ازدهم هشت ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ 
سيزدهم چهار ركعت در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد 
چهاردهم شش ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ 
پانزدهم چهار ركعت در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه توحيد و در دو ركعت ديگر پنجاه مرتبه توحيد 
شانزدهم دوازده ركعت در هر ركعت حمد و دوازده مرتبه اَلْهيكُمُ التَّكاثُرُ 
هفدهم دو ركعت در ركعت اوّل حمد و هر سوره كه خواهد و در ركعت دوم حمد و صد مرتبه توحيد و بعد از سلام صد مرتبه لا اِلهَ اِلا اللّهُ 
هيجدهم چهار ركعت در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه اِنّا اَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ 
نوزدهم پنجاه ركعت با حمد و پنجاه مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ و گويا مراد آن باشد كه در هر ركعت يك مرتبه بخواند زيرا كه مشكل است در يك شب دو هزار و پانصد مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ خواندن 
بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم و بيست و سوم و بيست و چهارم در هر يك هشت ركعت به هر سوره كه ميسّر شود
بيست و پنجم هشت ركعت در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد 
بيست و ششم هشت ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه توحيد 
بيست و هفتم چهار ركعت در هر ركعت حمد و تَبارَكَ الَّذى بِيَدِهِ الْمُلْكُ و اگر نتواند بيست و پنج مرتبه توحيد 
بيست و هشتم شش ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه آية الكرسى و صد مرتبه توحيد و صد مرتبه كَوْثَرْ و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد فقير گويد نماز شب 
بيست و هشتم موافق آنچه من يافتم بدين كيفيّت است شش ركعت نماز كند به فاتحة الكتاب و ده مرتبه آية الكرسى و ده مرتبه كوثر و ده مرتبه قل هوالله احد و صد مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبرصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله 
بيست و نهم دو ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد سى ام دوازده ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد و بعد از فارغ شدن صد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد و اين نمازها چنانچه مذكور شد هر دو ركعت به يك سلام است<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><html><body><a class='text' href='w:text:242.txt' >خطبه روز عيد فطر</a></body></html>خطبه روز عيد فطر


دوّم خطبه روز عيد فطر است كه امام جماعت بعد از بجا آوردن نماز عيد مى خواند وآن به نحوى كه شيخ صدوق در كتاب مَنْ لا يحضره الفقيه از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نقل فرموده چنين است:
اَلْحَمْدُ
ستايش
لِلَّهِ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنُّورَ ثُمَّ
خاص خدايى است كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكيها و نور را مقرر فرمود
الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ لا نُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئاً وَلا نَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ
و با اين حال آنانكه كافر شدند به پروردگار خويش (غير او را) با او برابر مى كنند ما هيچ چيزى را شريك او نسازيم و جز او
وَلِيّاً وَاَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَهُ ما فِى السَّمواتِ وَما فِى الاَْرْضِ وَلَهُ
كسى را براى خود سرپرست نگيريم و ستايش خاص خدايى است كه از او است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين است و در
الْحَمْدُ فِى الاَّْخِرَةِ وَهُوَ الْحَكيمُ الْخَبيرُ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِى الاَْرْضِ وَما
آخرت نيز ستايش خاص او است و او فرزانه و آگاه است مى داند آنچه را در زمين فرو رود و آنچه
