 سبب گمراهى مى شوند:
(( ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلالة (حكمت 174).))
سليقه ورزى در وسايل ارتباط جمعى يك ركن و اساس است وارد شدن از راه سليقه هاى مردم يكى از راههاى نفوذ در قلب مردم توسط وسايل ارتباطى است .
(( ان للقلوب شهوة و اقبالا و ادبارا فاتوها من قبل شهوتها و اقبالها فان القلب اذا اكره عمى (حكمت 184).))
وسايل ارتباط جمعى نبايستى اوباش پرورى كنند يعنى سبب شوند افرادى را كه قانون شكن هستند جمع كنند چون آنها زمانى كه جمع مى شوند سبب ضرر مشكل زا مى شوند. آنها كسانى هستند كه هنگامى جمع مى شوند پيشرفت مى كنند و چون پراكنده گردند شناخته نشوند آنها كسانى هستند كه چون گرد آيند زيان دارند و چون پراكنده شوند سود دارند چون پيشه و كار خودشان مى گردند و مردم به وسيله آنها سود مى برند مانند بازگشتن بنا به ساختمان و بافنده به كارگاه و نانوا به نانوايى خود (حكمت 190).
وسايل ارتباطى بايستى سعى كنند كه مردم داراى يقينها و ثابتهايى در زتدگى شوند تا زندگى راحتى داشته باشند.
(( لاتجعلوا علمكم جهلا و يقينكم شكا اذا علمتم فاعملوا و اذا تيقنتم فاقدموا (حكمت 266).))
چون در شك و دودلى و نداانم كارى زندگى بسيار مشكل خواهد شد پس وسايل ارتباطى تزلزل زا نبايستى باشد. خصوصا در مسائل اخلاقى و ارزش . يكى از جاهايى كه بايستى حفظ شود حريم دشمن و دوست است كه سبب مى شود در جامعه يك نوع انسجام به وجود آيد تعيين مرز دوست و دشمن و تعيين دوست و دشمن بسيار مهم است .
(( اصدقاوك ثلاثة و اعداوك ثلاثة ... (خطبه 287).))
دوستانت سه تا مى باشند و دشمنانت سه تا، دوستان تو دوست و دوست دوست تو دشمن دشمن تو و دشمنانت ، دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن تو مى باشد.
در باب فرهنگ جنسى نمى توان جلوگيرى از مظاهر جنسى يك جامعه بطور كلى كرد پس بايستى راهى پيدا كرد كه ارضاء مشروع جنسى شود.
امام در بين اصحاب خود نشسته بود زنى زيبا بر ايشان گذشت اصحاب چشمهايشان را به انداختند آن حضرت فرمود: ديده هاى اين نرها بر هوا افكنده است و اينگونه نگاه كردن سبب هيجان و برانگيخته شدن شهوت و خوشى است در ايشان پس هرگاه يكى از شما به زنى كه او را خوش آيد نگاه كند بايد با اهل خود هم بستر شود كه او زنى مانند هر زن ديگر است . (حكمت 412).
و براى اميد بخشيدن و داشتن يك ايده در آينده و تحرك و جنبش و جوش دو راه وجود دارد يكى ثروت جويى ، دوم علم جويى اين دو مى تواند اميدهاى زياذى بيافزايند و در رسانه ها بايستى يكى از اين دو يا هر دو اميد بخشيدن بكار بروند.
(( منهوبان لا يشبعان طالب علم و طالب دنيا (حكمت 449).))
و چون در اسلام علم ترجيح بر ثروت دارد پس بايستى علم بر ثروت در رسانه ها ترجيح پيدا كند.
احساسى بودن سبب افراط و تفريطها خواهد شد نبايستى رسانه ها به دنبال احساسى كردن مردم باشند و بايستى تا حدى عقلانيت مردم را پرورش دهند تا احساس و عقل سبب تعديل احساس شود.
(( هلك فى رجلان محب غال و مبغض قال محب مفرط و باهت مفتر (حكمت 461).))
احساس گرايى امت كه سبب افراط در محبت و يا افراط در غضب است و اگر همانطور كه در اسلام گفته شده است عقل همراه با آن شود سبب تعديل احساس خواهد شد.
(( ما استودع الله امرا عقلا الا استنقذه به يوما ما (حكمت 339).))
