ايه تظاهر به حمايت از على (ع ) نيز به قدرت رسيده بودند بعد از مدتى دست به چنين اقداماتى زدند. به عنوان نمونه : امام على (ع ) حاكميت منطقه اهواز، فارس ، كرمان و... را به عبدالله بن عباس سپرده بود او نيز زياد بن ابيه را براى منطقه كرمان و فارس نصب كرد و بعد از مدتى بيت المال را غارت و به شام پناهنده شد نامه 20 نهج البلاغه خطاب به زياد در همين راستا مى باشد(342) .
10. ايجاد ناامنى
امنيت و آرامش اساس كار هر جامعه اى محسوب مى شود و اگر دولتها نتوانند امنيت كشور را تاءمين كنند ملتها از دولتها مايوس مى شوند و دست از حمايت دولت برمى دارند و در آرزوى دولتى هستند كه امنيت را برقرار كند، حال هر كس باشد و با هر انديشه اى كه باشد. يكى از شيوه هاى مستبدين تاريخ براى به قدرت رسيدن ايجاد ناامنى در سلب امنيت است بطورى كه مردم از وضع موجود عاصى شده و دولت خود را ناتوان مى دانند و هر كس به آنان وعده امنيت بدهد از او حمايت كنند سپس خود با چهره ناجى ملت و حامى آرامش و امنيت ، مخالف خشونت و ارعاب و... به صحنه مى آيند از شيوه هايى كه معاويه براى متلاشى كردن حكومت امام على (ع ) بكار گرفت اين بود كه پس از قرارداد آتش بس ‍ نا زمانى كه دوران راجع به مساءله بررسى و اظهارنظر كنند، معاويه انسانهاى شرور و بى عاطفه اى را با امكانات فراوان و اختيارات تام به طرف مناطق تحت نفوذ امام بسيج كرد و به آنان دستور غارت ، آتش سوزى ، آدم ربايى ، قتل و تجاوز داد اين گروه نيز با نيروهايى كه در اختيار داشتند غافلگيرانه حمله مى كردند. به چند نمونه توجه كنيد:
الف : در سال 39 هجرى معاويه نعمان بن بشير را با 2000 نيروى نظامى روانه منطقه عين التمر نمود او نيز پس از غارت و... به طرف شام برگشت .(343)
ب : در همين سال سفيان بن عوف را با 6000 نفر روانه منطقه هيت كرد و به او دستور داد پس از غارت هيت به طرف شهر انبار و پس از غارت آنجا به طرف شهر مدائن مى روى ؟! او نيز با 6 هزار نفر كه سپاهى گسترده بود وارد منطقه شد و با غارت ، تجاوز و قتل ، اين شهرها را يكى پس از ديگرى ويران كرد و پس از ماموريت به طرف شام برگشت .(344)
ج : در همين سال عبدالله بن سعد را با 1700 نفر روانه منطقه تيماء كرد و به او دستور داد: در مسير خود با هر كس برخورد كردى از او بخواه كه ماليات مال خود را به تو بدهد و اگر امتناع كرد گردن او را مى زنى و پس از تيماء به طرف مكه و پس از آنجا به طرف مدينه و حجاز حركت مى كنى و دستورات را مو به مو اجرا مى كنى او نيز با اين سپاه حركت كرد و طبق دستور در مسير دهها انسان بى گناه را گردن زد و پس از غارت اين شهرها به شام بازگشت .(345)
د: در همين سال معاويه ضحاك بن قيس خون آشام معروف تاريخ را با 3000 نفر نيروى نظامى روانه واقصه كرد و به او دستور داد: به هر كس از پيروان هعلى برخورد كردى اموال او را غارت و خودش را نيز بكش او نيز در مسير چنين كرد و حتى به شيعيان على (ع ) كه رحم نكرد بماند بلكه به اهل كتاب نيز رحم نكرد غارت او تا آنجا گسترده بود كه خلخال از پاى زنان نيز در مى آوردند.(346)
اثر روانى اين حملات وحشينه و غارت گران تاريخ اين بود كه وقتى اخبار آن به كوفه رسيد حضرت خطبه 27 نهج البلاغه را بيان فرمود: حضرت در اين سخنرانى گزارشى از اين حملات به مردم مى دهد كه چگونه اين سپاه به قتل و غارت و تجاوز پرداختند و به زنان ، پيران ، مسلمان و غيرمسلمان رحم نكرده اند و هيچ مقاومتى در برابر آنان انجام نگرفت و از اين سكوت پيروان خود بشدت مى تالد و در اينجاست كه حضرت امير(ع ) آرزو مى كند اى كاش هرگز شما را نديده بودم .(347)
11. طرح براندازى :
هدف اصلى مخالفان امام على (ع ) سرنگونى حكومت دينى او بود و بقيه روشها به عنوان مقدمه براى رسيدن به اين هدف بكار گرفته مى شد و هنگامى كه احساس مى كردند شرايط براى يك هجوم گسترده جهت نابودى نظام اسلامى آماده است وارد مى شدند و در اين راستادر 5 سال حكومت او سه جنگ گسترده به نام جمل ، صفين و نهروان را بر امام على (ع ) تحميل كردند كه نياز به توضيح ندارد.
