يات 4 ـ 5.
151 - بحارالانوار، ج 7، ص 318.
152 - همان ، ص 325.
153 - نور (24)، آيه 24.
154 - فصّلت (41)، آيه 20.
155 - فصّلت (41) ، آيه 21.
156 - بحارالانوار، ج 7، ص 317.
157 - نباء(78)، آيه 21.
158 - فرقان (25)، آيه 66.
159 - همان ، آيه 34.
160 - همان ، آيه 12.
161 - همان ، آيه 11.
162 - ليل (92)، آيه 14.
163 - اسراء (17)، آيه 97.
164 - توبه (9)، آيه 49.
165 - مريم (19)، آيه 68.
166 - غاشيه (88)، آيه 5.
167 - اعراف (7)، آيه 41.
168 - همزه (104)، آيه 7.
169 - هود (11)، آيه 106.
170 - نساء (4)، آيه 56.
171 - بقره (2)، آيه 24؛ انبياء (21)، آيه 98؛ جنّ (72)، آيه 15.
172 - غاشيه (88)، آيات 6 ـ 7.
173 - نباء(78)، آيه 24.
174 - همان ، آيه 25.
175 - واقعه (56)، آيه 42.
176 - همان ، آيه 43.
177 - همان ، آيه 44.
178 - اسراء (17)، آيه 8.
179 - اعراف (7)، آيه 50.
180 - مؤ من (40)، آيه 49.
181 - زخرف (43)، آيه 77.
182 - طه (20)، آيه 74.
183 - فاطر (35)، آيه 36.
184 - اسراء (17)، آيات 18 و 39.
185 - نساء (4)، آيه 169.
186 - ق (50)، آيه 30.
187 - فرقان (25)، آيه 13.
188 - تحريم (66)، آيه 6.
189 - ابراهيم (14)، آيه 17.
190 - حج (22)، آيات 19 ـ 22.
191 - مؤ منون (23)، آيه 107.
192 - همان ، آيات 109 ـ 110.
193 - غافر (40)، آيه 49.
194 - همان ، آيه 50.
195 - اعراف (7)، آيه 50.
196 - ملك (67)، آيات 8 ـ 9.
197 - تحريم (66)، آيه 6.
198 - سجده (32)، آيه 20.
199 - فاطر (35)، آيه 36.
200 - مؤ منون (23)، آيه 104.
201 - حج (22)، آيات 19 ـ 21.
202 - مطففين (83)، آيه 34.
203 - بقره (2)، آيه 174.
204 - دخان (44)، آيه 49.
205 - حديد (57)، آيه 21؛ آل عمران (3)، آيه 132.
206 - واقعه (56)، آيه 29.
207 - رعد (13)، آيه 35.
208 - واقعه (56)، آيه 30.
209 - رعد (13)، آيه 35.
210 - محمد (47)، آيه 15.
211 - واقعه (56)، آيه 32؛ محمد (47)، آيه 15.
212 - همان (56)، آيه 20.
213 - همان ، آيه 21.
214 - همان ، آيه 22 ـ 23.
215 - همان ، آيه 36 ـ 37؛ الرحمن (55)، آيه 56.
216 - مجمع البيان ، ج 9، ص 211.
217 - من لا يحضره الفقيه ، ج 3، ص 299، ح 15.
218 - واقعه (56)، آيه 17.
219 - انسان (76)، آيه 19.
220 - واقعه (56)، آيه 18؛ انسان (76)، آيه 15؛ زخرف (43)، آيه 71.
221 - همان ، آيه 19.
222 - انسان (76)، آيه 12.
223 - الرحمن (55)، آيات 54 و 76.
224 - انسان (76)، آيه 13.
225 - شعرا (26)، آيه 85.
226 - فرقان (25)، آيه 34.
227 - زخرف (43)، آيه 71.
228 - فصّلت (41)، آيه 31.
229 - توبه (9)، آيه 72.
230 - تفسير نمونه ، ج 8، ص 37 ـ 39.
231 - تفسير الميزان ، ترجمه فارسى ، ج 9، ص 468، دفتر انتشارات اسلامى .
232 - يس (36)، آيه 54.
233 - همان ، آيات 55 ـ 58.
234 - اعراف (7)، آيه 43.
235 - فجر (89)، آيات 27 ـ 30.
236 - واقعه (56)، آيه 25.
237 - اعراف (7)، آيه 49.
238 - فاطر (35)، آيه 34.
239 - كنز العمّال ، حسام الدين هندى ، ج 14، ص 451.
240 - بحارالانوار، ج 8، ص 181.
241 - همان ، ص 186.
242 - همان ، ص 194.
243 - همان ، ص 116.
244 - عبس (80)، آيات 38 ـ 39.
245 - قيامت (75)، آيه 22.
246 - غاشيه (88)، آيه 8.
247 - الحاقه (69)، آيات 19 ـ 20.
بردگى آزمند 
اَلْحَريصُ عَبْدُ الْمَطامِعِ.(46)
انسان حريص ، برده آزمندى ها [ى خود] است .
فرجام آزمندى 
اَلطّامِعُ فى وَثاقِ الذُّلِّ.(47)
شخص آزمند، در بند خوارى است .
هميشه فقير 
اَلْحَريصُ فَقيرٌ وَلَوْ مَلَكَ الدُّنْيا بِحَذافيرِها.(48)
آزمند همواره فقير است هر چند تمام دنيا را مالك شود.
خطر بى خردى ! 
اَكْثَرُ مَصارِعِ الْعُقُولُ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطامِعِ.(49)
لغزشگاه خرد، بيشتر در زير برق طمع است .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:621.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:622.txt">نقش دولت</a><a class="text" href="w:text:623.txt">نقش دولت در اقتصاد</a><a class="text" href="w:text:624.txt">ماهيّت دولت اسلامي</a><a class="text" href="w:text:625.txt">رابطه دولت و مردم</a><a class="text" href="w:text:626.txt">وظايف دولت علوي</a><a class="text" href="w:text:627.txt">تعليم و تربيت</a><a class="text" href="w:text:628.txt">حفاظت از دين و مبارزه با بدعت ها</a><a class="text" href="w:text:629.txt">ايجاد امنيّت</a><a class="text" href="w:text:630.txt">تامين اجتماعي</a><a class="text" href="w:text:631.txt">مبارزه با تبعيض ها و بي عدالتي هاي اقتصادي</a><a class="text" href="w:text:632.txt">عمران و آبادي</a><a class="text" href="w:text:633.txt">افزايش رفاه و درآمدهاي مردم</a><a class="text" href="w:text:634.txt">نظارت بر بازار و تنظيم آن</a><a class="text" href="w:text:635.txt">جمع آوري ماليات و تنظيم بيت المال </a><a class="text" href="w:text:636.txt">منابع مالي دولت علوي</a><a class="text" href="w:text:637.txt">اندازه دولت علوي </a><a class="text" href="w:text:638.txt">دولت حداقل ، متوسط ، حداکثر و ...</a><a class="text" href="w:text:639.txt">اختيار قانونگذاري در قلمرو آزاد</a><a class="text" href="w:text:640.txt">تشخيص اولويت ها و نيازها و عناوين ثانويه</a><a class="text" href="w:text:641.txt">ولايت بر تطبيق اقتصاد اسلامي</a><a class="text" href="w:text:642.txt">سياست هاي اقتصادي دولت علوي</a><a class="text" href="w:text:643.txt">تعريف سياست اقتصادي</a><a class="text" href="w:text:644.txt">ساختار منطقي مسائل سياست هاي اقتصادي</a><a class="text" href="w:text:645.txt">انواع سياست هاي اقتصادي، اهداف و ابزار در اقتصاد</a><a class="text" href="w:text:646.txt">وضعيّت اقتصادي به هنگام خلافت علي</a><a class="text" href="w:text:647.txt">هدف هاي سياست هاي اقتصادي دولت علوي</a><a class="text" href="w:text:648.txt">بسط عدالت اجتماعي ـ اقتصادي</a><a class="text" href="w:text:649.txt">عمران و آباداني "توسعه و رشد اقتصادي"</a><a class="text" href="w:text:650.txt">ثبات قيمت ها</a><a class="text" href="w:text:651.txt">روابط مابين هدف ها </a><a class="text" href="w:text:652.txt">سياست هاي اقتصادي "ابزارها و تدابير" در دولت علوي</a><a class="text" href="w:text:653.txt">سياست هاي مالي</a><a class="text" href="w:text:654.txt">زكات</a><a class="text" href="w:text:655.txt">خراج</a></body></html>نام کتاب : امام علي (ع)، دولت و سياست هاي اقتصادي