فرآيند ارتباطى نهج البلاغه
1. اين كتاب اكثر آن در بعد از خلافت امام على (ع ) تدوين شده است و اين كتاب بعد از كشته شدن دو خليفه توسط مسلمين به وجود آمده است يعنى يك نوع تاامنى شديد سياسى در جامعه ، پس هدف از نهج البلاغه ايجاد ثبات در جامعه بوده است . پس با نسبيت معرفت دينى كه سبب بحران ساختارى در سطح جامعه بوده است برخورد بسيار محكم شده است .
2. از جملات ادبى براى تهيج افراد بسيار استفاده شده است چون براى برگرداندن جامعه از مسيرى كه مى رفته است استفاده شده است .حضرت على (ع ) و مخالفان سياسى
سيد محمد مرتضوى
(( بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد الله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطيبين و اللعن الدائم على اعدائهم اجمعين . ))
حاكمان فراوانى در طول تاريخ بشريت آمده اند و خواهند آمد و هيچ حكومتى نيز در طول تاريخ بدون مخالف نبوده و نخواهد بود. اما آنچه حاكمان را محبوب ملتها مى كند عملكرد آنان بخصوص در ارتباط با خود، وابستگان ،، ياران و مخالفان خود مى باشد. بر اين اساس حاكمان تاريخ متناسب با شخصيت روحى و عملكرد در حافظه انسانها و در دفتر تاريخ ماندگار خواهند شد.
حاكمان مستبد به عنوان الگوى ظلم ، ستم ، فساد، تباهى و ضرب المثلى براى عبرت انسانها و حاكمان صالح نيز الگوى عدالت ، انصاف ، جوانمردى ، و ضرب المثلى براى جوامع ايده آلى يا مدينه هاى فاضله انسانها در آمده اند. از طرفى مخالفت با حكومتها نيز متفاوت است يعنى حكومتهايى كه در جامعه از مشروعيت برخوردار نبوده مخالفت با آنها و تلاش ‍ براى سرنگونى آنها از نگاه انسانهاى آزاده و با شرافت نه تنها عيب نيست بلكه يك امتياز محسوب مى شود و آنان كه در اين زمينه تلاش مى كنند در بين مردم از محبوبيت خاصى برخوردارند و برترين آنها به عنوان قهرمانان ملى محسوب مى شوند و برعكس حكومتهايى كه در جامعه از مشروعيت برخوردارند مخالفت با آن و تلاش براى سرنگونى آن از نگاه انسانهاى آزاده و منصف نه تنها امتياز نيست بلكه زشت و تلاش عليه منافع ملى تلقى مى شود و اتهام وابستگى به بيگانه را بدنبال دارد.
شخصيت امام على (ع )
امام على به عنوان يك حاكم نه تنها در نگاه مسلمانان حاكمى نمونه و الگويى مناسب براى اداره كشور محسوب مى شود بلكه آوازه و شهرت على (ع ) در اين جهت از مناطق اسلامى گذشته و انديشمندان غير مسلمان را نيز به شدت تحت تاءثير قرار داده است بطورى كه يكى از انديشمندان مسيحى معاصر او را صداى عدالت انسانى (260) مى داند و آن انديشمند مسيحى ديگر او را مرد مبارزه و انديشه مى داند.(261) و مسيحى ديگرى او را قربانى عدالت مى داند.(262) براستى شخصيت امام على (ع ) فراتر از زمان و مكان بود و نمى توان آن شخصيت را محدود به يك عصر يا يك محيط خاص كرد چرا كه او عصاره اى از فضائل انسانى و اسلامى بود و در اين زمينه بشنويد از عبدالفتاح عبدالمقصود(263) مورخ برجسته معاصر اهل سنت (264) . جايگاه على (ع ) در اسلام و در نزد رسول خدا(ص ) برتر از آن است كه تنها با نسبت خانوادگى بتوان آن را ارزيابى كرد زيرا گذشته از امتياز خانوادگى ، على خلاصه تلاش پيامبر(ص ) براى ترويج دين است .
بى جهت نيست كه محمد(ص ) او را انتخاب كرده است .
بى جهت نيست كه محمد(ص ) او را محرم اسرار خود دانست و علم او را افزود و اسرار را برايش هويدا ساخت .
بى جهت نيست كه محمد(ص ) بعد از هجرت از بين تمام ياران و مخلصان و اقوام خود على (ع ) را به عنوان برادر برگزيد.
بى جهت نيست كه محمد(ص ) در جريان اعلام برائت از مشركين على (ع ) را انتخاب كرد.
اينها و بسيارى از امتيازات ديگر كه جايگاه على (ع ) را نزد پيامبر مشخص مى كند.
على (ع ) را در هر زمان و مكان خطرناك مى توان يافت .
آيا در سراسر جهان مى توان كسى را ي