هند سپس به اين روند، تجديدنظرطلبى مى گوئيم نه هر كس كه گذشته خود را مورد نقد قرار دهد به زندگى يكى از مخالفان امام على (ع ) كه از تجديدنظر طلبان مى باشد توجه كنيد:
سمرة بن جندب صحابى رسول خدا(ص ) كه در مدينه برخوردى بين او و پيامبر اسلام بوجود آمد كه به صدور فرمان (( لاضرر و لاضرار فى الاسلام )) از طرف آن حضرت گرديد او بعد از رسول خدا(ص ) به مخالفان امام على (ع ) پيوست او كه از زندگى در عصر رسول خدا تجديدنظر كرده بود در اين دوران به خوارج پيوست و در زمان معاويه كه فشار عليه خوارج زياد شد در اين موضع نيز تجديدنظر كرد او به حكومت معاويه پيوست و از اعضاى شرطه حكومت بصره بود و براى اثبات تجديدنظر خود نسبت به خوارج به هر جنايتى دست مى زد به عنوان نمونه : در دوران زياد بن ابيه مردى از اهل خراسان به بصره آمد و درباره مسائل مالى خود از قبيل زكات ، خراج و... با حكومت تصفيه حساب كرد و برگه تصفيه خود را گرفت و به مسجد آمد كه دو ركعت نماز بخواند در اين هنگام سمرة بن جندب رسيد و با اتهام خارجى بودن او را دستگير و درجا گردن زد!! بعد از كشته شدن او وقتى او را بررسى كردند گواهى پرداخت زكات را از جيبش بيرون آوردند در اينجا ابوبكرة با تعجب به سمره گفت : مگر سخن خدا را نشنيده اى كه فرمودند: (( قد افلح من تزكى و ذكر اسم ربه فصلى (311) )) سمره گفت برادرت به من چنين دستور داده است .(312)
ابن ابى الحديد نقل مى كند ابو صالح مى گويد: به ما گفتند يكى از اصحابه رسول خدا(ص ) به شهر آمده است به ديدنش برويم وقتى ديديم سمرة بن جندب است در يك طرفش ‍ خمر و در طرف ديگرش يخ بود!! با تعجب پرسيدم اين چه وضعى است ؟! گفتند مبتلا نقرس است !! (به بهانه مرض شراب مى خوردند!!) در اين هنگام جمعى وارد شدند و گفتند: اى سمره فردا جواب خدا را چه خواهى داد؟ شخصى را نزد تو مى آورند و به محض اينكه مى گويند خارجى است گردن او را مى زنى ، شخص دومى را مى آورند و مى گويند آن يكى خارجى نبود، بلكه براى كارى به اينجا آمده بود و ما اشتباه كرده بوديم ، اين يكى خارجى است و تو گردن او را نيز مى زدى ؟! سمرة گفت : چه اشكالى دارد؟!. اگر اهل بهشت باشد به بهشت مى رود و اگر اهل جهنم باشد به جهنم مى رود!!(313) اين شخص ماند تا در جريان كربلا مردم را براى شركت در جنگ با امام حسين (ع ) تشويق مى كرد.(314)
26. متحجران
مقصود از متحجران كسانى هستند كه درك درستى از دين و جامعيت دين بخصوص در مسائل اجتماعى ندارد و اگر بخواهيم به زبان روز بيان كنيم دين را تنها رابطه خدا و انسان مى دانند و از تنظيم روابط بين انسانها بر اساس دين عاجزند و حاضر نيستند سخنى بگويند و آن را نفى مى كنند و صرفا جنبه هاى عبادى دين توجه آنان را جلب كرده و به سختى پايبند هستند و اگر كسانى بخواهند جنبه هاى اجتماعى دين را پياده كنند برنمى تابند و به اسم مخالفت اين رفتار با دين به مخالفت با آن بر مى خيزند و هرگز شهامت قيام مسلحانه عليه حكومت را ندارند و مخالفت آنان در حد بليغات و ايرادهاى به ظاهر شرعى گرفتن خلاصه مى شود.
