رَضينَ سُبْحانَ الرَّبِّ

چيزى در آسمانها و زمينها بر او پنهان نماند منزه است پروردگار

الْوَدُودِ سُبْحانَ الْفَرْدِ الْوِتْرِ سُبْحانَ الْعَظيمِ الاْعْظَمِ سُبْحانَ مَنْ

مهرپيشه منزه است يكتاى يگانه منزه است خداى بزرگ و بزرگتر منزه است آنكه

لا يَعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَكَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا يُؤ اخِذُ اَهْلَ الاْرْضِ

ستم بر اهل كشور خود نكند منزه است آنكه نگيرد زمينيان را

بِاَلْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الْحَنّانِ الْمَنّانِ سُبْحانَ الرَّؤُفِ الرَّحيمِ

به عذاب رنگارنگ منزه است احسان بخش پرنعمت منزه است خداى رؤ ف مهربان

سُبْحانَ الْجَبّارِ الْجَوادِ سُبْحانَ الْكَريمِ الْحَليمِ سُبْحانَ الْبَصيرِ

منزه است خداى مقتدر بخشنده منزه است (خداى ) بزرگوار بردبار منزه است (خداى ) بيناى

الْعَليمِ سُبْحانَ الْبَصيرِ الْواسِعِ سُبْحانَ اللّهِ عَلى اِقْبالِ النَّهارِ

دانا منزه است بيناى وسعت بخش منزه است خدا هنگام آمدن روز

سُبْحانَ اللّهِ عَلى اِدْبارِ النَّهارِ سُبْحانَ اللّهِ عَلى اِدْبارِ اللَّيْلِ واِقْبالِ

منزه است خدا هنگام رفتن روز منزه است خدا در وقت رفتن شب و آمدن

النَّهارِ وَلَهُ الْحَمْدُ وَالْمَجْدُ وَالْعَظَمةُ وَالْكِبرِياَّءُ مَعَ كُلِّ نَفَسٍ وَكُلِّ

روز و از آن او است ستايش و شوكت و بزرگى و كبرياء با هر نفس كشيدن و هر

طَرْفَةِ عَيْنٍ وَكُلِّ لَمْحَةٍ سَبَقَ فى عِلْمِهِ سُبْحانَكَ مِلاَ ما اَحْصى

چشم به هم زدن و هر اشاره اى كه در علم او گذشته است منزهى تو به پُرى آنچه كتاب

كِتابُكَ سُبْحانَكَ زِنَةَ عَرْشِكَ سُبْحانَكَ سُبْحانَكَ سُبْحانَكَ

تو احصاء كند منزهى تو هموزن عرشت منزهى تو . . . . . . . . . . . .

و بدانكه علماء فرموده اند كه اگر نيّت روزه را بعد از سُحُور بكند بهتر است و از اوّل شب تا به آخر شب نيّت مى توان كرد و همين كه مى داند و قصد دارد كه فردا از براى خدا روزه مى گيرد وامساك از مفطرات مى كند بس ‍ است و شايسته است كه در سَحَرها نماز شب را ترك نكند و تهجّد بعمل آورد.

 

بسم الله الرحمن الرحيم 

يا علي يا عظيم
يا غفور يا رحيم
انت‎الرب العظيم
الذي ليس كمثله شي و هوالسميع البصير
و هذا شهر عظمته و كرمته و شرفته و فضلته علي الشهور
و هو الشهر الذي فرضت صيامه علي 
و هو شهر رمضان الذي انزلت فيه القران
هدي للناس و بينات من الهدي والفرقان
وجعلت فيه ليله‎القدر
وجعلتها خيرا من‎الف شهر
فياذ المن ولايمن عليك
من علي بفكاك رقبتي من‎النار
فيمن تمن عليه
وادخلني‎الجنه
برحمتك يا ارحم الراحمين.الله • رحمن • رحيم • ملک • قدوس • سلام • مؤمن • مهيمن • عزيز • جبار • متکبر • خق • باري • مصور • غفار • قهار • وهاب • رزاق • فتاح • عليم • قابض • باسط • خافض • رافع • معز • مذل • سميع • بصير • حکم • عدل • لطيف • خبير • حليم • عظيم • غفور • شکور • علي • کبير • حفيظ • مقيت • حسيب • جليل • کريم • رقيب • مجيب • واسع • حکيم • ودود • مجيد • باعث • شهيد • حق • وکيل • قوي • متين • ولي • حميد • محصي • مبدى • معيد • محيي • مميت • حي • قيوم • واجد • ماجد • واحد • صمد • قادر • مقتدر • مقدم • مؤخر • اول • آخر • ظاهر • باطن • وي • متع • بر • تواب • منتقم • عفو • رؤوف • مقسط • جامع • غني • مغني • مانع • ضار • نافع • نور • هادي • بديع • باقي • وارث • رشيد • صبور • مالک الملک • ذو جلال و اکرام شب قدر 
اَللّـهُمَّ ارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامي هذا وَفي كُلِّ عامٍ ما اَبْقَيْتَني في يُسْرٍ مِنْكَ وَعافِيَةٍ، وَسَعَةِ رِزْقٍ، وَلا تُخْلِني مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَريمَةِ، وَالْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ، وَزِيارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَفي جَميعِ حَوائِجِ الدُّنْيا وَالاَْخِرَةِ فَكُنْ لي، اَللّـهُمَّ اِنّي اَساَلُكَ فيـما تَقْضي وَتُقَدِّرُ مِنَ الاََمْرِ الَْمحْتُومِ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضاءِ الَّذي لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَني مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، واجْعَلْ فيـما تَقْضي وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْري، وَتُوَسِّعَ عَلَيَّ رِزْقي، وَتُؤدِّي عَنّي اَمانَتي وَدَيْني آمينَ رَبَّ الْعالَمين.

خدايا! در اين سال و هر سال, تا زمانى كه عمرم باقى است و در آسايش و گشايش روزى به سر مى برم, زيارت خانه ات ـ بيت الحرام ـ را نصيبم گردان. و مرا از درك موقف هاى گرامى و ديدن مكان هاى شريف و زيارت قبر پيغمبرت ـ كه درودت بر او و آلش باد ـ محروم مكن.
و در برآوردن جميع احتياجات دنيا و آخرتم يارىام كن. اى خدا! از تو درخواست مى كنم هر آنچه از قضا و قَدَرت را كه در شب قدر حتمى قرار دادى و ديگر برگشت و تغييرى نمى پذيرد, مرا از حجاج بيت الحرامت قرار دهى. حاجيانى كه حجشان پسنديده, سعيشان پذيرفته, گناهانشان آمرزيده و اعمال بدشان بخشيده شده است. و عمر طولانى در راه بندگى ات وروزيام را فراوان قرار ده و امانت ها و قرضم را ادا فرما.

شب قدر 
ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند به شرح زير تقديم مى گردد:

۱- حالات و دريافت هاى شخصى
كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهای شب قدر بهره بردارى كرده و فيض معنوى مى برند. ريشه اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود افراد بر مى گردد و اينكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات شب قدر و فضيلت هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانيم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينكه يكى از راه هاى رسيدن به اينكه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است.

٢- شناساندن شب قدر
خداوند تبارك و تعالى با نز