 انسان هاى پيشين و پسين حاضر مى شوند و كسى در اين دنيا نخواهد بود.

دسـتـه سـوم آيـاتـى اند كه در آن ها از حيات پس از مرگ و پيش از قيامت انسان هاى سعادتمند و نيكوكار يا انسانهاى نگونبخت و گناهكار ياد شده است :

((وَ لا تـَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللّهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونََ فَرِحينَ بِماَ اتـيـهـُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِه وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ اَلاّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاهُمْ يَحْزَنُونَ))(112)

گـمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند، مرده اند. بلكه زنده اند، نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند و بدانچه خدا از فضل و رحمت خويش بدانان عنايت كرده است ، شادمانند و بشارت مـى دهـنـد بـه كـسـانـى كه هنوز در پى ايشان بدانان ملحق نشده اند كه بر آنان خوفى نيست و غمگين نمى شوند.

در آيه اى ديگر مى فرمايد:

((وَ حـاقَ بـِآلِ فـِرْعَونَ سُوْءُ الْعَذابَِ اَلنّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوّاً وَ عَشِيّاً، وَ يَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ اَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ اَشَدَّ الْعَذابِ))(113)

عـذاب نـاراحت كننده ، بر فرعونيان احاطه كرد. در هر بامداد و شامگاه آتش بر آنان عرضه مى شـود و آن گـاه كـه قـيـامـت بـه پـا شـود [گـفـتـه مى شود:] فرعونيان را در شديدترين عذاب درآوريد.

در ايـن آيـه ، دوگونه عذاب براى فرعونيان برشمرده شده است : يكى پيش از قيامت كه از آن بـه ((سـوء العـذاب )) تـعـبير شده است و روزى دو بار فرعونيان را بر آتش عرضه مى كنند بى آن كه در آن وارد شوند، و ديگر، پس از قيامت كه از آن به ((اشدّ العذاب )) ياد شده است و فـرعـونـيـان را وارد آتـش مـى كنند. درباره عذاب اوّل ، سخن از بامدادان و شامگاهان آمده است كه مـربـوط بـه عـالم بـرزخ اسـت ؛ زيـرا در بـرزخ نـيـز صـبـح و شـام و مـاه و سال هست . ولى در عذاب ديگر، كه در عالم قيامت است ، بامداد و شبانگاهى در ميان نيست .

بدن برزخى

انـسـان تـركـيـبـى از روح مـجـرّد و بـدن خـاكـى اسـت ، و مـنـشـاء هـمـه ادراكـات و افـعـال نـيز روح است ، و بدن ابزارى مادّى براى ادراك و فعاليت روح است ؛ چنان كه در قرآن آمده است كه روح پس از مرگ نمى ميرد و به سوى خدا باز مى گردد.(114)

امـا بـدن بـرزخـى يـا قـالب مـثـالى ، كـه روح پـس از مـرگ بـدان تـعـلق مـى گـيرد، از لحاظ شكل و صورت ، شبيه به بدن دنيايى است ، ولى داراى وزن و جرم نيست . هنگامى كه خواب مى بـيـنـيـم نـيـز هـمـيـن بـدن بـا هـمـه تـوانـايـى هـا و ادراكـات وجـود دارد، امـا جـنـبـه مـادّى اش فـعـال نـيـسـت (115) . حـتـى انـسان گاهى در خواب قوى تر از بيدارى است ؛ زيرا به كارهايى بزرگ دست مى زند كه در حال بيدارى از او ساخته نيست . بنابر آنچه در روايات آمده است ، انسان با بدن برزخى لذات و آلام جسمانى را احساس مى كند.(116)

مقصود از قبر در روايات چيست ؟

عـالم بـرزخ و آنـچـه در قبر بر انسان مى گذرد، جزئى از عالم غيب و ملكوت اين جهان است ، و آگاهى هاى ما از آن عالم به همان مقدارى است كه پيشوايان معصوم فرموده اند.

بـه گـفـتـه عـلاّمـه مـجلسى ، بنابر آنچه از روايات برمى آيد، مراد از قبر در بيشتر روايات مـوقـعيت روح انسان در عالم برزخ است .(117) بنابراين ، عالم قبر در واقع همان عالم برزخ است ، اگر چه بدن شخص در گودال خاكى دفن مى شود.

