 كردن اين امر به انبوهى و كمى نبوده و آن دين خداست كه آنرا پيروزى دارد و لشكر خداست كه آنها را مهيا ساخته و كمك نموده ... اگر چه عرب امروز اندك است ولى به سبب دين اسلام بسيار هستند. و به جهت اجتماع و يگانگى غلبه دارند پس تو مانند ميخ واسطه آسيا باش و آسيا را به وسيله عرب بچرخان (خطبه 146).
پس نقش رهبرى در جنگ نقش بسيار مهمى است كه بايستى در سلسله مراتب جنگ حفظ شود و امنيت داخلى در پشت جبهه به وسيله همين رهبرى حفظ مى شود چون در حال جنگ بحرانهاى داخلى و پشت جبهه را تهديد مى كند كه با رهبرى و حفظ اقتدار رهبرى حل مى شود.
در فراز ديگرى مى گويد كه : ما پيش از اين به بسيارى لشكر جنگ نمى كرديم بلكه با كمك و يارى خداوند متعال مى جنگيديم . (خطبه 146).
ترويج حقوق عمومى و احترام به يكديگر در سطح جامعه يكى از وظائف وسايل ارتباطى است چرا كه اين بالاترين مسئله دين است .
(( فضل حرمة المسلم على الحرم كلها و شد بالاخلاص و التوحيد حقوق المسلمين فى معاقدها فالمسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده الا بالحق و لا يحل اذى المسلم الا بما يجب (خطبه 166).))
صداقت در پيام رسانى بسيار مهم است و اگر رسانه ها جز در مواردى كه امنيت ملى در خطر مى افتد و يا اخلاقيات به خطر مى افتد بايستى با مردم صداقت داشته و صادقانه سخن بگويند و يا بنويسند
(( كل غدره فجرة و كل فجرة و لكل غادر لواء يعرف به يوم القيامة (خطبه 191).))
در خطبه ديگر به موانع ارتباطى در ارتباط با زمان مى پردازد يعنى نفس زمان مى تواند سبب قطع ارتباطى بين گوينده و گيرنده شود.
همان احاديث در دسترس مردم حق و باطل است راست و دروغ و نسخ كننده و نسخ شده و عام و خاص و محكم و متشابه و محفوظ و موهوم است .
بطور خلاصه ايشان مى فرمايد:
1. برخى از احاديث توسط مسلمانهاى دروغين و منافق به رسول الله (ص ) نسبت داده شده است .
2. مردى كه از رسول خدا(ص ) حديثى را شنيده ولى خوب آنرا حفظ نكرده و آنرا اشتباه نقل مى كند.
3. برخى از راويها امرى را شنيده ولى بعدا از نهى از آن خبر دار نشده و يا برعكس .
4. و برخى از تمامى مسائل فوق مبرى بوده و حديث را كاملا حفظ كرده است با تمامى مشخصات آن .
5. گاهى شخص حديثى مى شنيد ولى معناى آن را تشخيص نمى داد پس بر معنايى آنرا حمل مى كرد كه معناى اصلى نبود.
6. گاهى آنها شاهد گفتن حديثى به يك شخص باديه نشين از جانب رسول الله (ص ) بودند ولى ديگر سؤ الى براى دقت در آن نمى كردند. (خطبه 201)
پس پس نشان از اين دارد كه يك پيام ارتباطى در يك ساختار و بستر معنا دار مى شود و اثر زمان دچار مسائل مختلف و تحريف مى شود پس بايستى شرايط ارتباطى آن درست و صحيح شناسايى شود.
وسايل ارتباطى بايستى در رابطه حاكم و مردم يك حالت تعديل ايجاد كنند نه حاكم بر مردم تسلط مطلق پيدا كند و برعكس آن .
(( و اعظم ما افترض سبحانه من تلك الحقوق حق الوالى على الرعيه و حق الرعيه على الوالى ...(خطبه 207).))
پس بايستى هم والى و هم رعيت حقوق يكديگر را رعايت كنند و اين رعايت حقوق يكديگر سبب مى شود كه قانون احترام پيدا كنند و اگر غير از اين شد اينجاست كه نظام امور از هم پاشيده مى شود و يا ظلم و جور غلبه پيدا مى كند. و مهمترين در اين راه نصيحت كردن به يكديگر براى اقامه حق نسبت به والى و رعيت و مردم مى باشد.
