ل نباشد بايستى كتاب او باشد و اگر آن نباشد بايستى برهان عقلى و اگر او نباشد بايستى برهان عملى باشد. و اين حالت سلسله مراتبى دارد.
7. اين رسولان اگر يك نفر هم باشند از وظيفه خودشان كوتاهى نمى كنند يعنى واسطه هاى پيام تابع كميت خودشان نيستند و از كثرت مخالفين خودشان نمى ترسند چون رسولان نوآوران فرهنگى توحيد هستند مبارزه كردن با فرهنگ شرك آلود اولا سبب اندكى عدد آن خواهد شد و ثانيا زياد شدن دشمنان آنان چون فرهنگ يعنى فرهنگ اكثريت جامعه .
8. آنها سعى مى كنند كه پيامبر بعدى خودشان به آنها با اسم معرف شده و يا اينكه پيامبر آينده خودش را معرفى كند. يعنى اينكه خصلت فرآيندى آمدن پيامبران براى خود پيامبران معرفى مى شود تا جاى خودشان را دريابند تا بتواند تبليغ خودشان و رساندن پيام خودشان در محل فرآيند روشن شود. چنانكه بسيارى از ارتباطى ها اين سخن را سالها بعد گفتند. در مرحله بعد امام على (ع ) به تشريح وضيعت ظهور رسول الله (ص ) اشاره مى كند كه حاوى نكات بسيار مهم ارتباطى است .
(( على ذلك نسلت القرون و مضت الدهور و سلفت الاباء و خلقت الابناء. الى ان بعث الله سبحانه محمدا رسول الله (ص ) لانجار عدته و تمام نبوته ماءخوذا على النبيين ميثاقه ، مشهورة سماته كريما ميلاده و اهل الارض يومئذ ملل متفرقة و اهواء منتشره و طوائف متشتتة بين مشبه لله بخلقه او ملحد فى اسمه او مشيرالى غيره . فهداهم به من الضلالة و انقذهم بمكانه من الجهاله ثم اختار سبحانه لمحمد(ص ) لقاءه و رضى له ما عند و اكرمه عن دار الدنيا و رغب به عن مقارنه البلوى فقبضه اليه كريما(ص ) و خلف فيكم ما خلفت الانبياء فى اممها اذلم يتركوهم هملا بغير طريق واضح و لا علم قائم . كتاب ربكم فيكم مبينا حلاله و حرامه و فرائضه و فضائله و ناسخه و منسوخه و رخصه و عزائمه و خاصه و عامه و عبره و امثاله و مرسله و محدوده و وحكمه متشابهه ، مفسرا مجمله و مبينا غوامضه ، بين ماءخوذ و ميثاق فى علمه و موسع على العباد فى جهله و بين مثبت فى الكتاب فرضه و معلوم فى السنة نسخه ، و واجب فى السنه اخذه و مرخص فى الكتاب تركه و بين واجب بوقته و زائل فى مستقبله و مباين بين محارمه ، من كبير اوعد عليه نيرانه ، او صغير اءرصد له غفرانه و بين مقبول فى ادناه موسع فى اقصاه ...(خطبه اول ).))
به همين ترتيب قرنها پديد آمد و روزگارها گذشت پدرها در گذشته و فرزندان بجايشان نشستند تا اينكه خداوند سبحان حضرت رسول اكرم (ص ) را برانگيخت براى اينكه وعده خود را انجام دهد و براى اينكه پيامبرى را به آن حضرت ختم نمايد حالتى كه از پيامبران عهد و پيمان گرفته شده بود. پس علامت و نشانه هاى او شدت يافت موقع ولادتش گرامى و پسنديده بود و مردم در آن روز داراى مذهب هاى مشتت و بدعتهاى زياد و رويه هاى مختلف بودند گروهى خداوند را به خلقتش تشبيه مى كردند و برخى در اسم او تصرف مى كردند و جمعى به غير او اشاره مى كردند پس خداوند متعال به وسيله آن حضرت آن مردم را از گمراهى رهايى داد و به سبب شخصيت او آنان را از نادانى نجات داد. پس حق تعالى به آن بزرگوار مرتبه قرب و رحمت خود را عطا فرمود و مقام و منزلتى را براى احدى متصور نيست براى او پسنديد و ميلش را از دنيا به جانب خود متوجه گردانيد و از مصيبت و بلاء رهائيش داده قبض روحش فرمود. درود فرستد خداوند بر او و آلش و در ميان شما گذشت چيزى را كه پيامبران سلف در ميان امت خويش گذاشتند زيرا پيامبران آنان را بدون راه روشن و نشانه صريح خود وا نگذاشتند آن حضرت هم كتاب پروردگار شما را در دسترس شما گذاشت و حلال و حرام و واجبات و عام و عبرتها و مثلها و مطلق و مقيد و محكم و متشابه آنرا بيان كرد مجملهايش را تفسير و مشكل هايش را آشكار نموده است . و مطالب كتاب و اثرات بر چيزى كه دانستن و يادگرفتن آن واجب است و چيزى كه برندانستن آن منعى نشده است و چيزى كه در آن وجوبش ثابت گشته و در سنت سخن و رفع آن معلوم گشته است و چيزى كه در وقت مخصوص واجب شده و در غير آن وقت واجب نيست و آن كتاب بين چيزهايى كه حرام شده فرق گذارده است پس كسى كه گناه كبيره اى مرتكب شود او را عذابها و آتشها وعده داده و كسى كه گناه صغيره اى كند آمرزش ‍ را براى او مهيا نموده بر چيزى كه آن مورد قبول است و بسيار آن شايسته و پسنديده و تحميلى هم نشده است .
