 جز در مواردى كه خواست و اراده خدا تعلق گيرد هر آينه و البته خود را با رنج و ناراحتى پرورش مى دهم ، به گونه اى كه براى خوراك خود به گرده اى نان كه اگر به دست آيد خشنود گردم و براى نان خورش خود به نمك قانع باشم و هر آينه به تحقيق چشم را به حال خود مى گذارم تا مانند چشمه آبى كه جريان آن قطع گشته چندان بگريد تا از اشك تهى گردد، آيا حيوانى مى چرد و شكم خود را از علوفه پر مى سازد آن گاه به پهلو مى افتد؟ و يا گله اى از گوسفندان از گياهان مخصوص به خود سير مى شوند و در محل استراحت خود مى خوابند؟ و آيا على هم (مانند آن ها) توشه و غذاى خويش را خورد، سپس به استراحت پردازد؟ در اين صورت چشم او روشن باد! كه پس از سال هاى طولانى از چارپاى بى چوپان رها از تكليف و گوسفندان چرنده پيروى كرده است . (1396)
1403. حالات زاهدين در دنيا
ان الزاهدين فى الدنيا، تبكى قلوبهم و ضحكوا. و يشتد حزنهم و ان فرحوا .
همانا دل هاى پارسايان در اين دنيا مى گريد، اگر چه بخندند، و اندوه آنان سخت مى شود اگر چه شادمان باشند.
1404. امنيت در ترس (1397)
من خاف اءمن .
آن كه ترسيد در امان است . (1398)
1405. حقيقت زهد
الزهد كله بين كلمتين من القرآن : قال الله سبحانه (لكيلا تاءسوا على ما فاتكم ، و لا تفرحوا بما آتاكم ) و من لم ياءس على الماضى ، و لم يفرح بالاتى ، فقد اءخذ الزهد بطرفيه .
تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده است ، خداوند مى فرمايد: نسبت به آن چه از دست مى دهيد تاءسف نخوريد و بر آن چه به دست مى آوريد شادمان نباشيد و كسى كه غم گذشته نخورد و از آينده خوشحال نشود، هر دو جانب زهد را در اختيار گرفته است . (كنايه از اين كه حقيقت زهد ترك تمام وابستگى هاى گذشته و آينده است .) (1399)
1406. مسابقه در خوبى ها
ان الدنيا اءدبرت ، و آدنت بوداع ، و ان الاخرة قد اءقبلت و اءشرفت باطلاع . اءلا و ان اليوم المضمار و غدا السباق ، و السبقة الجنة ، و الغاية النار .
همانا دنيا به تحقيق پشت كرده و اعلام خداحافظى نموده است و به راستى آخرت را به تحقيق با نشان دادن خود (به وسيله علامت هايى كه از آن ديده مى شود) به سوى ما نظر افكنده است . آگاه باشيد كه امروز به راستى زمان آمادگى براى مسابقه و فردا روز مسابقه است و نقطه پايانى كه برنده آن مسابقه بايد به آن برسد (يعنى جايزه او) بهشت و انتهاى كار كسى كه عقب بماند آتش است . (1400)
1407. دل هاى مشتاق 
و قلوبهم قرحة .
دل هاى (مشتاقان خدا) زخم دار است . (1401)
1408. نظر اولياء به باطن دنيا
ان اءولياءالله هم الذين نظرو الى باطن الدنيا اذا نظر الناس الى ظاهرها، و اشتغلوا بآجلها اذا اشتغل الناس بعاجلها .
همانا دوستان خدا آنانى هستند كه باطن دنيا را مى بينند، هنگامى كه مردم فقط به ظاهر آن مى نگرند و به آينده مى پردازند، آن گاه كه مردم به امور زودگذر دنيا مشغول اند. (1402)
1409. گروگان هاى گورها
مخاطبا للدنيا : اليك عنى يا دنيا!... اءين الامم الذين فتنتهم بزخارفك ! فهاهم رهائن القبور، و مضامين اللحود! والله لو كنت شخصا مرئيا، و قالبا حسيا، لاقمت عليك حدود الله فى عباد غررتهم بالامانى .
اى دنيا! از من فاصله بگير. كجا هستند امت هايى كه با آرايش ها و زينت هاى ظاهر فريب خود، آن ها را به فتنه انداختى ؟ آگاه باش كه ايشان گروگان گورها هستند (تا آن روز كه كه آن ها براى حساب اعمالشان تحويل قيامت داده شوند) و لحدها آنان را در بر گرفته است . به خدا قسم ، اى دينا! اگر جسم بودى كه ديده مى شدى يا قالبى بودى كه حس مى گرديدى ، هر آينه حدود خداوند را بر تو جارى مى كردم به اين جرم كه تو بندگانى را با وعده رساندن آن ها را به آرزوهايشان فريب دادى . (1403)
1410. اوصاف حزب الله 
(قال فى اءوصاف حزب الله :) فى معشر اءسهر عيونهم خوف معادهم ، و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم ، و همهمت بذكر ربهم شفاههم ، و تقشعت بطول استغفارهم ذنوبهم : (اءولئك حزب الله ، الا ان حزب الله هم المفلحون ) .
