عه الكترواستاتيك، اين هسته ها به همديگر جوش خورده و انرژى آزاد مى كنند. اما مسئله اصلى در مورد پديده همجوشى سرد آن است كه براساس تمامى نظريه هاى پذيرفته شده علمى، وقوع همجوشى هسته اى در دماى اتاق، پديده اى غيرممكن است. «ديويد ناگل» (David Nagel) از دانشگاه جورج واشينگتن در اين باره معتقد است همان گونه كه ۴۰ سال طول كشيد تا پديده ابررسانايى توسط علم تبيين شد، نمى توان امكان وقوع همجوشى سرد را (حتى اگر علم فعلى بشر آن را غيرممكن بداند) ناديده گرفت. 

مسئله افق كيهانى
جهان ما در مقياس كيهانى به طرز شگفت انگيزى يكنواخت به نظر مى رسد. اگر از يك سوى جهان قابل مشاهده تا سوى ديگر آن نظر افكنيم، خواهيم ديد كه تابش ريزموج پس زمينه كيهانى (Cosmic Microwave Background Radiation) كه تمامى كيهان را پر كرده است، در سرتاسر جهان دمايى يكسان دارد. ممكن است اين مسئله در نگاه اول، چندان عجيب و غريب به نظر نرسد اما به ياد داشته باشيم كه دو سوى كيهان قابل مشاهده، ۲۸ ميليارد سال نورى با همديگر فاصله دارند و اين در حالى است كه از عمر جهان ما تنها ۱۴ ميليارد سال مى گذرد.
از آنجايى كه هيچ چيز نمى تواند سريع تر از نور حركت كند پس براى تابش گرمايى هيچ راهى وجود نداشته كه در اين مدت كوتاه، از يك افق كيهانى به افق ديگر رسيده و نقاط گرم تر و سردتر را متعادل كرده و تعادل گرمايى موجود در كيهان را كه امروزه مشاهده مى شود ايجاد نمايد.
اين «مسئله افق كيهانى» دردسر بزرگى براى كيهان شناسان محسوب مى شود، آنچنان دردسرى كه در بعضى موارد براى رهايى از آن، دست به دامان راه حل هاى نه چندان معقولى نظير مدل «تورم كيهانى» ((Inflationary Model شده اند (و اصطلاحاً خود را از چاله به چاه انداخته اند). در مدل تورمى چنين فرض مى شود كه كل جهان در اولين لحظات پس از پيدايش خود دچار يك انبساط ناگهانى فوق العاده عظيم شده است، به طورى كه تنها ظرف ۳۳-۱۰ ثانيه، 1050 برابر شده است! هرچند با چنين فرضى مى توان مسئله افق كيهانى را حل شده پنداشت، اما همان طور كه «مارتين ريس» (Martin Rees)، اخترفيزيكدان مشهور دانشگاه كمبريج مى گويد: «مشكل اصلى اينجاست كه هيچ كس نمى داند چه عاملى مى توانسته اين انبساط ناگهانى (تورمى) را ايجاد كرده باشد.»
بنابراين در عمل، نظريه تورمى يكى از مسائل جهان را حل مى كند اما مسئله ديگرى به جاى آن ايجاد مى كند. فرض ديگرى كه مى تواند مسئله افق كيهانى را حل كند، فرض متغير بودن سرعت نور است، اما باز هم چرايى اين تغيير، بى پاسخ مى ماند. خلاصه اينكه بايد گفت يكنواختى تابش ريز موج پس زمينه كيهانى، علتى ناشناخته دارد.

پرتوهاى كيهانى با انرژى فوق العاده زياد
بيش از يك دهه است كه فيزيكدان ها پرتوهاى كيهانى اى را مشاهده كرده اند كه براساس نظريه هاى موجود نبايد وجود داشته باشند! پرتوهاى كيهانى ذراتى زير اتمى هستند كه با سرعتى نزديك به سرعت نور در گستره كيهان در حركتند. اين ذرات عموماً پروتون هستند، هرچند كه هسته هاى اتمى سنگين نيز در ميان آنها به چشم مى خورد. دانشمندان بر اين باورند كه منبع برخى از اين پرتوها احتمالاً انفجار هاى عظيم ابر نواخترى است، اما چگونگى ايجاد پرانرژى ترين اين پرتوها - كه پرانرژى ترين ذراتى هستند كه در جهان مشاهده شده اند - هنوز براى بشر ناشناخته است. براساس نظريه هاى پذيرفته شده در فيزيك، اين پرتوهاى كيهانى تنها مى توانند از منبعى در درون كهكشان ما ايجاد شده باشند و نه خارج از آن. اما اخترشناسان هيچ منبعى را در درون كهكشان پيدا نكرده اند كه بتواند چنين ذرات پرانرژى اى ايجاد كند. پس اين ذرات پرانرژى از كجا آمده اند؟