يَخْرُجُ مِنْها وَما يَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ وَما يَعْرُجُ فيها وَهُوَ الرَّحيمُ
از آن برون آيد و آنچه از آسمان فرود آيد و آنچه در آن بالا رود و او است مهربان
الْغَفُورُ كَذلِكَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ اِلَيْهِ الْمَصيرُ وَاَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى
و آمرزنده اين چنين است خدا كه معبودى جز او نيست و بسوى او است بازگشت و ستايش خاص خدايى است كه
يُمْسِكُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ اِنَّ اللَّهَ بِالنّ اسِ لَرَؤُفٌ
نگهدارد آسمان را از اينكه بر زمين افتد جز به اذن او كه همانا خداوند به مردم پرمهر
رَحيمٌ اَللّهُمَّ ارْحَمْنا بِرَحْمَتِكَ وَاعْمُمْنا بِمَغْفِرَتِكَ اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِىُّ
و رحيم است خدايا به ما رحم كن به رحمت خودت و فراگير ما را به آمرزشت كه براستى تو والا
الْكَبيرُ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لا مَقْنُوطٌ مِنْ رَحْمَتِهِ وَلا مَخْلُوُّ مِنْ نِعْمَتِهِ
و بزرگى ستايش خدايى را كه كسى نه از رحمتش نوميد است و نه از نعمتش محروم
وَلا مُؤْيَسٌ مِنْ رَوْحِهِ وَلا مُسْتَنْكَفٌ عَنْ عِبادَتِهِ الَّذى بِكَلِمَتِهِ قامَتِ
و نه از مهرش ماءيوس و نه از پرستشش (در عالم تكوين ) روگردان است آنكه به فرمانش برپا شد
السَّمواتُ السَّبْعُ وَاسْتَقَرَّتِ الاَْرْضُ الْمِهادُ وَثَبَتَتِ الْجِبالُ
آسمانهاى هفتگانه و پابرجا گشت زمين گسترده و مستقر شد كوههاى
الرَّواسى وَجَرَتِ الرِّياحُ اللَّواقِحُ وَسارَ فى جَوِّ السَّمآءِ السَّحابُ
سخت بنيان و روان گشت بادهاى آبستن كننده و به سير و حركت درآمد در فضاى آسمان ابرها
وَقامَتْ عَلى حُدُودِهَا الْبِحارُ وَهُوَ اِلهٌ لَها وَقاهِرٌ يَذِلُّ لَهُ
و ايستاد بر سر مرز خود درياها و او است معبود آنها و او است قاهرى كه خوارند در برابرش
الْمُتَعَزِّزُونَ وَيَتَضآئَلُ لَهُ الْمُتَكَبِّرُونَ وَيَدينُ لَهُ طَوْعاً وَكَرْهاً
عزت طلبان و ناچيزند در پيش او بزرگمنشان و پيرو فرمان اويند خواه و ناخواه
الْعالَمُونَ نَحْمَدُهُ كَما حَمِدَ نَفْسَهُ وَكَما هُوَ اَهْلُهُ وَنَسْتَعينُهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ
جهانيان ستايشش كنيم چنانچه او خود را ستوده و چنانچه شايسته آنست و از او كمك خواهيم و آمرزش جوييم
وَنَسْتَهْديهِ وَنَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ يَعْلَمُ ما
و راهنمايى جوييم و گواهى دهيم كه نيست معبودى جز خداى يگانه اى كه شريك ندارد مى داند آنچه را
تُخْفِى النُّفُوسُ وَما تُجِنُّ الْبِحارُ وَما تَوارى مِنْهُ ظُلْمَةٌ وَلا تَغيبُ
پنهان كنند دلها و آنچه را بپوشانند (در قعر خود) درياها و در پرده نكند از او چيزى را تاريكى ، و پنهان نشود
عَنْهُ غائِبَةٌ وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ مِنْ شَجَرَةٍ وَلا حَبَّةٍ فى ظُلْمَةٍ اِلاّ
از او هيچ غايبى و نيفتد برگى از درخت و نه دانه اى در تاريكى جز آنكه
يَعْلَمُها لا اِلهَ اِلاّ هُوَ وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ اِلاّ فى كِتابٍ مُبينٍ وَيَعْلَمُ
آنرا مى داند معبودى نيست جز او و هيچ تر و خشكى نيست جز آنكه در دفترى روشن ثبت است و مى داند
ما يَعْمَلُ الْعامِلُونَ وَاَىَّ مَجْرىً يَجْرُونَ وَاِلى اَىِّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
هر كارى را كه كسى انجام دهد و به چه راهى مى روند و بسوى چه سرمنزلى بازگردند
وَنَسْتَهْدِى اللَّهَ بِالْهُدى وَنَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَنَبِيُّهُ وَرَسُولُهُ اِلى
و از خدا راهنمايى جوييم و گواهى دهيم كه همانا محمد بنده و پيامبر و رسول او است بسوى
خَلْقِهِ وَاَمينُهُ عَلى وَحْيِهِ وَاَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ رِسالاتِ رَب