 

ـ وقفينا على آثارهم بعيسى ابن مريم مصدقا لما بين يديه من التورية و آتينا الانجيل فيه هدى و نور و مصدقا لما بين يديه من التورية و هدى و موعظه للمتقين. 

و به دنبال آنها (يعنى پيامبران پيشين) عيسى بن مريم را قرار داديم كه به آنچه پيش از او فرستاده شده بود (از تورات) تصديق داشت و انجيل را به او داديم كه در آن هدايت و نور بود (كتاب آسمانى او نيز) تورات را كه قبل از او بود، تصديق ميكرد و هدايت و موعظه براى پرهيزكاران بود. 

47ـ و ليحكم اهل الانجيل بما انزل الله فيه و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون . 

به اهل انجيل (پيروان مسيح) گفتيم بايد به آنچه كه خداوند در آن نازل كرده حكم كنند و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند فاسق هستند. 

48ـ و انزلناه اليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الكتاب و مهيمنا عليه فاحكم بينهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم عما جائك من الحق لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا و لو شاء الله لجعلكم امة واحدة و لكن ليبلوكم فى ما آتيكم فاستبقوا الخيرات الى الله مرجعكم جميعا فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون. 

و اين كتاب را به حق به تو نازل كرديم در حالى كه كتب پيشين را تصديق مى‏كند و حافظ و نگاهبان آنهاست بنابراين بر طبق احكامى كه خدا نازل كرده در ميان آنها حكم كن، و از هوا و هوس‏هاى آنها پيروى مكن، و از احكام الهى روى مگردان، ما براى هركدام از شما آئين و طريقه روشنى قرار داديم و اگر خدا ميخواست همه شما را امت واحدى قرار مى‏داد ولى خدا ميخواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد (و استعدادهاى شما را پرورش دهد) بنابراين بكوشيد و در نيكى‏ها به يكديگر سبقت جوئيد، بازگشت همه شما به سوى خداست و از آنچه در آن اختلاف كرده ـ ايد به شما خبر خواهد داد. 

49ـ و ان احكم بينهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم و احذرهم ان يفتبوك عن بعض ما انزل الله اليك فان تولوا فاعلم انما يريد الله ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و ان كثيرا من الناس لفاسقون. 

و بايد در ميان آنها (اهل كتاب) طبق آنچه خداوند نازل كرده حكم كنى و از هوس‏هاى آنان پيروى مكن، و بر حذر باش كه مبادا تو را از بعض احكامى كه خدا بر تو نازل كرده منحرف سازند، و اگر آنها (از حكم و داورى تو روى گردانند) بدان خداوند ميخواهد آنها را بخاطر پاره‏اى از گناهانشان مجازات كند و بسيارى از مردم فاسقند. 

50ـ افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون. 

آيا آنها حكم جاهليت را (از تو) ميخواهند، و چه كسى براى افراد با ايمان بهتر از خدا حكم مى‏كند؟ 

اگر كسى در مضامين اين آيات دقت كند، به روشنى درك ميكند كه خداوند از نخستين روزى كه براى بشر رسول و پيامبرى فرستاده است، هرگز اجازه نداده است كه خود او براى زندگى خويش قانونى تنظيم كند، بلكه براى‏او به خاطر نارسائى كه در علم و دانش بشر وجود دارد، برنامه‏هائى تنظيم كرده و در هر عصرى مناسب و مطابق آن عصر، بهترين و كامل‏ترين برنامه را ارسال كرده است. 

در اين آيات، تصريحات و اشاراتى بر مطلب مورد بحث وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره ميكنيم. 

1ـ اكالون للسحت، آيه 42: آنان مرزهاى حلال و حرام الهى را بهم ميزنند 