ت مى كردم مى ديدم پدرم در سخنرانى بسيار تواناست ولى وقتى به قسمتى مى رسد كه مى خواهد على (ع ) را لعن كند با لكنت زبان روبرو مى شود. تعجب مى كردم كه چرا چنين مى شود تا اينكه روزى به پدرم گفتم : پدر تو فصيح ترين مردم هستى چرا در خطبه نماز جمعه وقتى به لعن اين مرد مى رسى لكنت زبان مى گيرى ؟
گفت : پسرم مردمى كه پاى سخنرانى ما مى نشينند اگر آنچه از فضائل اين مرد را كه پدرت مى داند بدانند هرگز از ما پيروى نمى كنند!
اين سخن پدرم در دلم نشست سخن قبلى معلم هم به يادم آمد بين خودم و خدا عهد كردم اگر روزى اين قدرت بدست من بيفتد لعن او را بردارم و اكنون كه به قدرت رسدم بايد اين كار را مى كردم .(324)
3. ترور شخصيت
يكى از شيوه قطع ارتباط نسل جديد با گذشته تاريخ او و نقش آفرينان آن ترور شخصيت قهرمانان است يعنى بايد تصويرى از آنان براى نسل جديد ارائه كرد كه اين تصوير با ارزشهاى ايده آل اين نسل هماهنگ نباشد در اين صورت به دنبال آن نخواهد رفت و براى يافتن الگو تابع جو تبليغاتى كشور خواهد شد بكارگيرى اين شيوه درباره حضرت امير(ع ) بقدرى زياد بود كه او را قاتل عثمان ، ضد خدا، ضد رسول خدا، بى نماز و... معرفى كردند و با اين ترور شخصيت راجع به كسى كه بيشترين سهم را در ترويج دين داشته است توانستند نسل جديد را عليه او بسيج كنند به اين جريان توجه كنيد:
هاشم بن عتبه يكى از سرداران سپاه امام على (ع ) در صفين است در يكى از عملياتها جوانى در برابر هاشم بن عتبه قرار گرفت و با خواندن رجزى خود را چنين معرفى كرد: من بازمانده پادشاهان غسانم متدين به دين عثمانم قاريان ما به ما گفته اند كه على قاتل عثمان است !! و با ناسزا گفتن به امام على (ع ) حملات تندى را عليه سپاه امام آغاز كرد. هاشم بن عتبه با ديدن اين صحنه او را خواست و به او گفت : جوان بعد از اين دنيا حساب و كتابى وجود دارد و خداوند درباره حضور تو در اين صحنه از تو بازخواست خواهد كرد از خدا بترس !!
جوان گفت : من بخاطر اين با شما مى جنگم كه شما نماز نمى خوانيد، رهبرتان نماز نمى خواند، رهبرتان عثمان را كشته است و شما نيز او را در كشتن عثمان يارى كرده ايد!!
هاشم گفت : تو با عثمان چكار دارى عثمان را اصحاب رسول خدا و فرزندانشان كشته اند. آنان اهل دين و دانش هستند و كار اين دين هم به زمين نمانده است . اما اينكه مى گويى رهبر ما نماز نمى خواند. لازم است بدانى بعد از رسول خدا رهبر ما اولين كسى است كه نماز خوانده است او نزديكترين فرد به رسول خدا(ص ) و سزاوارترين فرد به اوست او دانشمندترين فرد امت اسلامى است و آگاه ترين فرد به دين خداست ، لازم است بدانى اين گروهى كه همراه من هستند اهل شب زنده دارى ، قرآن ، دعا و... مى باشد.(325)
4. تحريف دين
يكى از ويژگيهاى منافقان اين است كه از دين استفاده ابزارى مى كنند و تا آنجا كه بتوانند آن را در راستاى رسيدن به اهداف خود بكار مى گيرند بر اين اساس از هيچ نوع تحريفى نسبت به دين اباء ندارند يكى از شيوه هاى كارى مخالفان امام على (ع ) تحريف شاءن نزول آيات قرآن بود به اين صورت كه آياتى كه درباره منافقان نازل شده بود را به امام على (ع ) نسبت مى دادند و آياتى كه درباره امام على (ع ) نازل شده بودرا به دشمنان او نسبت مى دادند و به عنوان نمونه به اين دو آيه توجه كنيد:
(( و من الناس من يعجبك قوله فى الحياة الدنيا و يشهد الله على ما فى قلبه و هو الدالخصام و اذا تولى سعى فى الارض ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل و الله لا يحب الفساد.(326) )) گفتار برخى از مردم درباره زندگى دنيا تو را شگفت مى آورد و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه مى گيرند، حال آن كه سرسخت ترين دشمنان است و چون از پيش تو بروند مدام مى كوشد تا بر زمين فساد كند و كشت و نسل را تباه سازد خداوند فساد را دوست نمى دارد.
