 پيرامون آن را قبول كرده اند و با اسلام و ديگر مكاتب تربيتى ممتاز جلوه مى دهد هدفدارى انسان و هدفدارى تربيت است .
صاحبنظران ، اصول كلى تربيت را براى زندگى انسان و تداوم حيات اجتماعى باور دارند. اما مى پرسند چرا خود را تربيت ك نيم ؟ چرا مشكلات و رنج فراوان خودسازى را هموار سازيم ؟
بديهى است تا مبانى اعتقادى قرآن و نهج البلاغه را نپذيريم و هدفدارى انسان و حركت تكاملى بشر بسوى قيامت و بهشت جاودان را باور نكنيم تربيت و مقررات و احكام تربيتى بدون پشتوانه اخلاقى و اجرايى است .
امام على (ع ) مى فرمايند: اى بندگان خدا آگاه باشيد خداوند شما را بى هدف و بيهوده نيافريده است و سرگدان و بدون سرپرست نگذاشت ، اى بندگان خدا، شما را به تقوى و خويشتن دارى سفارش مى كنم كه زمام عبادتها و قوام زندگى سعادتمندانه به تقوى بستگى دارد.
و آنگاه به رفاه زدگى شكمباره هدف گم كرده مى تازد و مى فرمايد: آيا عبث و بيهوده آفريده شده اى ، همانند حيوان پروارى كه تمام همت او علف چريدن و خوردن است .
شناخت عوامل تربيت
پس از آشنايى با مباحث مقدماتى تربيت ، بايد عوامل تربيتى را شناخت و آنها را تقويت كرد و به سوى آنها جذب شد كه نقش تعيين كننده در تربيت و سازندگى فرد و جامعه دارند در اين قسمت از بحث به برخى از آنها اشاره مى شود:
1. پدر و مادر
خانه خانواده ، آموزشگاه آغازين هر فردى مى باشد. زندگى خانوادگى نقش مهمى در خودسازى و بازسازى دلها دارد. پدر و مادر و ديگر افراد خانواده مى توانند مربى لايق و موفق فرزندان و يا عامل اساسى انحراف و آلودگيهاى كودكان باشند.
در اين مورد امام على (ع ) مى فرمايند: و حق فرزند بر پدر آنست كه براى كودك نام نيك انتخاب كند و او را خوب تربيت نمايد و قرآن را به او تعليم دهد.
2. خانواده
خانواده يكى از عوامل تربيتى است . فرزندان و كودكان از اعضاء خانواده الگو مى گيرند و رنگ مى پذيرند. از اين رو امام على (ع ) سفارش مى كند كه با خانواده خوب و صالح روابط دوستانه برقرار كنيد: روابط خود را با آبرومندان و افراد با شخصيت و اصيل و خاندانهاى صالح و خوش سابقه برقرار ساز.
3. استاد و آموزگار
ايشان راجع به نقش استاد در تربيت انسان ، به آموزگار الهى خود رسول خدا(ص ) مى پردازد و اهميت و ارزش آموزشهاى پيامبر گرامى اسلام را چنين بيان مى دارد:
من همچون سايه اى به دنبال آمزگارم رسول خدا حركت مى كردم و آن بزرگ پيامبر، هر روز نكته تازه اى از اخلاق نيك را برايم آشكار مى ساخت و به من فرمان مى داد كه به او اقتدا نمايم .
4. جامعه و محيط زندگى
يكى ديگر از عوامل تربيت ، جامعه و محيط زندگى انسان است . از اين رو در انتخاب مكان زندگى و محيط اجتماعى بايد دقت لازم را بعمل آورد.
امام براى انتخاب جامعه خود مى فرمايد: در شهرهاى بزرگى كه مركز اجتماع مسلمانان است ، مسكن گزين و از محيط و جوامعى كه اهل غفلت و ستمكارى در آنجا هستند و ياران مطيع خدا كمتر در آن نواحى يافت مى شوند، بپرهيز.
5. علما و نصيحت كنندگان جامعه
علما انسانهاى پاك و دلسوزى هستند كه در برابر كجيها و زشتيها نمى توانند بى تفاوت بمانند و چون پدرى مهربان و دوستى خيرخواه لب به پند و اندرز مى گشايند. آنها از عوامل مهم تربيت بشمار مى آيند كه بايد احترام گذاشت و گوش دل به سخنانشان سپرد در غير اينصورت تلخيها و پشيمانيها در انتظار ما خواهد بود.
