 )) (243) على كسى را كه از او مشكلى را پرسيد گفت : براى دانستن بپرس نه براى آزردن (از سوى استاد و دانشجو) كه نادان فراگيرنده بسان دانشمند است و دانشمندى كه مراعات انصاف نكند چون نادانى است كه در پرسش ‍ چون و چرا كند.
سفارش على (ع ) بر نگاهداشت حقوق دانشمند
اميرالمؤ منين على (ع ) را مراعات حال استاد از سوى دانشجويان سخنانى است كه امروزه بايد در روابط حسنه بين استاد و دانشجو و نيز احترام به استاد از سوى دانشجويان به عنوان دستورالعملى اخلاقى مورد توجه قرار گيرد و آن توصيه اين است كه : ((همانا حق دانشمند است كه در پرسش از او زياده روى نكنى و به جامه اش در نياويزى و هرگاه بر او وارد شدى و گروهى از نزد او نشسته ديدى بر همه آنان سلام كنى و استاد را به سلام جداگانه مخصوص گردانى و رو به رويش بنشينى و پشت سر او قرار نگيرى و به گوشه چشم بر او چشمك نزنى و با دست اشاره نكنى كه فلان و فلان كس چنين گفته اند، و برخلاف سخن او سخن نگوى و در گفتار زياده نروى و از درازى سخنش دلتنگ نشوى ، زيرا سخن دانشمند چون درخت خرما است كه چشم بدان مى دوزى تا خرمايى بر تو فرو افتد، و پاداش دانشمند از پاداش روزه دار و نماز شب خوان شب زنده دار و مجاهد در راه خدا بيشتر است .(244)))
لزوم نشست و برخاست حكمرانان با دانشمندان و بهره يابى از دانش آنان
على (ع ) در نامه خود به مالك اشتر آنگاه كه او را به امارت مصر گسيل مى داشت اندرزها و سفارش ها در زمينه هاى حكمرانى و وظائف حكمرانان به او داشته كه درباره نياز او بهره گيرى از دانش دانشمندان چنين گفته است : (( و اءكثر مدارسة العلماء و منافثة الحكماء فى تثبيت ما صلح عليه امر بلادك و اقامة ما استقام به الناس قبلك )) (245) با دانشمندان بسيار گفتگو كن و با فرزانگان و حكيمان گفت و شنيد را زياده كن تا اين كار ادامه سرزمين ترا هموار سازد و نظمى را كه پيشينيان تو بر آن بوده اند استمرار بخشد.
گر گزارش ها از ديدگاهها و عملكردهاى علمى و آموزشى على (ع )
1. آموزش علم نجوم :
(( ايها الناس اياكم و تعلم النجوم الا ما يهتدى به فى بر او بحر فانها تدعوا الى الكهانة و النجم كالكاهن و الكاهن كالساحر و الساحر كالكافر والكافر فى النار سيروا على اسم الله )) (246)
((اى مردم از آموختن دانش نجوم بپرهيزيد، مگر آنچه كه راه دريا و خشكى را نشان دهد، و راهبرى كند، در غير اين صورت اين دانش كار به غيب گوئى ، (كهانة ) مى كشاند و منجم غيب گو چونان كاهن است و كاهن چون ساحر (جادوگر) و جادوگر بسان كافر و جايگاه كافر در آتش است و در راهى كه به نام خدا است به راه مى افتيد)). امام على (ع ) در تقسيم بندى علومى كه علم فقه را براى يادگيرى علوم دينى و طب را براى بيماريهاى بدن و نحو را براى دانش هاى زبانى و نجوم را براى شناخت زمان ما معرفى كرده به اين بحث از فايده نجوم و فوايد آن را تاءييد كرده است .
2. در وصف فقيه
(( الا ان الفقيه كل الفقيه هو الذى لم يقنط الناس من رحمة الله و لا يؤ منهم من عذابه و لا يرخص لهم فى معصيت و لا يدع القرآن رغبة فى غيره و لا خير فى عبادة لا علم فيها و لا خير فى قرائة لا تدبير فيها)) (247)
((آگاه باشد كه فقيه كامل و جامع كسى است كه مردم را از بخشايش الهى ماءيوس نگرداند، و از عذاب الهى در امان ندارد و مردم را اجازه ارتكاب به معصيت ندهد، و قرآن را در گرايش به غير قرآن واننهد و نياش بدون بدون دانش را خيرى نيست و خواندن قرآن را بدون تدبر و درك در معانى آن فايدتى نيست .))