قرطبى مى نويسد: اين آيه درباره اخنس بن شريق نازل شده است او يكى از منافقان بود خدمت رسول اكرم آمد و اظهار اسلام كرد و قسم خورد كه راست مى گويم و سپس از مدينه فرار كرد و در مسير به شترها و مزارع مسلمانان برخورد كرد مزارع را آتش زد و شتر را پى كرد كه اين آيه نازل شد.(327)
آيه دوم : (( و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤ ف بالعباد.(328) ))
بعضى از مردم در طلب خشنودى خدا جان خود را مى فروشند و خدا نسبت به بندگانش مهربان است .
قرطبى مى گويد اين آيه در شاءن على (ع ) نازل شده است زمانى كه رسول خدا(ص ) در شب هجرت او را در بستر خود خوابانيد تا امر بر كفار مشتبهه شود.(329)
با اين وصف معاويه براى اينكه بتواند عليه امام على (ع ) موج تبليغى بيافريند به سمرة بن جندب پيشنهاد كرد 100 هزار درهم بگير و تبليغ كن آيه اولى (كه درباره منافقين نازل شده بود) درباره على (ع ) نازل شده است و آيه دوم (كه بيانگر ايثار على (ع ) است ) درباره ابن ملجم مرادى نازل شده است ؟! سمره اين پيشنهاد را نپذيرفت معاويه 200 هزار دهم پيشنهاد كرد سمره نپذيرفت معاويه 300 هزار درهم پيشنهاد كرد سمره نپذيرفت تا اينكه معاويه 400 هزار درهم پيشنهاد كرد سمره پذيرفت و اين كار را انجام داد.(330)
5. تشويق مخالفان
يكى از شيوه هاى كارى مخالفان امام على (ع ) تشويق كسانى بود كه عليه امام تلاش مى كردند مى باشد اين تشويق با سه انگيزه انجام گرفت :
الف : تشويق خرابكاران تا در خرابكارى ثابت قدم باشند و بيشتر ضربه بزنند.
ب : تخريب روحيه طرفداران تا دست از طرفدارى بردارند.
ج : جذب نيروهاى بى تفاوت زيرا وقتى جو حاكم به سمتى رفت كه خرابكاران قهرمان ملى معرفى شدند اين گروه نيز جذب اين جريانها مى شوند به اين نمونه توجه كنيد:
ابوبرده پسر ابوموسى اشعرى از مخالفان سرسخت امام على (ع ) بود روزى ابوالعاديه قاتل عمار ياسر را ديد (عمار ياسر به فرموده رسول خدا(ص ) معيار تشخيص حق و باطل بود زيرا پيامبر(ص ) درباره او فرمود: (( تقتلك الفئة الباغية )) گروه متجاوز تو را مى كشند و عمار در جنگ صفين همراه امام على (ع ) بود كه به دست سپاهيان معاويه به شهادت رسيد) به او گفت : قاتل عمار ياسر تويى ؟!
آرى .
دستت را بده دستش را گرفت و بوسيد و گفت : هرگز آتش به آن نرسد(331) . در جلسات عمومى وقتى ابوبرده ابوالعاديه را مى ديد به احترام او برمى خواست و در كنارش مى نشاند و مى گفت برادرم اينجا بنشين !!(332)
6. جلوگيرى از تثبيت مديران
يكى از چيزهايى كه حكومت را از پاى در مى آورد عدم ثبات مديريت مى باشد كه هر روز مديران عوض شوند زيرا اين كار مانع انجام كارهاى اساسى مى شود حكومت روزمره زندگى مبتلا خواهد شد همچنين حكومت نوپاى جديد كه بر اساس عدالت اسلامى مى خواهد عمل كند نمى تواند با مديران حكومت اشرافى كار كند. يكى از شيوه هاى كارى مخالفان امام جلوگيرى از تثبيت مديران منصوب از طرف امام بود براى رسيدن به اين هدف با ايجاد تظاهرات ، راه پيمايى ، جار و جنجال اين كار را به دو شيوه انجام مى دادند:
الف : جلوگيرى از ورود مديران : از شيوه هاى كارى معاويه اين بود كه به محض اطلاع از نصب مدير جديد از طرف امام با تحريك دستجات و راه بند