6. حكومت و رهبرى
حاكم اسلامى و رهبر جامعه ، هم مسئوليت تربيت فرد و جامعه را دارد و هم بعنوان يكى از الگوهاى تربيتى مطرح است . همه به او دوخته اند و از دستورات و فرامينش اطاعت مى كنند.
امام على (ع ) مى فرمايند: شما مردم را بر من حاكم اسلامى حقى است اما حق شما بر آنست كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم و شما را تعليم دهم تا از جهل و نادانى نجات يابيد و شما را تربيت كنم تا علم فراگيريد و تربيت شويد.
و هشدار مى دهد كه نگذاريد رهبرى جامعه بدست نالايقان و نااهلان قرار گيرد كه فرد و جامعه را به تباهى و نابودى مى كشانند و خود به اين بيدارى و مسئوليت سخت پايبند است .
7. الگوهاى موفق تربيت شده
پيرامون الگوهاى موفق ، بحث بسيار ارزنده در نهج البلاغه موجود مى باشد كه در اين بحث پيامبران خدا و رسول گرامى اسلام و اصحاب و ياران آن بزرگ پيامبر و سيماى پرهيزگاران و امامان معصوم (ع ) را معرفى مى نمايد.
در رابطه با اطاعت و پيروى از پيامبران الهى و نقش تربيتى آنان مى فرمايد:
خداوند اراده كرده است كه پيروى مردم از پيامبرانش باشد و كتابهاى آنان را تصديق كنند و به دستورات آنها گوش فرادهند.
8. انقلاب اسلامى
انقلاب و قيام و حركت موفق يك امت بهترين و ارزنده ترين مربى و آموزگار دلهاى آماده تربيت است . نهضت و قيام رهايى بخش ، نقش اساسى در تربيت اجتماعى دارد. ترس و زبونيها را از دل ميليونها انسان مى شويد و شجاعت و دلاورى و شهادت طلبى را به همه مى آموزد. در انقلاب همه آزمايش مى شوند و زشتيها و پليديهاى خود را نشان مى دهند. آيا ميليونها دل و جان آماده اى را كه در انقلاب اسلامى ما عوض شد و رنگ خدايى گرفت . مى شود انكار كرد؟
نعمت انقلاب ، از بزرگترين نعمتهاى الهى و حركت انقلاب از بزرگترين عوامل تربيتى بشمار مى آيد كه درود و سلام همه ما به فرزند راستين على (ع ) امام فقيد امت اسلامى و امام حاضر در صحنه زمان ما حضرت آيت الله خامنه اى و رهروان راه امام خمينى باد.
در اين رابطه امام على (ع ) مى فرمايد: سوگند به خدايى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد به سختى آزمايش مى شويد و غربال مى گرديد... آنچنان كه پايين به بالا و بالا به پايين بازگردد.
نتيجه گيرى
امروزه كليد تمامى ابعاد توسعه را، توسعه انسانى قلمداد مى كنند كه بدون آن رشد و توسعه امكانپذير نيست . در نظام اسلامى ، نيروى انسانى از طرفى خود هدف است كه توسعه براى او در خدمت اوست و از طرف ديگر خود عامل و كليد توسعه است .
اميرالمؤ منين (ع ) مى فرمايند: اى كميل مردم به سه دسته اند، اول علماى ربانى ، دوم دانشجويان كه در راه نجات هستند و سوم فرومايگان پست و بى اراده اى كه خيرى در آنها نيست .
آنچه در اين بيان شريف مدنظر قرار گرفته ، توسعه منابع انسانى و رشد و ارتقاى علمى ، فكرى و معنوى انسانهاست كه كليد سعادت دنيا و آخرت مى باشد. البته مفهوم علم و دانش ‍ وسيع و فراتر از ابعاد فيزيكى و مادى است . هدف علم معرفت الله است و نهايت آن وصول انسان به مقام معرفت الهى و منزل علماى ربانى است .
حضرت على (ع ) از اين ديدگاه انسانها را به سه گروه تقسيم نموده اند كه دو گروه از آنها اهل نجات هستند. اولين گروه واصلان الى اله و دومين گروه طالبانى كه در مسير كمال كوشا هستند (توسعه اند و از طرف ديگر مظروف آن ). توسعه واقعى به توسعه ظرفيتهاى فكرى ، اخلاقى ، اعتقادى ، بينشى و معرفتى انسانها مربوط مى شود.
هدف توسعه بايد خود انسانها و انسانيت آنها باشد. اسلام انسان را جوهرى تركيب يافته از ملك و ملكوت دانسته و او را به مقياس عميقى تشبيه نمود كه دسترسى به عمق و ابعاد وجو