 را غنيمت شماري؛ زيرا آنان دو گروهند: يا همكيشان توأند هستند يا همانند تو در آفرينش....' [ نهج البلاغه، نامه 53. ]

كارگزاري در دولت علوي با توجه به اهداف بلند و انسانساز دولت، قبل از تخصص نيازمند تعهد و خودسازي است؛ هرچند تنظيم دقيق وظايف و حقوق كارگزاران و نظارت بر عملكرد آنان از سياست هاي مهم دولت علوي بوده است.

'آن كه خود را پيشواي مردم مي سازد، پيش از تعليم ديگري بايد به ادب كردن خويش پردازد، و پيش از آن كه به گفتار تعليم فرمايد، بايد به كردار ادب نمايد، و آن كه خود را تعليم دهد و ادب اندوزد، شايسته تر به تعظيم است از آن كه ديگري را تعليم دهد و ادب آموزد.' [ نهج البلاغه، حكمت 371. ]

علاوه بر نيت خيرخواهانه و سلوك متواضعانه كارگزاران، اساس روابط مردم و دولت بر حقوق متقابلي استوار است كه در كلام علي"ع" بزرگ ترين حقوق واجب الهي بشمار آمده، موجب پايداري روابط و اصلاح امور دولت و جامعه و برپائي دين و آشكار شدن عدالت و...مي گردد:

'بزرگ ترين حق ها كه خدايش واجب كرده است، حق والي بر رعيّت است، و حق رعيّت بر والي، كه خداي سبحان آن را واجب نموده و حق هر يك را بر عهده ديگري واگذار فرمود، و آن را موجب برقراري پيوند آنان كرد و ارجمندي دين ايشان.پس حال رعيّت نيكو نگردد جز آن گاه كه واليان نيكورفتار باشند، و واليان نيكورفتار نگردند جز آن گاه كه رعيّت درستكار باشد.پس چون رعيّت حق والي را بگزارد و والي حق رعيّت را به جاي آورد، حق ميان آنان بزرگمقدار شود، و راه هاي دين پديدار، و نشانه هاي عدالت بر جا، و سنّت چنان كه بايد اجرا.پس كار زمانه آراسته گردد و طمع در پايداري دولت پيوسته و چشم آز دشمنان بسته و...' [ نهج البلاغه، خ 216. ]

يكي از حقوق مهم در دولت علوي مشاورت با مردم و مشاركت آنان در تصميم گيري ها است كه امام"ع" آن را يكي از سياست هاي اصولي خود در ابتداي خلافت اعلام فرمودند:

'اي مردم اين امر "حكومت" امر شما است؛ هيچ كس جز آن كه شما او را امير خود گردانيد، حق حكومت بر شما را ندارد.ما ديروز هنگامي از هم جدا شديم كه من پذيرش ولايت شما را ناخوشايند داشتم، ولي شما اين را نپذيرفتيد و جز اين كه من تشكيل حكومت دهم، رضايت نداديد.آگاه باشيد كه من كسي جز كليددار شما نيستم و نمي توانم حتي يك درهم به ناروا از بيت المال برگيرم...' [ ابن اثير، الكامل في التاريخ، ج 3 ، ص 193 ـ 194؛ الطبري، تاريخ الرسل والملوك، ج 3 ، ص 450. ]

علي"ع" امور مردم را آشكارا اداره مي كرد و در هر امر بزرگ و مهمّي با آنان به مشورت مي نشست.اگر آنان در امري مخالفت مي كردند، رأي آنها را مي پذيرفت و بدان عمل مي كرد و همين امر سبب مي شد كه آنان گستاخ تر شوند.24 [ ر.ك: طه حسين، علي و فرزندانش، ص 187. ]در دولت علوي از آن جا كه قانون شريعت، حاكم است و بر اساس آن حقوق متقابل مردم و حكومت تعيين مي گردد، نيازي به انداختن پرده جهلِ راولزي براي تعيين معيارهاي عدالت اجتماعي نمي باشد.[ امامي، كريم و آذرنگ، عبدالحسين "گردآورندگان"، خرد و آزادي، ص 331. ] دولت ها نيز در الگوي حكومت علوي، اسراري جز آنچه براي حفظ مصالح ملي لازم است، ندارند:

'بدانيد، حقي كه شما بر عهده من داريد، اين است كه چيزي را از شما مخفي ندارم، جز اسرار جنگ را، و كاري را بي مشورت شما نكنم، جز اجراي حكم خدا را و....' [ نهج البلاغه، نامه 50. ] وظايف دولت علوي

