د بر دوش آنان نهند؛ پس لذّت و گوارايي نصيب ايشان شود و ننگ آن در دنيا و آخرت بهره تو گردد.'

امام"ع" در يك كلام انحصارطلبي دولت را نفي مي كند؛ آن جا كه به مالك مي فرمايد:

'اياك و الاستئثار بما الناس فيه اسوة.' [ همان. ]

بپرهيز از اين كه به خود اختصاص دهي، چيزي را كه همگان را در آن حقي است.'

توجه به حقوق مردم در بيت المال و دقت در رساندن حقشان به طور كامل به آنان، نكته بسيار عميقي است كه بايد كساني كه پيروي از الگوي حكومت علوي در سر مي پرورانند از امام شان بياموزند.حقي را كه خداوند براي مردم قرار داده است با بهانه هايي حتّي نظير فسق و نفاق نمي توان از آنان دريغ نمود.در بلنداي نظر امير مؤمنان، بهاي ايمان در ظرف هاي كوچك دنيايي نمي گنجد.سنّت نبوي و سيره علوي سفره رحمت خداوند را آن چنان گسترده مي دانند كه براي تمامي مخلوقات خداوند در آن نصيبي است و از اين رو علي"ع" از پيروانش مي خواهد كه اين حق الهي را پاس دارند و خود را به اين صبغه كريمانه الهي بيارايند.امام خطاب به كژانديشان خوارج، سنّت نبوي را چنين يادآور مي شود:

'...مي دانيد كه رسول اللّه "ص"...دست كسي را كه مرتكب دزدي شده بود قطع كرد و زناكار غير محصن را تازيانه زد؛ ولي سهمي را كه از غنايم نصيبشان مي شد به آنان پرداخت و رخصت داد كه با زنانِ مسلمان ازدواج كنند.رسول اللّه "ص" آنان را به سبب گناهي كه مرتكب شده بودند، مؤاخذه كرد و حدّ خدا را بر ايشان جاري ساخت؛ ولي از سهمي كه اسلام برايشان معيّن كرده بود، منعشان ننمود و نامشان را از ميان مسلمانان نزدود.' [ نهج البلاغه، خ 127. ] عمران و آبادي

حكمت علوي به پيروي از تعليمات الهي، انسان ها را مأمور عمران و آبادي زمين و بهره مندي از آن مي داند.درباره وظيفه آدم"ع" پس از هبوط به زمين مي فرمايد:

'فاهبطه بعدَ التوبة لِيَعْمُرَ اَرْضَهُ بِنَسْلِه؛ خداوند آدم"ع" را پس از توبه به زمين فرود آورد، تا با نسل او زمين خود را آباد گرداند.' [ نهج البلاغه، خ 91. ]

امام براي به فعليت رساندن وظيفه ياد شده به دست مردم، دولت را موظّف به آباد كردن زمين مي نمايد.از اين رو در ابتداي نامه خود به مالك، يكي از وظايف اصلي او را آباد كردن مصر برمي شمارد.[ نهج البلاغه، نامه 53. ]حكومت علوي با درك توان بخش خصوصي در آبادكردن زمين، مسئوليت عمده دولت را حمايت از اين بخش و كاستن از موانع بر سر راه توليد مي داند.از اين رو به مالك مي نويسد كه خراج را طوري تنظيم كند كه مانع توليد نشود و نسبت به امور بازرگانان و صنعتگران توجّه خاصي مبذول داشته، به آنان كمك نمايد.[ نهج البلاغه، نامه 53. ]

امام علي"ع" براي حمايت از بازار ـ همانند زمان پيامبر"ص" ـ به ساختن بازار اقدام كرده و سپس آن را در اختيار تجار قرار داده است.[ عاملي، جعفرمرتضي، بازار در سايه حكومت اسلامي، ص 27. ] از ايشان روايت شده است كه از حجره هاي بازار كرايه نمي گرفت.[ الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج 12 ، ص 300 ؛ الطوسي، تهذيب الاحكام، ج 7 ، ص 9. ] در روايتي ديگر آمده است كه از گرفتن اجاره كراهت داشت.[ الحرالعاملي، وسائل الشيعه، ج 6 ، ص 383. ] در نامه اي به فرظة بن كعب الانصاري كارگزار بهقباذات [ اسم سه منطقه در بغداد است كه از طريق شط فرات مشروب مي شوند.اهالي آن منسوب به قباد بن فيروز، پدر انوشيروان انند."ذاكري، علي اكبر، سيماي كارگزاران علي بن ابي طالب اميرالمؤمنين، ج 1 ، ص 176 ـ 177 ". ] به او سفارش مي كند، در لايروبي نهرها به كشاورزان كمك نمايد.بلاذري نامه حضرت را چنين گزارش كرده است:

'اما بعد؛ گروهي از مردم منطقه مأموريت تو نزد من آمدند و يادآوري كردند كه نهري از آنها پنهان و از بين رفته است و در صورتي كه آن نهر را حفر نموده و آماده سازند، ديار آنها آباد مي گردد و بر پرداخت خراج خود توانايي پيدا مي كنند و بر بيت المال مسلمين نيز افزوده مي شود.از من خواستند نامه اي به تو بنويسم تا آنها را به كار گرفته، براي حفر نهر و لايروبي آن، آنها را جمع نمايي و در اين راه به آنان كمك مالي كني.امّا من اين را صحيح نمي دانم كه كسي را مجبور به كاري بكنم كه كراهت دارد.آنها را دعوت نما، پس اگر نهر آن گونه بود كه آنها مي گفتند، هر كسي بخواهد او را براي كار بفرست و نهر از آن كسي است كه روي آن كار كند، نه آنان كه مايل به همكاري نيستند.اگر آن را آباد سازند و قوي گردند، براي من محبوب تر است از آن كه ضعيف شوند.والسلام.' [ بلاذري، انساب الاشراف، ج 2 ، ص 390؛ ذاكري، علي اكبر، همان، ج اوّل، ص 178 - 179؛ اليعقوبي، تاريخ يعقوبي، ج 2 ، ص 203؛ المحمودي، نهج السعادة في مستدرك نهج البلاغه، ج 5 ، ص 32 ـ 33. ] افزايش رفاه و درآمدهاي مردم

بهبود زندگي مردم و افزايش درآمدها و بهره مندي آنان از بيت المال نيز از وظايف مهم حكومت علوي بود.دولت اسلامي نه تنها براي تأمين نيازهاي اساسيِ از كارافتادگان و بازنشستگان و فقرا تلاش مي كند، بلكه مي كوشد تا جامعه اسلامي از رفاه در شأن خود برخوردار باشد.امام علي"ع" افزايش درآمدهاي مردم را حق مردم بر دولت برمي شمارد: فامّا حقكم عليّ...و توفير فيئكم عليكم [ نهج البلاغه، خ 34. ] همچنين در ترسيم وظايفِ زمامدار مي فرمايد: و اصدار السهمان علي اهلها؛ [ نهج البلاغه، خ 105. ] يعني تقسيم اموال بيت المال در بين مستحقان.[ المغنيه، محمدجواد، في ظلال نهج البلاغه، ج 2 ، ص 116. ] نظارت بر بازار و تنظيم آن

امام علي"ع" شخصا اوضاع بازار را زيرنظر داشتند و ضمن دعوت بازاريان به رعايت موازين اخلاقي و شرعي، نرخ ها را بررسي كرده، بر معاملاتي كه بين مشتري و فروشنده در جريان بود نظارت مي كردند و با احتكار و گرانفروشي نيز سخت مبارزه مي نمودند.

از امام باقر"ع" چنين روايت شده است كه آن حضرت، بامداد هر روز، از منزل خود در كوفه، به طرف بازار روانه مي شد و در حالي كه تازيانه اي دو سويه به نام سبيبه بر دوش آويخته بودند، بازار به بازار مي گشتند.در هر بازار نزد سوداگران مي ايستادند و ندا مي دادند كه اي گروه تجار، از خداوند ـ عزّوجلّ ـ بترسيد.چون تجار صداي حضرت را مي شنيدند، دست از كار كشيده، گوش ها بدو سپرده و چشم بر او مي دوختند.آن گاه حضرت مي فرمود: پيش از كار از خدا خير بخواهيد و با تسهيل كار داد و ستد بركت جوييد، و به خريداران نزديك شويد و خود را به حلم بياراييد كنيد و از سوگند باز ايستيد و از دروغ كناره گيريد و از ستم دوري جوييد...ربا نگيريد و با پيمانه و ترازوي درست كار كنيد، و مال مردم را كم نگذاريد و در زمين فساد نكنيد.سپس بازارهاي كوفه را مي گشتند و آن گاه باز مي گشت و |در دارالحكومه| براي رتق و فتق امور مردم مي نشست.[ الكليني، الكافي، ج 5 ، ص 153؛ الحرّاني، تحف العقول، ص 216. ]فضايل الصحابه از ابي الصهبار نقل مي كند:

'علي بن ابي طالب را در شط كلاء ديدم كه از قيمت ها مي پرسيدند.' [ الريشهري، موسوعة الامام علي بن ابي طالب"ع"، ج 4 ، ص 177. ]

در دعائم الاسلام روايت شده است كه علي"ع" در حالي كه تازيانه اي در دست داشت، در بازارها قدم مي زد و هر كس