ى‏نظير</a><a class="text" href="w:text:703.txt">پاسدارى از اموال مردم</a><a class="text" href="w:text:704.txt">بيت المال</a><a class="text" href="w:text:705.txt">عدالت در قضاوت </a><a class="text" href="w:text:706.txt">آخرين وصيت امام</a><a class="text" href="w:text:707.txt">پيشرفت كشورهاى غير اسلامى</a><a class="text" href="w:text:708.txt">حاكميت امير مؤمنان</a><a class="text" href="w:text:709.txt">خاتمه</a><a class="text" href="w:text:710.txt">پاورقی</a></body></html>بدترين تلاش 
بِئْسَ السَّعْىُ التَّفْرِقَةُ بَيْنَ الاَْليفَيْنِ.(82)
بدترين تلاش ، جدايى انداختن ميان دو دوست است .
منشاء اختلاف 
مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتانِ اِلاّ كانَتْ اِحْديهُما ضَلالَةٌ.(83)
هرگز دو دعوت اختلاف نكردند، مگر آن كه يكى از آن دو گمراهى باشد.
نكوهش تكروى 
اِيّاكُمْ وَالْفُرْقَةَ فَاِنَّ الشّاذَّ مِنَ النّاسِ لِلشَّيْطانِ.(84)
از تـفرقه و اختلاف بپرهيزيد، زيرا كسى كه از مردم كناره گرفت و تنها گشت ، از آن شيطان خواهد بود.
پرهيز از اختلاف 
اَيُّهَا النّاسُ، ... عَرِّجُوا عَنْ طَريقِ الْمُنافَرَةِ وَ، ضَعُوا تيجانَ الْمُفاخَرَةِ.(85)
اى مردم ... از اختلاف و پراكندگى به درآييد و تاج تفاخر و برترى جويى را از سر بنهيد.
شكوه از تفرقه 
فـَيَا عَجَباً! وَ مَالِىَ لاَ اءَعْجَبُ مِنْ خَطَاءِ هذِهِ الْفِرَقِ عَلَى اخْتِلاَفِ حُجَجِها فِى دِينِها لا يَقْتَصُّونَ اءَثَرَ نَبِي ، وَ لاَ يَقْتَدُونَ بِعَمَلِ وَصِي .(86)
شـگـفـتـا! چـرا تـعـجـب نـكـنـم ؟ از خـطـا و اشـتـبـاه ايـن گـروه هـاى پـراكـنـده بـا ايـن دلايـل مـخـتـلفـى كـه بـر مـذهـب خـود دارنـد؛ نـه گـام بـه جـاى گـام پـيغمبرى مى نهند و نه از عمل وصى پيغمبرى پيروى مى كنند.نام کتاب : امام علی (ع) خورشیدی در افق بشریت

نویسنده : سید محمد حسینی شیرازی

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgپيشگفتار

با طلوع خورشيد در پهنه افق، هرنورى بى‏فروغ شده، و حتى ستارگان درخشان ناپديد مى‏گردد، و خورشيد همه جا را نورانى مى‏كند، و گسترش اشعه آن تمام صحنه گيتى را دربر مى‏گيرد ...

بشر در طول تاريخ رهبران شايسته‏اى بخود ديده، ولى شايستگى دو رهبر بزرگ، همه را تحت‏الشعاع قرار داد و سراسر زندگانى پرافتخار آن دو، براى فرمانروايان، خدا پرستان و تمام انسانها.. الگو و سرمشق است...

اولين رهبر كه معلم تمام انسانها و اشرف موجودات است، پيامبر بزرگ اسلام (ص) بوده، كه براى عالميان رحمت، و براى حكام و فرمانروايان بهترين معيار و نمونه است، و دومين رهبر بزرگ و شايسته حضرت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب (ع) است كه قرآن ناطق، و تبلور مكتب اسلام بود، آن رهبرى كه ريزه‏كاريهاى زندگى و كارهاى روزمره‏اش براى هميشه به بشر درس درستكارى مى‏آموزد، و در طول تاريخ انسان از آغاز اسلام تا به قيامت همچون خورشيدى پرنور مى‏درخشد، پيوسته نور ميفشاند و هيچگاه خاموش نمى‏شود.

متأسفانه جامعه انسانى، و حتى خود مسلمين هنوز اين امام بزرگ را نشناخته، و از چگونگى رفتار و كردارش آگاهى نيافته‏اند، و مى‏توان گفت روزى كه مسلمين پيامبر بزرگ و جانشين بحق او حضرت على (ع) را الگو و نمونه‏اى براى خود قرار داده، و طبق روش كار و رفتار آنان، عمل كنند، همان روز استقلال، پيشرفت، و عزت آنهاست متأسفانه اين دو رهبر بزرگ مظلوم واقع شده، و جز جمله‏اى از سيره، معجزه و منقبت از آن دو چيزى شناخته نيست. و لذا يكى از نويسندگان غير مسلمان راجع به امير مؤمنان (ع) مى‏نويسد : (اى كاش على (ع) يك هزار سال ديرتر متولد مى‏شد، تا جهان را به نور دانش خود، منور سازد).

