 غضارة نعمته و بقى قصص اخبار هم فيكم عبرا للمعتبرين )) (217)
و اما صاحبان كرامت چه ويژگيهايى دارند؟
پس كرامت لباس شريفى است كه خداوند آن را بر قامت خاصان درگاه مى پوشاند و همگان از اين تشريف و خلعت نصيبى نمى برند، چنانكه حضرت در خطبه 94 مى فرمايند:
(( حتى افضت كرامة الله - سبحانه و تعالى - الى محمد(ص )....))
كسى كه كرامت داشته باشد بى ترديد شهوت - به معنى مطلق خواستن - نزدش خوار است و او تابع آنها نيست : (( من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهواته )) (218) و نه تنها حسد در نهانخانه جانش حضور ندارد، بلكه همه جا خوبان و كريمان را معرفى مى نمايد تا موجب زيادتى اين صفت ارزشمند گردد: (( اولى الناس بالكرم ، من عرفت به الكرام )) (219) كريمان و كرامتمندان به وسيله او شناخته مى شوند. و چون شخصى كه ملكه فاضله كرامت در اعماق ضمير خداجويش جاى گرفت ، از دروغ مى پرهيزد چرا كه به فرموده مولا على (ع ) ايمان دارد كه : (( الصادق على شرف منجاة و كرامه )) (220) راستگو در مسير نجات و بزرگوارى است و باز براين باور است كه اگر كرامت و بزرگوارى خود را در همه شئون زندگى حفظ نمايد و با همين حال بميرد، لاجرم از مقيمان بهشت است و مورد عنايت آفريدگار، كه حضرت مولا على (ع ) فرمود: (( قوم لم تزل الكرامة تتمادى بهم حتى حلوا دار القرار)) (221)
آرى ! آنچه در اين مقال به لفظ كشيده شد، قطره اى بود بس بى وزن و ناچيز از آن نظر كرده ((رب العالمين ))، همان انسان والايى كه ((جمله عقل و ديده ))(222) بود و اشاراتش ، اشارات ربانى لذا همنواى با مولانا زمزمه مى كنيم كه اى سر خيل خوبان عالم على :
تيغ حلمت جان ما را چاك كرد
آب علمت ، خاك ما را پاك كرد
((مثنوى - دفتر اول - 3759))
پس :
چون تو بابى آن مدينه علم را
چون شعاعى آفتاب علم را
با زبانش اى باب بر جوياى باب
تا رسد از تو قشور اندر لباب
با زبانش اى باب رحمت تا ابد
بارگاه ((ما له كفوا احد))
((مثنوى - دفتر اول - ابيات 9-8-3777))تربيت از ديدگاه امام على (ع )
فرانك عربى
مقدمه
حمد و سپاس بى كران سزاوار خداوندى است كه ما را نعمت عظماى كتاب قرآن بخشيد و در پرتو درخشان آن رسالت حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبدالله (ص ) و ولايت و امامت مولى الكونين حضرت على (ع ) را بر امت اسلام ارزانى داشت و جان و عقول بشرى را از حمايت و هدايت بى منتهاى معارف دو كتاب عظيم قرآن و نهج البلاغه سيراب گردانيد.
مباحث تربيت يكى از بنيادى ترين مباحث علوم انسانى و از ارزنده ترين مباحث اجتماعى - سياسى است و با بيشتر رشته هاى علمى ارتباط تنگاتنگ دارد و در اخلاق و سازندگى ، خودسازى و جامعه سازى ، گاهى بعنوان پايه هاى اساسى و زمانى بعنوان نتيجه رهآورد مباحث ارزشمند انسانى ، مورد ارزيابى قرار مى گيرد.
