اءن المتقين ذهبوا بعاجل الدنيا و آجل الاخرة .
اى بندگان خدا! بدانيد كه پرهيزگاران هم از دنيا بهره مندند و هم از آخرت .(1432)
1439. امر به تقواى الهى 
من كتابه للاشتر حين ولاه مصر : اءمره بتقوى الله ، و ايثار طاعته ، و اتباع ما اءمر به فى كتابه : من فرائضه و سننه ، التى لا يسعد اءحد الا باتباعها، و لا يشقى الا مع جحودها و اضاعتها .
در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر مى فرمايد: امر مى كند او (مالك ) را به تقواى الهى و برگزيدگان فرمان خدا و پيروى از واجبات و مستحبات او كه در كتابش (قرآن كريم ) به آن ها فرمان داده است و هيچ كس جز با انكار و فروگذاشتن آن ها بدبخت نمى شود. (1433)
1440. وصف پرهيزگاران 
... ان كان فى الغافلين كتب فى الذاكرين ، و ان كان فى الذاكرين لم يكتب من الغافلين .
در وصف پرهيزگاران مى فرمايد: اگر در ميان غافلان باشد از شما يادكنندگان خدا قلمداد مى شود و اگر در ميان يادكنندگان خدا باشد، در زمره غافلان نوشته نمى شود.
(كه به زبان ذكر گويند و به دل از خدا غافل باشند.) (1434)
1441. پرهيزگاران چگونه اند؟
المتقون فيها (فى الدنيا) هم اءهل الفضائل . منطقهم الصواب ، و ملبسهم الاقتصاد، و مشيهم التواضع .
پرهيزگاران در دنيا اهل فضايل اند، گفتارشان راست و لباسشان متوسط و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است .
1442. تقواى الهى را پيشه كن (1435)
اءوصيكم بتقوى الله ... اءيقضوا بها نومكم ، و اقطعوا بها يومكم .
شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم ... باتقوا خواب خود را به بيدارى بدل كنيد و روز خود را با آن به پايان رسانيد.
1443. ترس از خدا (1436)
كل خوف محقق الا خوف الله فانه معلول ... ان هو خاف عبدا من عبيده ؛ اءعطاه من خوفه ما لا يعطى ربه ، فجعل خوفه من العباد نقدا، و خوفه من خالقه ضمارا و وعدا .
هر ترسى حقيقى است جز ترس از خدا كه بيمار و آفت زده است ... اگر كسى از بنده اى از بندگان خدا بترسد، آثار ترس در رفتار او آشكار مى شود، اما در برابر پروردگار خود چنين نيست ، پس او ترس از بندگان را نقد مى شمارد و ترس از آفريدگار را نسيه و وعده . (1437)
1444. رفتار صحيح در دنيا
اعلموا عبادالله اءن المتقين ذهبوا بعاجل الدنيا و آجل الاخرة ، فشاركوا اءهل الدنيا فى دنياهم ، و لم يشاركوا اءهل الدنيا فى آخرتهم ؛ سكنوا الدنيا باءفضل ما سكنت ، و اءكلوها باءفضل ما اءكلت ، فحظوا من الدنيا بما حظى به المترفون ، و اءخذوا منها ما اءخذه الجبابرة المتكبرون . ثم انقلبوا عنها بالزاد المبلغ ؛ والمتجر الرابح . اءصابوا لذة زهد الدنيا فى دنياهم ، و تيقنوا اءنهم جيران الله غدا فى آخرتهم . لاترد لهم دعوة ، و لا ينقص لهم نصيب من لذة .
اى بندگان خدا! بدانيد كه پرهيزگاران ، دنياى زودگذر و آخرت ديرپا را به دست آوردند. با اهل دنيا در دنيايشان شريك شدند و اهل دنيا را در آخرت خود شريك نكردند. در دنيا به بهترين گونه سكونت كردند و از بهترين خوردنى هاى آن خوردند و از دنيا همان بهره اى را بردند كه توانگران خوشگذران مى برند و همان كامى را برگرفتند كه گردنكشان متكبر بر مى گيرند، آن گاه با توشه اى كه به مقصد مى رساندشان و با تجارتى پرسود از دنيا رفتند. در دنياى خود به لذت زهد و بى اعتنايى به دنيا دست يافتند و يقين داشتند كه فرداى قيامت در جوار خداوند هستند، دعايشان هرگز بى اجابت نمى ماند و بهره آنان از خوشى و آسايش هيچ كم نمى گردد. (1438)
1445. رفتار پرهيزگار
(المتقى ) دنوه ممن دنا منه لين و رحمة .
(پرهيزگار) رفتارش با كسى كه با او معاشرت دارد، توام با نرمش و رحمت است . (1439)
1446. نورى در تاريكى ها
اعلموا! اءنه من يتق الله يجعل له مخرجا من الفتن ، و نورا من الظلم .