عمرو بن يزيد مى گويد: از امام جعفر صادق (ع )پرسيدم : برزخ چيست ؟ امام در پاسخ فرمود:

همان قبر است از آن هنگام كه مى ميرد تا روز قيامت .(118)

بنابراين ، مراد از قبر، همين گودال خاكى محل دفن بدن ميّت نيست ، و اين كه در روايات سخن از عـذاب و فـشار قبر به ميان مى آيد، به اين معنا نيست كه ديوارهاى قبر از دو سو به هم نزديك مـى شـونـد و بـدن مـيـّت را مـى فـشـارنـد، بلكه اين فشار، عذابى است كه در ماوراى عالم مادّه دامنگير انسان مى شود، گرچه ممكن است فشار بر روح بر بدن نيز فشار آورد. از اين رو، ممكن اسـت حـتى آنان كه در قبر خاكى دفن نمى شوند، داراى فشار قبر باشند؛ مانند كسانى كه شب در بسترى آرام خوابيده اند، ولى در اثر خواب هولناكى فشار سختى بر خود احساس مى كنند.

شـخـصـى از امـام صـادق (ع )پرسيد كه آيا كسى كه بر دار آويخته شده است ، عذاب قبر دارد؟ حضرت فرمود:

خـداى زمـيـن ، خـداى هـوا نـيز هست . خداوند به هوا امر مى كند كه او را بفشارد؛ فشارى بيشتر از فشار قبر.(119)

سؤ ال قبر

از جمله رخدادهاى مهم و حتمى عالم برزخ ، سؤ ال دو فرشته ، ((نكير)) و ((منكر)) است . از منابع دينى برمى آيد كه سؤ ال نكير و منكر حقيقتى انكارناپذير است .(120) از روايات به دسـت مـى آيـد كـه در قبر از اصول اعتقادات پرسش مى شود(121) و از برخى روايات نـيـز بـرمـى آيـد كـه از بـرخـى فـروع ديـنـى نـيـز سـؤ ال مى شود؛ چنان كه امام جعفر صادق (ع ) مى فرمايد:

((يُسْاءَلُ الْمَيِّتُ فى قَبْرِهِ عَنْ خَمْسٍ: عَنْ صَلاتِهِ وَ زَكاتِهِ، وَ حَجِّهِ وَ صِيامِهِ وَ وَلايَتِهِ اِيّانا اَهْلَ الْبَيْتِ...))(122)

از مـيـّت در قـبـرش از پـنـچ چـيـز مـى پـرسـنـد: از نـمـاز، زكـات ، حـجّ، روزه و ولايـت مـا اهل بيت .قيامت

در آستانه قيامت

از قـرآن كـريـم بـرمـى آيد كه همراه با برپايى قيامت ، دگرگونى عظيمى در سراسر جهان روى مـى دهـد و نـظـام جـهـان وارد مـرحله اى نوين مى شود. وقوع اين حادثه بزرگ ، با خاموش ‍ شـدن سـتـارگـان ، خـشـك شـدن دريـاهـا، مـتـلاشى شدن كوه ها، پديد آمدن لرزش ها و غرش هاى عالمگير و دگرگونى هاى بزرگ ديگرى همراه است و همه پديده هاى جهان نابود و متلاشى مى شـونـد و هـمـه چـيـز بـه سـوى انـهـدام و ويـرانـى مـى رود. ايـنـهـمـه تـغـيـيـر و تـحـول بـراى سـاختن نظامى نوين است و بار ديگر جهان با نظامى نوين بازسازى مى شود و بـراى هـمـيـشـه بـاقـى مـى مـانـد. از بـرخـى آيـات قـرآن فـهـمـيـده مـى شود كه اين تحولات و دگرگونى هاى بزرگ پيامد يك ((صيحه )) يا ((نفخه )) است :

((فـَاِذا نـُفـِخَ فـِى الصُّورِ نـَفـْخـَةٌ واحـِدَةٌَ وَ حُمِلَتِ الاَْرْضُ وَالْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةًَ فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةَُ وَانْشَقَّتِ السَّمآءُ فَهِىَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ))(123)

و چـون يـك بار در صور دميده شود، زمين و كوه ها برگرفته و يكباره در هم كوبيده شوند.پس آن روز، واقعه بزرگ تحقق يابد و آسمان شكافته شود و در آن روز سست گردد.

از آيه برزخ برمى آيد كه برزخ شامل حـال هـمه مى گردد و آدميان ، همگى ، به عالم برزخ درمى آيند.(124) از اين رو، بايد نـخـسـت ((صـيـحـه اى )) پـديـد آيـد كـه بـسـاط جـهـان و جـهـانـيـان را بـرچـيـنـد و اهل دنيا از دنيا بيرون روند و به عالم برزخ درآيند.

پس از صيحه اى ، كه دنيا و اهل دنيا را در هم مى پيچد، بار ديگر در صور دميده مى شود و قيامت بـر پـا مـى گردد و مردم برانگيخته مى شوند. از اين رو، آن را نفخه احياء و زنده