12. ترور فيزيكى امام
مخالفان امام وقتى از بكارگيرى همه شيوه ها براى سرنگونى حكومت آن حضرت مايوس شدند و تحمل سه جنگ پياپى با آن همه تلفات و مسائل جانبى آن و غارت ها و... راه به جايى نبردند در نهايت تصميم گرفتند اين عدالت مجسم و عصاره فضائل انسانى و اسلامى را با ترور فيزيكى از دست امت اسلامى بگيرند خفاشانى كه در روز به دليل شجاعت روبرو شدن با آن حضرت را نداشتند و در برابر منطق قوى او حرفى براى گفتن نداشتند تصميم گرفتند در ماه خدا و در دل شب و در مسجد خانه خدا كه امن ترين مكان روى زمين است و در حال نماز كه آن عارف كامل وقتى به نماز مى ايستاد همه هستى جز خدا از انديشه او محو مى شد او را ترور كنند عامل اين ترور نيز عبدالرحمن بن ملجم مرادى بود.(348) سلام و صلوات خدا، ملائكه و انبياء و آزادگان جهان بر قاتلان او باد.
مسير نگردد به كس اين سعادت
به كعبه ولايت به مسجد شهادت 1- عماد افروغ ، نگرش دينى و انتقادى به مفاهيم عمده سياسى . تهران : انتشارات فرهنگ و دانش ، 1379.
2- نهج البلاغه ، خطبه 214
3- همان ، قصار الحكم ، 31
4- همان ، قصار الحكم ،224
5- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، جلد9، باب 165، صفحه 261
6- همان ، قصار الحكم ،437
7- همان
8- همان ، قصارالحكم ،476
9- همان ، خطبه 15
10- همان ، قصار الحكم ، 341
11- همان ، نامه 53
12- همان
13- همان
14- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، جلد 15، باب 334.صفحه 240.
15- همان ،نامه 53
16- همان ، نامه 53
17- همان
18- تاريخچه نظريه هاى جمعيتى تاءليف نويسنده ؛ ص 155.
19- حتى دختر يزدگرد سوم مثل ديگر اسراى جنگى ايران امام سوم ما را از بين صنفى از خواستگاران به همسرى برگزيد.
20- هنوز در برخى از كشورهاى به اصطلاح متمدن زنان از اين قبيل حقوق محرومند.
21- از ظرايف نهج البلاغه است . هم كسانى كه انسان دوستى را مطلق مى كنند و هم كسانى كه انسان دوستى را منافى حب الهى مى دانند به اين لطيفه و ظرافت كم توجه كرده اند.
22- آل عمران ، 18.
23- رحمن ،9.
24- حديد، 26.
25- اعراف ، 26.
26- بقره ، 282.
27- مائده ، 96.
28- طلاق ، 3.
29- انعام ، 152.
30- مائده ، 8.
31- يونس ، 47.
32- هود، 85.
33- نحل ، 90.
34- اسرى ، 35.
35- نساء، 58.
36- شعراء، 182.
37- حجرات ، 9.
38- رحمن ، 8.
39- رحمن ، 9.
40- ممتحنه ، 8.
41- يونس ، 54.
42- هود، 84.
43- نساء، 90.
44- محمد مرتضى زبيدى ، تاج العروس ، 10 جلد، چاپ اول ، بيروت ، دارمكتبة الحياة ، 1306 ه -.ق ، جلد 8، ص 9
45- محمد فريد وجدى ، دائرة معارف القرن العشرين ، 10 جلد، چاپ سوم ، بيروت ، دارالمعرفه ، 1971، جلد6،ص 209.
46- لويس معلوف ، المنجد فى اللغه ، چاپ سوم ، قم ، نشر بلاغت ، 1376.
47- دكتر خليل جر، فرهنگ لاروس عربى - فارسى ، مترجم ، سيد حميد طبيبيان ، چاپ پنجم ، تهران ، امير كبير، 1373.ص 1432.
48- فؤ اد افرام البستانى ، فرهنگ عربى - فارسى . ترجمه منجد الطلاب ، مترجم : محمد بندر ريگى چاپ پانزدهم ، تهران ، اسلامى ، 1377،ص 352.
49- فخر الدين طريحى ، مجمع البحرين ، بيروت ، مؤ سسه وفا 1983، جلد 4، ص 268.
50- فخر الدين طريحى ، مجمع البحرين ، 6 جلد، بير