گرچه مشهور شده است كه اين گروه خوارج را تشكيل مى دادند ولى بايد توجه داشت كه همه خوارج از اين گروه نبودند بلكه بخش كوچكى از آنان را متحجران و به تعبير حضرت امير(ع ) جاهل متنسك تشكيل مى دادند و آن دسته از خوارج كه قيام مسلحانه مى كردند از حاشيه امنيتى اين گروه در جامعه سوء استفاده مى كردند ما در عصر خود نيز اين گروه را ديده ايم چه در قبل از انقلاب و چه بعد از پيروزى انقلاب كه در جمعهاى خصوصى و محدود ايرادهاى شرعى بر حكومت وارد مى كردند و بعد از انقلاب نيز همين شيوه را ادامه مى دهند. در معرفى اين گروه به سخن معيار انقلايب اسلامى حضرت امام خمينى قدس سره توجه كنيد:
خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختى هاى ديگران نخورده است وقتى شعار جدايى دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردى و عبادى شد و قهرا فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست حكومت دخالت نمايد حماقت روحانى در معاشرت با مردم فضيلت شد به رغم بعضى افراد روحانيت زمانى قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاى وجودش ببارد و الاعالم سياس و روحانى كاردان و زيرك كاسه اى زير نيم كاسه داشت و اين از مسائل رايج حوزه ها بود كه هر كس كج راه مى رفت متدين تر بود. ياد گرفتن زبان خارجى كفر و فلسفه و عرفان گناه و شرك به شمار مى رفت در مدرسه فيضيه فرزند خردسالم مرحوم مصطفى از كوزه اى آب نوشيد، كوزه را آب كشيدند، چرا كه من فلسفه مى گفتم .(315)
به هر حال جمعى از مخالفان حضرت امير(ع ) را اين گروه تشكيل مى دادند كه به دخالت امام على (ع ) در مسائل اجتماعى و حاكميت دين اعتراض داشتند به اين نمونه توجه كنيد: از جمله مخالفان حضرت امير(ع ) ابو سعيد بود درباره امام على (ع ) مى گفت : اگر على در مدينه مى ماند و به خوردن خرما قناعت مى كرد برايش بهتر بود از آنچه كه در آن وارد شده است و تلاش زياد مى كرد كه مردم از على (ع ) حمايت نكنند روزى او را ديد كه براى وضو گرفتن آب زيادى مصرف مى كند حضرت به او فرمود: آب زيادى را هدر دادى ؟! در پاسخ امير(ع ) گفت : خونهايى كه اميرالمؤ منين هدر داده است بيشتر از اينهاست ؟!
حضرت فرمود: بخاطر آن خونها غمگين هستى ؟ آرى !
حضرت فرمود: براى هميشه غمگين باش .
گفته اند به دنبال اين سخنان تا پايان عمر هميشه گرفته و غمگين بود.(316)
روشهاى كاربردى مخالفان امام على (ع )
مخالفان حضرت امير(ع ) در دوران حكومت آن حضرت از شيوه هايى استفاده مى كردند كه با بررسى آنها و روشن شدن آن روشها و تطبيق آن روشهاى جريانهاى سياسى كشور مى توان ميزان ديندارى افراد و پايبندى آنان را به نظام اسلامى مشخص كرد و همچنين به ميزان تاءثيرگذارى اين روشها و راههاى مقابله با آنها پى برد و اكنون به بررسى بعضى از شيوه هايى كه مخالفان آن حضرت از آنها استفاده مى كردند مى پردازيم ؛
1. سانسور خبرى يا حقيقت پوشى
يكى از شيوه هايى كه براى منحرف كردن نسل جوان هر جامعه اى بكار مى گيرند قطع ارتباط او با گذشته تاريخى اوست بطوررى كه نتواند افتخارات گذشنه ملت و مملكت خود را بداند و افتخار آفرينان حماسه هاى تاريخى را بشناسد در اين صورت الگوى تاريخى نداشته و با تبليغات مى توان براى الگوهاى جديد ارائه كرد و اين كار در اختيار صاحبان رسانه اى است . براى رسيدن به چنين هدفى چند شيوه وجود دارد:
الف : سانسور خبرى و يا حقيقت پوشى كه اصلا نسل موجود را در جريان وقايع گذشته قرار ندهيم تا او از گذشته هيچ اطلاعى نداشته باشد. مخالفان حضرت امير(ع )، مبارزات آن حضرت براى ترويج و گسترش دين ، ايثارها، رشادتها و سخنان پيامبر اسلام (به عنوان يكى از راههاى مطمئن براى شناخت حقايق ) درباره او را حاضر نشدند منتشر كنند حتى در مواردى كه تحت فشار افكار عمومى قرار گرفتند تا پاسخ بدهند كه به عنوان اصحاب رسول خدا آيا چنين چيزى را از رسول خدا شنيده اند ن