پس وسائل ارتباطى بايستى وظيفه تناصح و يا نصيحت يكديگر را داشته باشند. آنها نبايستى چاپلوسى كنند و نه ظلم بلكه بايستى عدل را پيشه كنند. از ديدگاه اميرالمؤ منين (ع ) معنا اصل ارتباطات است و اگر معنا نباشد ارتباطات شكل نمى گيرد ولى فقط معنا مهم نيست بلكه قالب آن يعنى زبان نيز مهم است پس ارتباطات منوط به معنى در درجه اول و زبان و قالب در درجه دوم مى باشد:
(( الا ان اللسان بضعة من الانسان فلا يسعده القول اذا امتنع و لايمهله النطق اذا اتسع و انا لامراء الكلام و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه (خطبه 224).))
آگاه باشيد زبان پاره اى از انسان است كه گفتار با آن همراهى نكند هرگاه شخص ناتوان باشد و گفتار زبان را مهلت ندهد هرگاه شخص توانا باشد و ما اميران سخن هستيم و ريشه هاى آن در ما فرو رفته و شاخه هايش بر ما گسترده شده پس انسان كامل در ارتباطات و معنا بخشى در رده يك است . پس اصل در ارتباطات اسلامى انسان كامل است يكى از وظيفه هاى شديد و مسائل ارتباط جمعى نشان دادن تاريخ و عبرتهاى مربوط به آن است .
(( فاعتبروا بما اصاب الامم المستكبر...(خطبه 234)))
پس از كيفر خدا و حمله و سختيها و عذابهاى او كه به گردنكشان پيش از شما رسيده عبرت گيريد و بجاهايى كه چهره شان بخاك افكنده شد و پهلويشان افتاده پند پذيرند و از آنچه توليد كبر و سربلندى مى نمايد. بخدا پناه ببريد چنانكه از حوادث و پيشآمدهاى سخت روزگار به او پناه مى بريد. (خطبه 234)
در وسايل ارتباط جمعى نبايستى سخنان مضحك و لوده بازى رواج گيرد چون سبب سست شدن اخلاقيات جامعه مى شود.
(( اياك ان تذكر من الكلام ما يكون مضحكا و ان حكيت ذلك عن غيرك (نامه 31).))
البته لودگى با طنز فرق دارد لودگى سبب سست شدن مسائل اخلاقى مى شود ولى طنز سبب ثبات اخلاقى مى شود وسايل ارتباط جمعى بايستى واسطه قدرت باشند و مردم دارى كنند بعضى سعى كنند زبان مردم باشند كه از مسؤ ولين سؤ ال كنند و دل مردم را بدست آورند چون قدرت هر نظام به وفادارى مردم نسبت به آن حكومت است و وسايل ارتباط جمعى بايستى در راستاى همين مسئله مشروعيت زدايى براى نظام كنند.
(( و ليكن احب الامور اليك اوسطها فى الحق و اعمها فى العدل و اجمعها لرضى الرعية ... (نامه 53).))
كارى كه بايد بيش از هر كار دوست داشته باشى ميانه روى در حق است و همگانى كردن رضا و خشنودى چند تن را پايمال مى سازد و خشم چند تن در برابر خشنودى همگان اهميت ندارد. و از رعيت هيچكس بر حكمران در هنگام رفاه و آسانى گران بارتر و در گرفتارى كم يارى كننده تر و در انصاف و برابرى ناراضى تر و در خواهش پراصرارتر و موقع بخشش كم سپاس تر و هنگام رد دير عذر پذيرنده تر و در پيشامد سختيهاى روزگار در شكيبايى سست تر از خواص نيست و ستون دين و انبوهى مسلمانها و آماده براى دشمنان همگام از مردم هستند پس بايد با آنان همراه بوده و ميل و رغبت نظر با آنها باشد. وسايل ارتباط جمعى بايستى ايجاد كننده بحثهاى كارشناسى باشد تا حكومت در پناه آن بتواند درست عمل كند.
(( و اكثر مدارسة العلماء و منافثه الحكماء فى تثبيت ما صلح عليه امر بلادك و اقامة ما استقام به الناس قبلك (همان ).))
از طرف ديگر وسايل ارتباط جمعى بايستى كليه طبقات اجتماعى را برجسته كند تا بتواند يك نظام منسجم اجتماعى به وجود آورد چون همه اقشار جامعه احتياج به هم دارند و وجودشان در جامعه لازم است .
(( و اعلم ان الرعية طبقات لا يصلح يعضها الا ببعض و لاغنى ببعضها عن بعض ... (همان ).))
حتى بايستى اقليتهاى جامعه در وسايل ارتباط جمعى جايى داشته باشند.
ولى بايستى طبقه پايين اجتماعى در اولويت باشند. (( ثم الله الله فى الطبقة السفلى من الذين لاحيلة لهم من المساكين و المحتاجين 