نویسنده : محمدتقي گيلک حکيم آبادي

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgنقش دولت

[ در اين نوشتار، دولت و حكومت، به يك معنا و شامل همه قوا به كار مي رود. ]

در اقتصاد، از دير باز تاكنون، تحوّلات بسياري يافته است.تقابل ميان دولت و بخش خصوصي، هم در دولت هاي حدّ أكثر و هم در دولت هاي حدّأقل، تنش زا بوده است.نگاه تحكّم آميز دولت ها به مردم و همچنين منحصرشدن اهتمام دولت ها به رفاه مادّي، زاويه ديد دولت ها و مردم را نسبت به يكديگر تنگ ساخته است؛ تا جايي كه هدف حدّاكثر ساختن منافع كارگزاران دولت، امر نامعقولي به نظر نمي رسد.مسئله سهم دولت در اقتصاد به مقدار بسيار زيادي بر مبناي ذهنيّت ها و شرايطي استوار است كه نتيجه طبيعي كاركردهاي نظريه پردازان و سياستگذاران ـ در تمام عرصه هاي اجتماعي ـ بوده است.ترسيم چهره اي ولايي و ارزشي از دولت خدمتگزار، مسئول، قانونمدار و مقتدر علوي، مي تواند تمايز ماهوي حكومتِ عدل را با حكومت هاي رقيب روشن تر كرده، راه حلّ پايداري براي تقابل دولت و ملّت را نشان دهد.دولت علوي افزون بر رفاه عمومي، اهتمام خود را براي سعادت مردم به كار بست و اوّلين رسالت خود را اجراي احكام و آموزه هاي الهي قرار داد، و در اين مسير، برقراري عدالت اجتماعي را مهم ترين هدف فعّاليّت هاي سياست هاي اقتصادي خود نهاد.سياست هاي اقتصادي امام به گونه اي طراحي و اجرا شد كه كرامت و عزّت انسان ها رعايت شده، به واقعيّات و شرايط موجود نيز توجّه كافي گرديد.نقش دولت در اقتصاد

مسئله نقش دولت به گونه اي نزديك با سازمان اجتماعي كه در آن وجود دولت مسلم فرض مي شود مرتبط است، سازمان اجتماعي كه براي جامعه متصور است، احتمالاً طيف پيوسته اي از ديدگاه آزادسازي "حدّأقل كننده 