و به نظر مى‏رسد كه اگر اين امام و رهبريهاى شايسته او به جامعه جهانى عرضه شود، بدون شك اكثريت انسانها با صلح و سازش به اسلام مى‏گروند، و به گفته يكى از بزرگان : اگر مى‏خواهى اسلام را بشناسى. به على (ع) نگاه كن آرى... چون على بن ابى‏طالب (ع) آينه? تمام‏نماى اسلام كامل بوده. بلكه در مواقعى چند حق حيات بر اسلام داشته است بجهت اينكه روز اتحاد كفار بر كشتن پيامبر اسلام (ص)، با كمال اخلاص به جاى پيامبر خوابيده و با فداكارى خود پيامبر را زنده، و اسلام را پاينده ساخت، و در روز جنگ احزاب كه به جنگ (عمرو بن عبدود) آن پهلوان معروف عرب شتافت، پيامبر اسلام فرمودند : تمام ايمان ـ تبلور اسلام ـ در برابر تمام كفر ـ مجسمه كفر ـ به مبارزه برخواست، و پس از پيروزى حضرت على (ع) نيز فرمودند : ضربه? على (ع) در روز خندق افضل از عبادت جن و انس است، چون ضربه? آن حضرت باعث حيات اسلام شد...

و بالاخره به بركت وجود مقدس آن حضرت بود كه در روز غدير خم اسلام كامل شده و نعمت خداوندى بر بشر اتمام يافت، كه اگر آن امام منصوب نمى‏شد، طبق فرموده قرآن رسالت الهى ناقص مانده و تبليغ آن به پايان نمى‏رسيد...

به هر حال... در كتابهاى متعددى كه پيرامون امير مؤمنان (ع) نگارش يافته، پرداختن به ريزه‏كاريها و جنبهاى مختلف زندگانى و رفتار آن حضرت كمتر ذكر شده است، و امتياز اين كتابى كه در دست داريد در اين است كه بيشتر به جنبه‏هاى عبرت‏انگيز حيات آن حضرت اشاره شده و على رغم اختصار آن، عمق انديشه‏هاى اسلامى، و شايستگى حاكميت اسلام را به جامعه انسانى با سبكى شيرين و روان عرضه مى‏دارد.

و نويسنده آن مرجع عاليقدر حضرت آيةالله العظمى سيد محمد حسينى شيرازى است، كه تا كنون صدها كتاب فقهى، اصولى و اسلامى مفيد، در سطح همه اقشار اجتماعى نوشته، و هميشه سعى داشته و دارد كه تمام توده‏هاى جامعه اسلامى در همه جا، رشد اسلامى يافته، و از تعاليم عاليه اسلام و رهبران شايسته آن آگاهى كامل يابند، تا انشاءالله به زودى اتحاد مسلمين در پرتو يك اتحاد امت اسلامى شكل يافته، و دست كفار از سراسر بلاد اسلامى كوتاه گردد... در خاتمه مطالعه اين اثر نفيس و سودمند را به تمام اقشار و بويژه به روشنفكران جامعه توصيه مى‏كنيم، باشد كه اين خدمت ناچيز مورد رضاى حضرت امام عصر (ارواحنا فداه) قرار بگيرد، انشاءالله والله ولى ‏التوفيقمقدمه مولف

كتاب (امير مؤمنان على (ع) خورشيدى در افق بشريت) در جمله‏اى از فضائل اخلاقى و كمالات و احوال حضرت امير مؤمنان على (ع) و روش ايشان در زندگانى تدوين يافته، تا بدانيم كه چگونه امير مؤمنان، براى كسانى كه خواهان زندگى شرافتمندانه‏اى در دنيا، و سعادت آخرت هستند اسوه بوده، و تا روز قيامت براى تمام انسانها همواره اسوه باقى مى‏ماند؟ و چرا به طور كلى اولياى خدا، و بويژه چهارده معصوم يعنى : پيامبر اسلام، حضرت فاطمه زهرا و دوازده امام بعد از پيامبر، داراى پايگاهى مردمى بوده و مردم پيرامون آن بزرگان گرد آمده و پيوسته پيروانشان افزوده مى‏شوند؟ به هر حال در اين كتاب روش زندگانى اين بزرگان و بويژه مولاى متقيان حضرت على (ع) را، ضمن چند فصل مورد بررسى قرار مى‏دهيم، تا انشاءالله امت اسلامى با شناخت روش كار و ريزه‏كاريهاى زندگانى آنان، بتوانند از خواب غفلت بيدار شده، و مجدداً مجد و عظمت خويش را باز يابند. و ما توفي