دوران حكومت امام"ع" با آشفتگي هاي سياسي و توطئه هاي فراوان داخلي توأم بود.عدم ثبات و كشمكش هاي داخلي، فرصت هاي بسياري را براي تحول و اصلاحات اقتصادي مورد نظر حضرت از بين برد.بنابراين دستورالعمل هاي اميرالمؤمنين به كارگزاران، منبع مغتنم و مناسبي براي ترسيم چند و چون وظايف دولت در انديشه حكيمانه حضرت مي باشد.اهم اين وظايف كه در واقع احياي وظايف دولت نبوي و برخاسته از ماهيّت متمايز دولت اسلامي است، به شرح زير است: تعليم و تربيت

آموزش مردم و ايجاد زمينه هاي پرورش كرامت انسان ها و اصلاح مردم، از مهم ترين وظايف دولت اسلامي است.امام"ع" تلاش براي اصلاح مردم را از وظايف واجب پيشوايان شمرده، مي فرمايد: [ شرح غررالحكم و دررالكلم، ج 6 ، ص 30. ]

'بر امام واجب است كه حدود اسلام و ايمان را به افراد جامعه اش بياموزد.' [ همان، ج 4 ، ص 318. ]

در عهدنامه خود به مالك اشتر اصلاح مردم را وظيفه حكومت قلمداد مي كند.[ نهج البلاغه، نامه 53. ] در جاي ديگر مي فرمايد:

'امّا حق شما بر من اين است كه...به شما آموزش دهم تا جاهل نمانيد و شما را تربيت كنم تا بياموزيد |و بر طبق آن رفتار كنيد|....' [ نهج البلاغه، خ 34. ]

عملكرد خود را نيز در اين باره چنين توصيف مي نمايد:

'آيا حكم قرآن را ميان شما جاري نداشتم و...؟ رايت ايمان را ميان شما پابرجا كردم و مرزهاي حلال و حرام را برايتان جدا...و با گفتار و كردار خويش معروف را ميان شما گستردم و با خوي خود شما را نشان دادم كه اخلاق گزيده چيست....' [ نهج البلاغه، خ 87 ؛ همچنين ر.ك: خ 182. ] حفاظت از دين و مبارزه با بدعت ها

حكومت علوي با اجراي حدود الهي و سنّت نبوي سهم بزرگي در برپايي نظام اسلامي داشت و وظيفه خود مي دانست تا از دين پاسداري و با كج انديشي ها و بدعت ها مبارزه منطقي كند.امام"ع" اين مهم را در شمار وظايفِ دولت نبوي برشمرده، مي فرمايد:

'بدو حكم هاي نادانسته را آشكار كرد و بدعت ها را كه در آن راه يافته بود، كوفت و بر كنار كرد، و حكم هاي گونه گون را پديدار.' [ نهج البلاغه، خ 161. ]

در خطابي به عثمان، وظيفه پاسداري از دين را براي دولت اسلامي، برترين عبادت قلمداد مي كند:

'بدان كه فاضل ترين بندگان خدا نزد او امامي است دادگر، هدايت شده و راهبر، كه سنّتي را كه شناخته است بر پا دارد و بدعتي را كه ناشناخته است، بميراند.' [ نهج البلاغه، خ 164. ] ايجاد امنيّت

برقراري امنيّت در سرحدّات و داخل كشور، همواره از دغدغه هاي اصلي دولت ها است.بنابراين امام علي"ع" فلسفه تشكيل حكومت را برقراري امنيّت برمي شمارند و مي فرمايند:

'مردم به زمامدار نيازمندند، خواه نيكوكار باشد يا بدكار؛ تا مؤمنان در سايه حكومتش به كار خويش مشغول و كافران هم بهره مند شوند و مردم در دوران حكومت او زندگي را طي كنند و به وسيله او اموال بيت المال جمع آوري گردد و به كمك او با دشمنان مبارزه شود، جاده ها امن و امان، حق ضعيفان از نيرومندان گرفته شود، نيكوكاران در رفاه و مردم از دست بدكاران در امان باشند.' [ نهج البلاغه، خ 40. ]

آن جا كه رابطه انسان با انسان، رابطه ظالم و مظلوم، غارتگر و غارت شده و آزادي ستيز و آزادي خواه است، هدف دولت علوي ايجاد امنيّت براي مظلومان است: فيا من المظلومون من عبادك.[ نهج البلاغه، خ 131. ] معيار تقدس جامعه و دولت اسلامي طبق بيان پيامبر"ص" وجود آن اندازه از امنيّت است كه حق ضعيف را بتوان بدون اضطراب و لكنت زبان از قوي بستاند: لن تقدس امّتي يؤخذ للضعيف حقّه من القوي غير متمتّع.[ نهج البلاغه، نامه 53. ]يعني اوّلاً مردم به طور كلي روحيه ضعف و زبوني را از خود دور كنند و در مقابل قوي ـ 