فت كه بعد از پيامبر اسلام از چنين امتيازاتى برخوردار باشد. امتيازاتى كه شخصيت منحصر به فرد او را بوجود آورده است . امتيازاتى كه چنان بسيار و مشهور است كه نيازى به گفتن ندارد و قابل شمارش نيست .(265)
بر اين اساس نه دوستان و شيفتگان امام على (ع ) منحصر به عصر و محيط خودش مى باشند و نه دشمنان قسم خورده اش ، امروز نيز امام على (ع ) در سراسر جهان شيفتگانى دارد كه حاضرند براى زنده نگهداشتن نام او ميثم وار بر چوبه دار بروند و دشمنانى دارد كه حاضر نيستند نام او را بشنوند و بر زبان آورند زيرا دوستى دوستان امام على (ع ) و دشمنى دشمنان اول بخاطر ارزشهايى است كه امام على (ع ) تبلور آنهاست و تا دنيا دنياست اين ارزشها دوست و دشمن خواهد داشت .
حكومت امام على (ع )
حكومت امام على (ع ) از ديدگاه مسلمانان (چه در عصر خودش و چه در عصر حاضر) حكومتى مشروع و قانونى است زيرا در بين فرقه هاى اسلامى مبناى مشروعيت حكومتها عبارتند از:
1. نصب :
در بين مسلمانان فرقه هايى از قبيل شيعه اماميه ، زيديه ، اسماعيليه و... قائل به نصب مى باشند (گرچه در شرايط امام اختلاف نظر دارند) يعنى معتقدند حاكمى در جامعه اسلامى قانونى است و حكومتى مشروع مى باشد كه از طرف خداوند نصب شده است و به عنوان نمونه : خواجه نصير الدين مى فرمايد: (( الامام لطف فيجب نصبه على الله تعالى تحصيلا للغرض (266) )) و در تعريف لطف گفته اند: لطف عبارت است از آنچه كه بنده را به اطاعت خدا نزديك و از گناهان دور مى نمايد(267) بنابراين سخن خواجه اين است كه اگر غرض خداوند هدايت خلق را به سوى خودش مى باشد بايد بعد از پيامبر(ص ) امامى نصب نمايد.
بر اساس نظريه شيعه خداوند براى دوران بعد از پيامبر 12 نفر را به عنوان امام انتخاب و توسط پيامبر با بيان خصوصيات شخصى آنان بيان نموده است كه يازدهمين آنان در سال 260 هجرى به شهادت رسيد و دوازدهمين آنان به دلائلى براى ارتباط با مردم افرادى را انتخاب مى كرد كه يكى پس از ديگرى به عنوان نماينده امام در بين مردم زندگى مى كردند و چون مرگ چهارمين نفر آنان فرا رسيد اين دوران پايان يافت كه به اين افراد كه به اين افراد نواب اربعه و به اين دوران كه حدود 70 سال بطول انجاميد دوران غيبت صغرى مى گويند و از سال 329 دوران غيبت كبرى آغاز مى گردد كه تا قيام دوازدهمين امام ادامه خواهد داشت كه در اين دوران نيز نمايندگانى از طرف امام بطور عام تعيين شده اند يعنى در دوران غيبت صغرى فرد خاصى مشخص مى شد ولى براى اين دوران ويژگيهايى بيان شده است كه هر كس واجد اين شرايط باشد اين سمت را مى تواند داشته باشد(268) از نظر شيعه در دوران غيبت حكومتهايى كه از نظر اين افراد اداره نشود (يا مستقيم يا غير مستقيم ) مشروعيت نخواهد داشت و حكومتهاى ظلم و جور محسوب مى شوند.
2. انتخاب :
فرقه هايى در بين مسلمانان معتقدند كه نصب امام بر خدا واجب نيست بلكه بر مسلمانان واجب است كه فردى را انتخاب كنند كه با انتخاب آنان حكومت او مشروع و قانونى خواهد بود به عنوان نمونه : (( و الامام لا يصير اماما الا بعقد من يعقد له الامامه من افاضل المسلمين الذين هم من اهل الحل و العقد و المؤ تمنين على هذا الشاءن (269) )) حاكمى قانونى است كه از طرف عده اى از انديشمندان مسلمان كه اهل تشخيص اين مساءله هستند انتخاب شود.