ثابت هاى متغير فيزيك 
در سال ،1997 اخترشناسى به نام «جان وب» 
(John Webb) با همكارى گروهش از دانشگاه نيوساوث ولز استراليا، نورى را كه از اختروش هاى دوردست به زمين مى رسد، تجزيه و تحليل كرد. نور اين اختروش ها طى سفر ۱۲ ميليارد سال نورى تا زمين از ميان ابرهاى ميان ستاره اى حاوى عنصر هاى فلزى نظير آهن، نيكل و كرم عبور مى كنند. وِب دريافت كه انرژى فوتون هاى جذب شده از نور اختروش ها توسط اتم هاى فلزى مزبور با آنچه مورد انتظار است، تفاوت دارد.
اگر چنانچه مشاهد ه هاى انجام شده صحت داشته باشد، تنها توضيح قابل قبول براى اين پديده عجيب آن است كه بايد ثابت آلفا (كه يكى از ثابت هاى بنيادين فيزيك محسوب مى شود) در زمانى كه نور اختروش در حال عبور از ميان ابرهاى ميان ستاره اى بوده، مقدارى متفاوت از مقدار فعلى داشته باشد. اما اين امر خود، تحولى اساسى در علم فيزيك محسوب مى شود، چرا كه آلفا ضريب ثابت فوق العاده مهمى است كه چگونگى برهم كنش نور با ماده را تعيين مى كند. علاوه بر آن، اين كميت براساس نظريه هاى فعلى بايد مقدارى ثابت داشته باشد، چراكه خود به ثابت هاى بنيادين ديگرى نظير بار الكترون، سرعت نور و ثابت پلانك وابسته است (مگر آنكه برخى از اين ثابت هاى بنيادين نيز متغير بوده و با گذشت زمان تغيير كنند).
در ابتدا هيچ فيزيكدانى نمى خواست صحت اندازه گيرى هاى انجام شده توسط وِب را بپذيرد. حتى خود «وب» و تيمش نيز سال ها در تلاش بوده اند تا بلكه خطايى در اندازه گيرى هاى خود بيابند، اما تمامى اين تلاش ها تاكنون بى نتيجه بوده است.هر 6 حالت ماده

جامد Solid 
ماده ی متراکمی که سخت ترین حالت هر ماده را می سازد . اتم های نزدیک به هم، الگوهای منظمی به اسم شبکه به وجود می آورند ؛ که توسط یک نیروی قوی در کنار هم تقریبا ثابت می شوند. فقط در جای خودشان به آرومی ارتعاش می کنند. البته سختی یک جسم به شیوه ی آرایش و نحوه ی حرکت اتم های آن هم بستگی دارد. مثلC کربن که گاهی به شکل گرافیت و گاهی به هم درخشندگی الماس است. 

مایع Fluid 
در مایع دیگر آن قیدی که مولکول های اتم در جامد دارند ، وجود ندارد و مولکول ها می توانند در بین همدیگر بغلتند و از شکل ظرفشون الگو برداری می کنند . 

گاز Gas 
مایع را در نظر بگیرید اگر به مولکول ها و اتم هایش البته بسته به نوع آنها مقداری انرژی بدهیم حرکت غلطیدن و جابجایی مولکول ها دیگر کاملاً مستقل می شود و تقریباً بدون هیچ وابستگی به دیگر مولکول ها به هر سمتی حرکت می کنند ، و گاهی به صورت تصادفی باهم برخود دارند. 

پلاسما Plasma 
به طور خیلی خلاصه پلاسما همان گاز یونیزه شده است. یعنی الکترون مولکول های گاز، با گرفتن انرژی مولکول ها را ترک کردند. 
خیلی از چیز های آشنا هم از پلاسما ساخته شده اند مثل همین خورشید. حتی گاز درون مهتابی خانه ها هم وقتی روشن می شود ، پلاسما می شود. 
در لحظات اولیه ی پس از بیگ بانگ big bong))هم به علت وجود حرارت زیاد، گاز ها یونیزه شده بودند و جهان از پلاسما پر شده یا بهتر است بگوییم ساخته شده بود. 
و اما دو حالت دیگر که البته بهتر است کمی وارد کوانتوم شویم و اسپین را تعریف کنیم. یک مربع را در نظر بگیرید، اگر 90 درجه یا 1/4 دور ، آن را بچرخانیم، دوباره شبیه حالت اولش می شود، پس اسپین آن را 4 معرفی می کنیم . یا مثلا 