بدانيد كه هر كس تقواى الهى در پيش گيرد، خداوند براى او راه خروجى از فتنه ها قرار دهد و نورى در تاريكى ها.
1447. پرهيزگار از ديدگاه امير (ع ) (1440)
... يعفو عمن ظلمه ، و يعطى من حرمه ، و يصل من قطعه ، بعيدا فحشه ، لينا قوله ، غائبا منكره ، حاضرا معروفه .
(پرهيزگار) از كسى كه به او ستم كرده ، مى گذرد و به آن كه محرومش ساخته عطا مى كند و با كسى كه پيوندش را قطع كرده مى پيوندند، او از دشنام به دور است ، سخنش نرم و بدى هايش پنهان و نيكى هايش آشكار است . (1441)
1448. توصيف پرهيزگاران 
يمسى و همه الشكر، و يصبح و همه الذكر. يبيت حذرا و يصبح فرحا؛ حذرا لما من الغفلة ، و فرحا بما اءصاب من الفضل و الرحمة .
در توصيف پرهيزگاران مى فرمايد: شب را آغاز مى كند در حالى كه هم او شكرگزارى حق است و روز را آغاز مى كند در حالى كه هم و غمش ياد خداست . شب را با ترس مى گذراند و روز را با شادمانى ، ترس از غفلت خويش كه از آن برحذر داشته شده است و شادمانى به سبب فضل و رحمت خدا كه شامل حال او شده است . (1442)
1449. صفت پرهيزگاران 
فى صفة المتقين : صبروا اءياما قصيرة اءعقبتهم راحة طويلة .
در وصف پرهيزگاران مى فرمايد: چند صباحى صبر كردند و در پى آن به آسايشى طولانى دست يافتند. (1443)
1450. همت هاى والا
لا تعدو على عزيمة جدهم بلادة الغفلات ، و لا تنتصل فى هممهم خدائع الشهوات .
(در وصف پرهيزگاران ): نادانى غفلت ها بر تصميم آن ها چيره نگردد و تيرهاى خدعه آلود شهوت ها، در اراده ها وهمت هاى آنان كارگر نمى افتد.
(1444)1451. بالاترين عزت 
لا عز اءعز من التقوى .
هيچ عزتى ، عزيزتر و گرامى تر از پرهيزگارى نيست . (1445)
1452. وپژگى پرهزگاران 
فى صفة المتقين : فهم لانفسهم متهمون و من اءعمالهم مشفقون .
در وصف پرهيزگاران مى فرمايد: خود را متهم مى سازند و از كرده هاى خويش هراسان اند. (1446)
1453. خنده و سكوت پرهيزگار
... ان صمت لم يغمه صمته ، و ان ضحك لم يعل صوته .
(انسان پرهيزگار) اگر سكوت كند سكوتش وى را اندوهگين نمى سازد و اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمى شود. (1447)
1454. خلوص پرهيزگاران 
قد اءخلص لله فاستخلصه .
(از صفات پرهيزگاران ): عمل را براى رضاى خدا به جا آورند، پس خداوند هم خلوصشان را بپذيرد. (1448)
1455. نياز پرهيزگاران 
فى صفة المتقين : حاجاتهم خفيفة ، و اءنفسهم عفيفة .
در توصيف پرهيزگاران مى فرمايد: نيازهايشان سبك است و جان هايشان عفيف و بامناعت . (1449)
1456. عظمت تقواى الهى 
اعتصموا بتقوى الله ، فان لها حبلا وثيقا عروته ، و معقلا منيعا ذروته .
به تقواى الهى چنگ زنيد؛ زيرا كه تقوا را ريسمانى است دستگيره اش ‍ استوار و پناهگاهى است بلندايش تسخيرناپذير.
1457. نشانه هاى پرهيزگاران (1450)
فمن علامة اءحدهم اءنك ترى له قوة فى دين ... و حرصا فى علم ، و علما فى حلم .
از نشانه هاى (پرهيزگاران ) اين كه مى بينى آن ها را در دين نيرومند... و در كسب دانش حريص و داراى علم تواءم با حلم اند. (1451)
1458. معناى معصوم 
اءوصيكم ، عبادالله ، بتقوى الله ، فانها الزمام و القوام ، فتمسكوا بوثائقها، و اعتصموا بحقائقها، تؤ ل بكم الى اءكنان الداعة و اءوطان السعة .
اى بندگان خدا! شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم ؛ زيرا كه تقوا زمام و قوام است ، پس به رشته هاى آن بياويزيد و به حقايقش چنگ زنيد تا شما را به سرمنزل آسايش و جايگاه هاى رفاه برساند. (1452)
1459. پناهگاه محكم بشر