3. واضع نحو عربى
غالب نويسندگان تاريخ علم ابوالاسود دوئلى از اصحاب و شاگردان را واضع علم نحو مى دانند كه نخستين بار به اشاره آن حضرت به نقطه و اعراب گذارى مصاحف (قرآن ها) پرداخته و اساس عربيت (صرف و نحو) را كه على خود مى خواست بنويسد بر ابوالاسود املاء كرد.(248)
4. آموزش خط
امام على (ع ) كه از كودكى نوشتن را در مكتب خانه آموخته بود از اين سفارش او به نويسنده خود عبيدالله بن رافع چنين برمى آيد كه به رموز خطاطى و خوانا و زيبانويسى نيك واقف بوده است : (( اءلق دواتك و اطل جلفة قلمك ، و فرج بين السطور و قرمط بين الحروف فان ذلك اجدر بصباحة الخط)).(249)
دوات خود را ليقه (تكه پارچه يا نخى كه مركب را نگاهدارد) بينداز، و نوك قلم تا آنجا كه قط ميزنى دراز گير و ميانه سطرها را گشاده گردان و حروف را نزديك و همسان نويس كه اين روش زيبا نوشتن را شايد.
5. توجه به عامل اقتصاد در خردورزى
اميرالمؤ منين على (ع ) كه ساده زيستن و گريز از اسراف و تجمل گرائى را همواره در مواعظ خود يادآور مى شد و زندگى خويش را از آنرو در پائين ترين گذران روزى نهاده بود تا بيچارگان از بينوائى خود نوميد نشوند و معاش مولاى خود را بسان ديگر نيازمندان ببينند با اين همه برخوردارى از پشتوانه اى مالى و گريز از فقر را در زندگى خصوصا آنجا كه خرد كارگر مى افتد ضرورى مى داند و به فرزند خود محمد حنفيه مى گويد: (( يا بنى انى اخاف عليك الفقر فاستعذ بالله منه فان الفقر منقصة للدين مدهشة للعقل ، داعية للمقت .))
((فرزندم از بيچارگى بر تو مى ترسم ، پس آن به خدا پناه آر كه نيازمندى دين را كاستى آرد و خرد را سرگردان سازد و دشمنى را انگيزه گردد)).(250)
6. هشدار به بهره گيرى نادرست از مساجد
پيش از اين گفته آمد كه نخستين و فعال ترين نهاد آموزشى در اسلام مسجد بوده است . و بنابر توجه رسول خدا(ص ) در اولين اقدامش به بناى مسجد در اقامت محدودش در قبا و پس از آن به محض ورود به مدينه و دست به كار شدن براى بنياد مسجد و آغاز و استمرار فعاليت درخشان مسجد النبى در عصر حيات آن حضرت و موفقيت ها كه در تربيت و آموزش اصحابى وفادار و مؤ من به دست آورد كه آنان در واقع از نخستين شاگردان مكتب وحى بودند و در زمان حيات پيامبر و پس از رحلت او بار امانت ابلاغ و اشاعه آيين اسلام را با همه آفات و موانع سياسى كه در گذرگاه آن قرار گرفت چنان متعهدانه ادا كردند كه بى ترديد مى توان از مسجد النبى در مدينة النبى به عنوان كارآمدترين و موفق ترين دانشگاهها در طول تاريخ بشريت تا اين زمان از آنه ياد كرد.
با اين همه پيش بينى هاى رسول خدا(ص ) از انحراف بسيارى مسلمان نمايان و آنچه پس از وى بر اسلام و مسلمانان خواهد آمد در اين كلام مولا على (ع ) تجلى يافته كه از مقاصد سوء بانيان مساجد و آنچه از پرتو اين مساجد ضرار اسلام و مسلمانان را زيان مى رساند پيش بينى ها كرده نشانه هاى آشكار آن را از گاه حكمرانى امويان تا امروز كه فرمانروايان ستم پيشه و غاصبان حكومت به نام اسلام و حمايت از مسلمانان منبر و محراب مسجد را جايگاه فريبكارى ها و القاء شبهات و ريو و رياى خويش ساخته و مى سازند. و اين است گفته على (ع ) درباره اين دست از مساجد:
(( ... ياءتى على الناس زمان لايبقى فيه من القرآن الا رسمه و من الاسلام الا آسمه مساجدهم يومئذ عامرة من البناء خراب من الهدى . سكانها و عمارها شر اهل الارض ، منهم تخرج الفتنه و اليهم تاءوى الخطبئة ، يردون من شذ عنها فيها، و يسوقون من تاءخر اليها...)) (251)
((زودا كه مردم را 