بديهى است كه سعادت فرد و جامعه ، تكامل و ترقى انسانها و خانواده ها، پيشرفت جوامع بشرى ، سلامت جسم و جان بشر تشنه آزادى ، همه و همه به مساءله تربيت مربوط مى شود. اگر انسانها مباحث تربيتى را به درستى بشناسند و هدفدارى آن را بدانند و با روشهاى صحيح تربيت آشنايى پيدا كنند. سپس خود و خانواده و جامعه خود را تربيت كنند، اصلاح نمايند. بسوى خوبيها و ارزشهاى اخلاقى سوق دهند، همواره بسوى تكامل و ترقى و استقلال در حركتند و عقب ماندگى و شكست ذلت و خوارى و مفاسد اخلاقى دامنگيرشان نخواهد شد كه از نظر قرآن كريم و نهج البلاغه هدف اساسى همه انبياء و پيامبران الهى ، تحقق اين آرمان ارزنده است . و مى دانيم كه مكتب اسلام كاملترين مكتب تربيتى است كه دستورات و قواعد و روشهاى تربيتى آن از چشمه سار هميشه جارى وحى الهى گرفته شده و با رهنمودهاى مداوم امامان معصوم (ع ) در تئورى و عمل ، لباس ‍ حقيقت پوشيده است . همه شرق شناسان و مورخان غربى و شرقى اعتراف دارند كه رسول گرامى اسلام (ص ) و امامان (ع ) از اعراب عقب مانده جاهلى ، دانشمندان و پرهيزكاران و نام آوران بى نظير ساخته اند و انقلاب فكرى ، علمى ، سياسى ، اخلاقى ، نظامى و بهداشتى شگفت آورى را با دست همان مردم عقب مانده تحقق بخشيدند كه همه متفكران گذشته و همه را در تعجب و حيرت فروبردند كه راستى دلها و مغزهاى خفته عرب جاهلى چگونه بيدار شد؟ با كدام روش تربيتى رسول خدا(ص ) بارور گشت و دست به انقلاب علمى زد؟ مى دانيم كه نهج البلاغه بهترين و گوياترين زبان قرآن و تبيين كننده مباحث تربيتى اسلامى است . پس بايد گوش جان به كلمات حضرت مولى الموحدين على (ع ) بسپاريم و در اين سير كوتاه ، مباحث تربيتى نهج البلاغه را به درستى مورد مطالعه و ارزيابى قرار دهيم تا ره توشه ارزشمندى براى خودسازى و بازپرورى جامعه مان باشد.
امكان تربيت
از ديدگاه نهج البلاغه ، تربيت و روشهاى تربيتى مشخص و روشن است و بهترين روشهاى مقابله با موانع و آفات تربيت نيز درست مورد ارزيابى قرار گرفته است .
امام على (ع ) مى فرمايند: زنهار، در تربيت و سازندگى خويشتن تلاش كن زيرا خداوند راهى را كه بروى برايت روشن ساخته است و آينده رفتن تو را مشخص و تبيين فرموده است .
سپس اميدوارى مى دهد كه اگر از راه روشن برويد و در تربيت خود و ديگران بكوشيد. حتما پيروز شده به سرچشمه سعادت خواهيد رسيد. و آنگاه به ضرورت تربيت و خودسازى اشاره مى كنند كه : اى مردم خودتان عهده دار تربيت نفس خويش باشيد و نفس را از كشيده شدن به طرف هوسها و عادات ناروا بازداريد.
تربيت پذيرى انسان
تربيت يكى از مهمترين واقعيتهاى نظام هستى است كه در همه چيز قابل پياده شدن و ثمره دادن مى باشد. نه تنها انسان را مى شود تربيت كرد و در خودسازى و جامعه سازى موفق نمود، بلكه حيوانات و نباتات را نيز مى شود، تحت تربيت گذاشت و با روشهاى تربيتى به سوى برخى از ارزشها سوق داد.
گرچه موجودات زنده همه تربيت پذيرند، اما تربيت پذيرى انسان از ويژگيهاى خاصى برخوردار است . انسان با برخوردارى عقل و تدبير و عواطف انسانى ، تربيت پذيرتر از ديگر موجودات نظام آفرينش مى باشد. در اين مورد امام على (ع ) مى فرمايند: از كسانى مباش كه پند و اندرز به آنها سودى نمى بخشد، مگر آنكه سخت در توبيخ آنها مبالغه شود زيرا انسانهاى عاقل با اندرز و آداب پند مى پذيرند اما چهارپايان با زدن .
با توجه به پندآموزى و تربيت پذيرى انسان ، امام على (ع ) سفارش مى كند كه در تربيت كودك ، در تربيت نفس و در تربيت افراد جامعه بايد شتاب نمود و تربيت را بر هر كار ديگرى مقدم داشت . زيرا ممكن است آداب و روشهاى زشت و ناروا دلهاى پاك را آلوده سازد و تربيت و سازندگى را ناممكن .
ارزش تربيت
پس از آنكه دانستيم تربيت ممكن است و انسان تربيت پذير، و امور تربيتى بايد عجله و شتاب داشت ، به ارزشهاى تربيت و خودسازى توجه كنيم :
امام على (ع ) مى فرمايد: علم ميراث گرانبهاى است و تربيت و آداب ارزشمند اخلاقى ، لباس فاخر و زينتى است .
هيچ ثروتى چون عقل نيست و هيچ فقرى چون جهل نمى باشد و هيچ ميراثى چون ادب و تربيت وجود ندارد.
هدفدارى تربيت
امكان تربيت و ضرورت خودسازى و بازپرورى جامعه را بسيارى از مكتبها پذيرفته اند و مباح