 اهل البوسى و الزمنى ... (همان ).))
وسايل ارتباط جمعى در عين حاليكه جامعه را در آمادگى براى مقابله با تهديدهاى خارجى نگه داشته باشد ولى بايستى در زمان صلح يك حالت راحتى ايجاد شود.
از صلح و آشتى را كه رضا و خشنودى خدا در آن است و دشمنت ترا به آن بخواند سرپيچى مكن زيرا در آشتى راحت لشكريان و آسايش اندوزان و آسودگى براى شهرهايت است ولى از دشمنت پس از آشتى برحذر باشد و بترس زيرا دشمن چه بسيار خود را نزديك گرداند تا غافل گير كند پس احتياط و استوارى كارى را پيشه كن و زير بار حسن ظن و نيكو گمانى بزودى نرو (همان ).
وسايل ارتباط جمعى نبايستى شخصيت سازى كنند:
و بپرهيز از خود پسندى و تكيه بر چيزى كه ترا به خود پسندى وا دارد و از اينكه دوست بدارى مردم ترا بسيار بستايند زيرا اين حالت از مهم ترين فرصتهاى شيطان است (همان ). وسايل ارتباط جمعى نبايستى زياد غلو و زياده روى از افرادى و يا عملى بكنند كه سبب نارضايتى و يا بى اعتنايى مردم مى شود. و بپرهيز از اينكه بر مردم به نيكى كه مى كنى منت گزارى يا كارى كه انجام مى دهى بيش از آنچه هست در نظر آرى يا به وعده اى كه به آنان مى دهى وفا نكنى زيررا منت نهادن احساس را بى نتيجه مى گرداند و كار را پيش از آنچه هست پنداشتن نور حق را مى زدايد و وفا نكردن به وعده سبب خشم خدا و مردم مى گردد. (همان ).
نبايستى وسايل ارتباط جمعى آنچه همه در آن مساوى هستند آنرا به شخصيتها اختصاص بدهند. چون باعث تنفر مى شود.
بترس از بخود اختصاص دادن آنچه مردم در آن يكسانند و بپرهيز از خود را به نادانى زدن در آنچه توجه به آن بر تو لازم است از اموريكه همه مى دانند زيرا آن از تو براى ديگرى گرفته خواهد شد و بزودى پرده ها از روى كار ما برداشته شود و داد مظلوم و ستم كشيده از تو بستانند. (همان )
معنا اساس ارتباطات است ولى اين معنا گاهى از هواهاى نفسانى توليد شده و در قالب دين حسى ريخته مى شود و به معرض ارتباطات مى آيد.
(( فعدوت على طلب الدنيا بتاويل القرآن (نامه 55)))
خطاب به معاويه نوشته كه : پس براى دنيا به تاءويل قرآن شتافتى . و سپس اين تاءويل را بر عليه امام على (ع ) در يك فرآيند ارتباطى بكار مى برد.
بايستى وسايل ارتباط جمعى شبهه زدايى كنند و ابهامات را روشن كنند و گرنه فتنه ها به پيش خواهد آمد خصوصا كه شبهه و ابهام به وجود آورند.
(( فاحذر الشبهة و اشتمالها على لبستها فان الفتنة طالما اغدفت جلابيبها و اغشت الابصار ظلمتها (نامه 65).))
براى ابهام زدايى بايستى آنچه را گفت كه دارراى وجوه زيادى نباشد چون ابهام زايى مى شود تا ابهام زدايى .
(( لا تخاصمهم بالقرآن حمال ذو وجوه تقول و يقولون ولككن حاججهم بالسنه فانهم لن يجدوا محيصا.))
يعنى مصداق بايستى بكار برده شود تا مفهوم .
مردم گرايى وسايل ارتباط جمعى يعنى يك نوع رراه آمدن با مردم و مدارا كردن با مردم مى باشد چون دل بدست آوردن مردم كارى بس سخت مى باشد.
(( قلوب الرجال و حشية فمن تالفها اقبلت عليه (حكمت 47).))
وسايل ارتباط جمعى اگر به طرف مال پرستى و اصالت ثروت برود عملا وارد تمامى شهوات شده است يعنى كافى است كه سياستگزارى وسايل ارتباط جمعى به طرف فرهنگ ثروت طلبى باشد خود به خود تمامى مسائل ديگر مادى و دنياپرستى وارد خواهد شد چون مال پرستى زمينه كليه شهوات است .
(( المال مادة الشهوات (حكمت 55).))
در بعد تبليغات دينى بايستى طورى باشد كه مردم از رحمت و آمرزش خدا و آسايش و خوشى از جانب خدا ماءيوس نسازد ولى نبايستى اين ماءيوس نكردن و اميدوار ساختن سبب يك نوع نترسى و امنيت يافتن از مكر خداوند و عذاب او باشد.
