ه بود ـ في ء را مُلك مجاهدان بر مي شمارد:

'...تَبْتاعُ الإِماءَ و تنكِحُ النساءَ مِن أموالِ اليتامي والمساكينِ والمؤمنين والمجاهدينَ الذين أَفآءاللّه ُ عليهم هذه الاموال؛ [ نامه 41. ] تو چگونه از مال يتيمان، مساكين و مؤمنانِ مجاهد ـ كه خداوند اين اموال را بدانان بازگرداند ـ كنيز مي خري و زنان به نكاح درمي آوري؟'

به هر روي امام"ع" آيه شريفه انفال را اين گونه شرح مي دهد:

'ان للقائم بامورالمسلمين الانفال التي كانت لرسول اللّه ، قال عزوجّل يسألونك عن الانفال قل الانفال للّه و الرسول.فما كان للّه و لرسوله فهو للامام.' [ غررالحكم، ج 6، ص 370.انفالي كه به رسول خدا اختصاص دارد، از آن حاكم اسلامي است.خداوند مي فرمايد: 'از تو درباره انفال مي پرسند؛ بگو: از آن خداوند و فرستاده او است.' پس هر چيز كه به خداوند و فرستاده اش اختصاص دارد، مال امام است. ]

در طليعه نامه خود به مالك اشتر نيز وظيفه او را جمع آوري خراج "و جباية خراجها" برمي شمرد.[ نهج البلاغه، نامه 53.همچنين ر.ك: خطبه هاي 34 و 40. ]

جزيه نيز از منابع مالي حكومت اسلامي است كه از اهل ذمّه گرفته مي شود.[ همان، نامه 53. ]

بنابراين منابع مالي در حكومت علوي، شامل: زكات و صدقات؛ خمس؛ غنائم جنگي؛ في ء كه شامل خراج و جزيه مي شود؛ و انفال مي باشد.

همچنين ماليات حكومتي را نيز مي توان بر منابع مالي دولت افزود.زيرا بنابر نقل امام باقر و امام صادق"ع" حضرت امير"ع" بر هر اسب از اسب هايي كه آزاد مي چريدند، در هر سال دو دينار و بر اسب هاي تندرو در هر سال يك دينار وضع نمود.[ الحرالعاملي، وسائل الشيعة، ج 6 ، ص 51. ] بنابر ظاهر اين روايت، حضرت ماليات جديدي قرار داده است.هر چند اغلب فقها اين روايت را بر زكات مستحبي حمل كرده اند، از ظاهر روايت چنين برمي آيد كه امام"ع" چنين زكاتي را مي گرفتند.بنابراين مي توان حكم در اين روايت را در برابر رواياتي كه زكات را منحصر بر نُه چيز مي شمارند، حكم حكومتي وليّ امر دانست.

منابع مالي در دوران علي"ع" از وضعيّت مناسبي برخوردار نبود و اوّلين خلل بعد از مرگ عثمان و روي كار آمدن علي پيدا شد؛ زيرا مصر ديگر مالي را براي مدينه و برخي مناطق حجاز نفرستاد.[ الطبري، تاريخ الرسل و الملوك، ج 4 ، ص 100. ] بيت المال بصره بر اثر تسلّط عايشه و طلحه و زبير، بر آن پخش و پراكنده شد.[ اليعقوبي، تاريخ اليعقوبي، ج 2 ، ص 168. ] آشوب هاي خراسان در اين دوره نيز موجب ضعف منابع دولت شد.[ البلاذري، فتوح البلدان، ص 399. ] علاوه بر موارد پيش گفته، جنگ هاي آزادي بخش كه در دوران سابق، موجب عايدات فراواني مي شد، به سبب جنگ هاي داخلي متوقّف شد و به طور كلّي اوضاع و احوال اقتصادي دوران علي را آشفته كرد و درآمد جامعه را تنزّل داد؛ در حالي كه در دوران عثمان، درآمدها در اوج خود بود.[ نجمان ياسين، تطور الاوضاع الاقتصاديه في عصرالرساله و الراشدين، ص 340. ] اميرالمؤمنين"ع" با وجود درگيري هاي سياسي و نظامي فراوان، هرگز از حفظ درآمدهاي عمومي غافل نشد و آن چنان در امر بيت المال سخت گير بودند كه بعضي از كارگزاران متخلّف از ترس مجازات شديد به دشمن حضرت پيوستند.تصرّف در بيت المال، هر چند به ظاهر پسنديده ولي خارج از حكم قانون و شرع ـ از بازرسي امام عادل استثنا نشد و خطاكار همانند خائني كه اموال بيت المال را براي خود و اطرافيانش مصرف كرده است، حسابرسي و مجازات مي شد.داستان مصقلة بن هبيره را براي نمونه در اين جا ذكر مي كنيم:

معقل بن قيس "يكي از سرداران سپاه علي" در نبردي نصاراي بني ناجيه را اسير كرد و در مسير به مصقلة بن هبيره شيباني، كارگزار علي"ع" در 'اردشير خره' برخورد.عدد اسرا پانصد تن بود.زنان و بچه ها با ديدن مصقله، شروع به گريه كردند و فرياد مردان بلند شد: 'اي ابوالفضل، و اي پناه دهنده ضعفا،...بر ما منت نهاده، ما را خريده و آزادنما.' مصقله تحت تأثير احساسات واقع شده، گفت: 'به خدا قسم كه بر آنها صدقه مي دهم؛ زيرا خدا صدقه دهندگان را پاداش مي دهد....' آنان را به پانصد هزار درهم خريد.معقل اسرا را به او تحويل داد و گفت در فرستادن مال براي اميرالمؤمنين شتاب نما.مصقله گفت الان مقداري از آن را مي فرستم و همين طور تا اين كه چيزي از آن باقي نماند.معقل حضرت را از ما وقع مطلع ساخت...حضرت متوجه شد كه مصقله اسرا را آزاد كرده و از آنها مالي جهت آزاديشان نگرفته است.از اين رو فرمود: 'من مصقله را نمي بينم جز اين كه مسئوليتي را به عهده گرفته است كه به زودي در آن گرفتار خواهد شد.' سپس حضرت طي نامه اي به او نوشت.'امّا بعد.از بزرگ ترين خيانت ها، خيانت به جامعه است و بزرگ ترين غش به مردم شهر، غش و خيانت به امام و رهبر.پانصد هزار درهم از حق مسلمين پيش تو است، وقتي كه فرستاده من آمد، به وسيله او آنها را بفرست و گرنه وقتي كه نامه مرا مطالعه كردي، به جانب من حركت كن.همانا به فرستاده خود گفته ام كه حتّي يك ساعت تو را تنها نگذارد.مگر اين مال را بفرستي.' [ ذاكري، سيماي كارگزاران علي بن ابي طالب، ج 1، 8 ـ 366. ]

مهم ترين نكته اي كه از حكومتِ حكيمانه علوي بايد آموخت حركت اصولي و رسالت مدارانه حضرت است: در حالي كه درآمدهاي دولت كاهش يافته و از سوي ديگر هزينه هاي آن ـ بر اثر درگيري هاي نظامي و بسط عدالت و رفع فقر از چهره جامعه ـ رو به فزوني است، امام حكيم، افزايش زودگذر منابع دولت را وجهه همت دولت خود نساخت و در جمع آوري ماليات ها مصلحت مردم را بر هر چيز ديگري مقدّم داشت، و سياست ها و تدابيري را به كار بست كه الگوي مناسبي براي سياست گذاران و كارگزاران كشورهاي اسلامي شد. اندازه دولت علوي

دولت ها بسته به تركيب عواملي چون فرهنگ، موهبت هاي طبيعي، فرصت هاي تجاري و توزيع قدرت، در شكل ها و اندازه هاي مختلف بوده اند.[ بانك جهاني، نقش دولت در جهان در حال تحول، ص 44 ـ 46. ] تقسيم بندي هاي متفاوتي درباره انواع دولت از جهات مختلف "رابطه دولت با شهروندان، اهداف اقتصاد كلان، در رابطه با توسعه و..." صورت گرفته است.[ رناني، محسن، ماهيّت و ساختار دولت در ايران، ص 2 ـ 10 ؛ دادگر، يداللّه ، ماليه عمومي و اقتصاد دولت، فصل دوم. ] يكي از مهم ترين معيارهاي دسته بندي، تقسيم بر پايه قلمرو دخالت دولت در اقتصاد است.بر اين پايه دولت ها را به سه دسته كلي تقسيم مي كنند:

1.دولت حدّاقل "كلاسيك"؛

2.دولت متوسط "رفاه"؛

3.دولت حدّاكثر "برنامه ريزي متمركز".[ همان. ]

تبيين اموري كه دولت ها بر عهده دارند، مي تواند در جهت تمايز اين دولت ها و سنجش اندازه دولت علوي در بين دولت هاي رقيب مفيد باشد.اين امور در اصطلاح بودجه عبارتند از: [ فرزيب، علي رضا، بودجه ريزي دولتي در ايران، 234 ـ 250. ]

امور عمومي: مجموعه اي از وظايف كلاسيك و عمومي دولت كه موجبات برقراري عدالت، حفظ نظم و امنيّت داخلي، روابط خارجي، وضع قوانين و اعمال حاكميت دولت را در تنظيم روابط دستگاه هاي دولت با يكديگر، تنظيم روابط دستگاه هاي دولت با مردم و روابط دستگاه دولت با نيروي كار و سرانجام روابط افر