3. نصب تواءم با انتخاب :
بعد از پيروزى انقلاب اسلامى با توجه به انديشه دينى و شرايط جهانى در قانون اساسى جمهورى اسلامى رهبرى جامعه بايد اين دو ويژگى را داشته باشد: نصب از طرف شرع و انتخاب مردم (چه مستقيم و چه غير مستقيم ) به اصل پنجم قانون اساسى توجه كنيد:
در زمان غيبت حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه در جمهورى اسلامى ايران ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه عادل و باتقوى ، آگاه به زمان ، شجاع ، مدير و مدبر است كه طبق اصل يكصدوهفتم عهده دار آن مى گردد(270) .
4. تسلط حاكم :
بعضى از انديشمندان اهل سنت تا آنجا پيش رفته اند كه مى گويند هر كس در جامعه اسلامى قدرت را بدست بگيرد و بر اوضاع مسلط شود حاكم قانونى است و دكتر زحيلى عباراتى را از بزرگان مذاهب چهارگانه اهل سنت در مشروعيت اين نوع حكومت بيان مى كند(271) .
نقطه مشترك بين تمام نظريات اين است كه طرفداران هر نظريه اى به اين معتقدند كه وقتى حاكمى بر اساس نظر آنان بقدرت رسيد اطاعت از او واجب و تخلف از او گناه و تلاش ‍ براى سرنگونى اين حكومت را حرام مى دانند ابن خلدون مى گويد: (( واجب على الخلق جميعا طاعته (272) لقوله تعالى : يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم (273) )) اى خدا باوران از خداوند و پيامبرش و اولى الامر اطاعت كنيد. با توجه به آراء موجود از قديم و جديد ما از نظر فكرى طرفدار هر يك از اين نظريه هاى رايج در دنياى اسلام باشيم حكومت امام على (ع ) حكومتى قانونى و مشروع بوده است چه بر اساس نظريه نصب كه انديشه شيعه بر آن استوار است و آنان براى اثبات نظريه خود ادله اى دارند و در كتب اعتقادى فراوان از آن بحث شده است و چه بر اساس نظريه انتخاب كه اهل حل و عقد كه همان اصحاب رسول خدا(ص ) بودند او را انتخاب كرده بودند و چه براساس ‍ نظريه تلسط نيز در موقع اولين برخورد، امام على (ع ) بدون هيچ مقاومتى قدرت را در دست داشته و تا 6 ماه بعد از انتخاب نيز اين بوده است زيرا او هم نصب از طرف رسول خدا(ص ) را داشت و هم
انتخاب مردم را بر اين اساس بدون هيچ شبهه اى مخالفت با حكومت قانونى و مشروع امام على (ع ) يك گناه شرعى و تلاش براى سرنگونى آن از طرف هر كس ، هر جناح و جريانى كه باشد كارى حرام و خلاف شرع و عليه منافع ملى امت اسلامى تمام شده است .
توجيه عملكرد اصحاب رسول خدا(ص )
اهل سنت چون همه اصحاب رسول خدا(ص ) را انسانهايى عادل مى دانند كه گناه نمى كنند به عنوان نمونه : (( اتفق اهل السنة على ان الجميع عدول و لم يخاف فى ذلك الاشذوذ من المبتدعه (274) )) اهل سنت اتفاق دارند كه همه صحابه عادلند و جز عمده معدودى از بدعت گذاران كسى مخالف اين نظريه نيست . اين ديدگاه راجع به اصحاب رسول خدا(ص ) با آن واقعيت تاريخى كه بعضى از اصحاب رسول خدا(ص ) براى براندازى و سرنگونى حكومت قانونى و مشروع امام على (ع ) دست به هر اقدامى مى زدند سازگار نيست و چون آن واقعيت تاريخى قابل انكار نيست و از طرفى نخواسته اند از آن نظر خود راجع به صحابه (بخصوص با تعريفى كه از اصحاب مى كنند كه هر مسلمانى كه رسول خدا(ص ) را ديده باشد صحابه است ) دست بردارند با اينكه اين نظر راجع به صحابه برخلاف صريح قرآن مى باشد زيرا قرآن مسلمانانى كه در كنار پيامبر زندگى مى كردند و اهل گناه بودند را چند گروه مى داند.
1. منافقان قابل شناخت :
به عنوان نمونه : (( اذا جاءك المنافقون قالوا نشهد انك لرسول الله و الله يعلم انك لرسوله و الله يشهد ان المنافقين لكاذبون (275) )) بعد از نزول اين آيات اين منافقين براى پيامبر و ياران او قابل شناخت بودند چون معلوم بود كه چه كسانى چنين قسمى را خورده بودند.
2. منافقان غير قابل شناخت :