(( الفقيه كل الفقيه من لم ينقط الناس من رحمة الله و لم يؤ يسهم من روح الله و لم يومنهم من مكر الله (حكمت 87).))
وسايل ارتباط جمعى در خبر سازى و خبر رسانى و اطلاع رسانى بايستى تفكر را در مردم زنده كنند تا اينكه با اطلاع رسانى تفكر را در مردم كور كنند و يا صرف خبر رسانى نبايستى جاى تفكر بگيرد و مردم چشم و گوش بسته به رسانه ها توجه كنند مثل رسانه هاى كشورهاى صنعتى .
(( اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعاية لا عقل رواية فان رواة العلم گثير و رعاته قليل (حكمت 94).))
وسايل ارتباطى بايستى در مسائل روزمره مردم و حل مشكلات مردم بر سه روش جلو رود.
اول : اينكه مردم مشكلات خودشان را كوچك بشمارند و آنرا بزرگ نپندارند.
دوم : مشكل خودشان را ظاهر نكنند تا راحت تر بتوانند آنرا حل كنند يعنى فغان و ناله راه نيندازند.
سوم : براى حل آن سريع حركت كنند.
(( لا يستقيم قضاء الحوائج الابثلاث باستصغارها لتعظم و باستكتامها لتظهر و بتعجيلها لتهنو (حكمت 97).))
وسايل ارتباطى بايستى كارى كنند كه زمان در زندگى مردم وارد شود و هر كارى در زمان خودش جلوتر و نه عقب تر انجام شود تا سبب غصه ها نشود.
(( اضاعة الفرصة غصة (حكمت 114).))
در وسايل اررتباط جمعى نبايستى دنيا كوبيده شود چون سبب يك نوع ركود در زندگى و يك نوع رياكارى اجنماعى خواهد شد.
(( قد سمع رجلا يذم الدنيا: ايها الذام للدنيا المغتر بغرورها المخدوع باءباطيلها... ان الدنيا دار صدق لمن صدقها ودار عافية لمن فهم عنها و دار غنى لمن تزود منها و دار موعظة لمن اتعظ بها مسجد احباء الله و مصلى ملائكه الله و مهبط وحى الله و متجر اولياء الله اكتسبوا فيها الرحمه و ربحوا فيها الجنه (حكمت 126).))
يعنى كسى كه دنيا را مى كوبد خودش مشمول دنياگرايى و غرور دنيايى شده است چون دنيا يك وسيله ارتقاء به سوى خدا و بهشت و رستگارى است پس دنياگرايى با جهت آخرتى و معنوى اشكالى ندارد.
وسايل ارتباطى نبايستى (در ديدگاه اسلام ) توده سازى كند و يك نوع حالت توده اى در جامعه به وجود آورد.
(( الناس ثلاثه فعالم ربانى و متعلم على سبيل نجاة و همج رعاع اتباع كل ناعق يميلون مع كل ريح لم يستضيئوا بنور العلم و لم يلجاوا الى ركن وثيق (حكمت 147).))
توده يعنى جمعى كه با وسايل ارتباط جمعى جهت داده مى شوند و غير از آنچه وسايل ارتباط جمعى مى گويند نه فكر مى كنند و نه تصميم بگيرند. وسايل ارتباط جمعى بايستى زبان انسانها بشوند تا انسانها بتوانند شخصيت خودشان را بارور بسازند و جامعه را غنى بسازند.
(( المرء مخبوء تحت لسانه (حكمت 140).))
تهاجم فرهنگى يعنى راضى كردن انسانهاى يك جامعه به اعمال باطل جوامع ديگر كه اين با خود كناه كردن فرقى ندارد.
(( الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم و على كل داخل فى باطل اثمان اثم العمل به واثم الرضى به (حكمت 146).))
وسايل ارتباطى بايستى مظهر مشاركت مردم در امور باشد، رشد اجتماعى در تمامى سطوح به وجود آورند و از نابودى جامعه جلوگيرى كنند چون جامعه بدون مشاركت مردمى پوك خواهد شد.
(( من ملك استاءثر و من استبد برايه هلك و من شاور الرجال شاركها فى عقولها (حكمت 152).))
برراى اينكه ما بتوانيم يك تفاهم ملى و اجتماعى به وجود آوريم بايستى يك نوع آگاهى عمومى به وجود آوريم چرا كه :
(( الناس اعداء ماجهلوا (حكمت 163).))
وسايل ارتباطى بايستى سعى كنند كه در نهايت تنوع يك پيام را ابلاغ كنند نه تنوع پيامها چون