چند نكته مهم در ارتباط با ارتباطات در اين كلمات به نظر مى رسد:
1. ارتباط تاريخ با انسان كامل يعنى تاريخ بر اساس انسانهاى كامل به وجود آمده اند اين انسانهاى كامل در قالب پيامبران بودند كه تاريخ به معناى واقعى خودشان به وجود آورده اند. پس اگر انسانهاى كامل نبودند از تمدنهاى بشرى خبرى نبود و تمدنهاى بشرى بر اساس تعاليم اين انسانهاى كامل به وجود آمده اند. پس هويت تمدنهاى بشرى يك هويت دينى بوده است و تاريخ انسان به وسيله دينها ساخته شده است .
2. اين تاريخ منتهى به دوران اسلام مى شود و اسلام دين خاتم مى شود كه كامل ترين دين در طول تاريخ بشرى مى باشد و دين ختم كننده تمدن بشرى است كه كامل ترين انسان در طول بشر، پشتوانه آن مى باشد پس عملا تمدن اسلامى بر اساس انسانى كامل يعنى امام معصوم (ع ) تمدن بشرى خواهد بود. پس چارچوب فلسفى ارتباطى اسلام بر اساس انسان كامل مى باشد.
3. در دوره ظهور رسول الله (ص ) كل زمينيان در وضعيت شرك آلود بوده اند و سرنوشت خودشان و راه خودشان را نمى دانستند يعنى يك نوع حيرت و گمراهى بر زمين حاكم بوده است و آمدن رسول الله با پيامى است كه جهت را نشان مى دهد و حيرت را از بين مى برد.
4. پيام رسول الله (ص ) جهانى است چون تمامى زمينى هاى روى زمين را مورد خطاب قرار داده است .
5. با آنكه پيام يكى بود و آن توحيد بود ولى داراى مقاومتها و تنوع پيامها بر اساس زمان و مكان بوده است ناسخ و منسوخ خاص و عام رهاشده و تعيين شده محكم و متشابه و مفسر و مفسر دارد.
در نهايت خطبه اول بحثى از حج فرموده است و حج يك نماد است يعنى يك نوع شعائر است كه در جهان اين مراسم بى بديل است و اين حج سمبل توحيد است يعنى هر چند پيام يكى است و واضح است ولى سمبل ها و مراسم ها در ارتباطات براى رساندن يك پيام واحد بسيار مهم است و نبايستى از نمادهاى بسيار نجسمى براى رساندن پيامهاى معنوى غفلت ورزيد.
(( و فرض عليكم حج بيته الحرام ، الذى جعله فبلة للانام يردونه ورود الانعام و ياهون اليه و لوه الحمام و جعله سبحانه علامة لتواضعهم لعظمته . و اذعانهم لعزته و اختار من خلقه سماعا اجابوا اليه دعوته و صدقوا كلمته و واقفوا مواقف انبيائه و تشبهوا بملائكته المطيفين بعرشه يحرزون الارباح فى متجر عبادته و يتبادرون عند موعد مغفرته . جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما و للعائذين حرما. فرض حجه و اوجب حقه و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه و لله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا و من كفر فان الله غنى عن العالمين .))
حج يعنى اينكه انسان خودش را نبيند و فقط خدا را ببيند و هر كس خودش را به شدت اعتقاد به توحيد به درجه انبياء و موق