(امام على عليه السلام در اوصاف حزب الله فرمود): آن ها از خوف معاد چشم هايشان خواب ندارد، پهلوهايشان براى استراحت در خوابگاهشان قرار ندارد، و هميشه اوقات لب هايشان به ياد پروردگارشان در حركت است و گناهانشان در اثر تداوم در استغفار ريخته است . آن ها حزب الله اند، آگاه باشيد كه حزب الله پيروزند. (1404)
1411. حالات بندگى مشتاق خدا
فى صفة الراغبين فى الله : و بقى رجال غض اءبصارهم ذكر المرجع ، و اءراق دموعهم خوف المحشر، فهم بين شريد ناد، و خائف مقموع ، و ساكت مكعوم ، وداع مخلص ، و ثكلان موجع .
در صفت راغبين به خدا مى فرمايد: گروهى ديگر مى ماند كه ياد سرنوشت نهايى ، ديدگان آنان را از محرمات فرو بسته و بيم روز رستاخيز اشك هاى آنان را سرازير مى نمايد. برخى از آنان (از ميان جاهلان ) رميده و مطرودند. برخى ديگر در حال ترس و كنده شدن (از ميان مردم هواپرست ) و دسته اى از آنان خاموش و ساكت هستند، گروهى ديگر از آنان با خداى خود دعا مخلصانه دارند و بعضى ديگر ماتم زده زجر كشيده اند. (1405)
1412. محبوب ترين بندگان 
ان من احب عبادالله اليه ، عبدا اءعانه الله على نفسه ... قد اءبصر طريقه و سلك سبيله ، و عرف مناره ، و قطع غماره ، و استمسك من العرى باءوثقها، و من الحبال باءمتنها .
از محبوب ترين بندگان خدا در پيشگاه ربوبى بنده اى است كه خداوند سبحان او را در شناخت نفس خود و ساختن آن يارى فرمايد. بينايى به راهش پيدا كرد و در مسير خود به حركت پرداخت و نشان رستگارى خود را بر براهين روشن ساخت . و از فرو رفتن در شهوات برگسيخت و از وسايل نجات به استوارترين آن ها و از طناب هاى نگهدارنده به محكم ترين آن ها چنگ زد. (1406)
1413. خودپسندى 
لا وحدة اءوحش من العجب .
هيچ گوشه گيرى و زهدى ، همچون گوشه گيرى و بى رغبتى نسبت به ارتكاب كار حرام نيست . (1407)
1414. نتيجه اتكاى به خدا
... من توكل عليه كفاه ، و من ساءله اءعطاه ، و من اءقرضه قضاه ، و من شكره جزاه .
هر كس كه توكل به او كند كفايتش نمايد و هر كس كه از او مساءلت كند عطايش فرمايد و هر كس كه به او قرض داد، ادايش فرمايد و هر كس كه سپاسش را به جاى آورد، پاداشش مى دهد. (1408)
1415. چراغ هاى هدايت 
فى التزهيد فى الدنيا : و ذلك زمان لا ينجو فيه الاكل مومن نومة ، ان شهد لم يعرف ، و ان غاب لم يفتقد اولئك مصابيح الهدى .
و آن (آخرالزمان ) زمانى است كه نجات پيدا نمى كند در آن مگر هر مؤ منى كه گمنام زندگى مى كند و اگر در ميان جمع حاضر باشد، شناخته نشود و اگر غايب شود جستجويش نكند. آنان هستند چراغ هاى هدايت و علامت راهنما براى حركت در شب (به سوى هدف هاى الهى ). (1409)
1416. ترس پيامبر براى امت 
و لقد قال لى رسول الله صلى الله عليه و آله : انى لا اءخاف على امتى مؤ منا و لا مشركا؛ اءما المؤ من فيمنعه الله بايمانه ، و اءما المشرك فيقمعه الله بشركه ، و لكنى اءخاف عليكم كل منافق الجنان عالم اللسان ، يقول ما تعرفون ، و يفعل ما تنكرون .
پيامبر خدا به من (على عليه السلام ) فرمود: من براى امت خود از مومن و نه از مشرك هراسى ندارم ؛ زيرا خداوند مومن را به وسيله ايمان از خطاها و انح