ه كل قواى اسلامى بايد مورد توافق مردم باشد، و حتى در صورت عدم توافق مردم، از پست خود بركنار مى‏شود، با وجودى كه همه مى‏دانيم حضرت على(ع) منصوب از سوى خدا و معصوم بوده و دستور او واجب الاطاعه و آنچه را كه انجام مى‏دهد حجت است.

و حتى خود آن حضرت را مردم با انتخابات آزاد و با شوراى همگانى بر سركار آوردند، لذا حضرت على(ع) تنها خليفه‏اى است كه هم منصوب از سوى خداوند بوده، و هم طبق آراء مردم بر سركار آمده است، و بقول معروف نص و شورى در او جمع شد، زيرا در باره ابوبكر ـ بفرض وجود شورى ـ نصى نبود، و در باره عمر با وجود انتصاب از سوى ابوبكر، شورائى در كار نبود و اما عثمان كه در باره‏اش هيچ نصى نبود، با يك شوراى چهار نفره ـ و نه همگانى ـ سركار آمد اما حضرت امام على(ع)، علاوه بر تعيين از سوى خدا در يوم‏الانذار و غدير خم و موارد ديگر كه خلافت بلافصل ايشان را پس از پيامبر اسلام نصهاى مؤكدى بيان نموده بود، با انتخاب و اكثريت قريب باتفاق مردمى كه از كوفه، مصر، مدينه و ديگر نقاط گرد آمده بودند، بر سر كار آمد(11).تعدد احزاب آزاد

اصل در اسلام در هرچيزى آزادى است، مگر آنكه خلاف آن باثبات رسيده باشد، و آزادى اقتضا مى‏كند كه هركسى در تشكيل احزاب و تجمعات، در زمينه‏هاى سياسى، فرهنگى اقتصادى، مذهبى و غيره ـ در چهارچوب اسلام ـ آزاد باشد، و اولين كسى كه اين مطلب را بوضوح به مرحله اجرا در آورد، حضرت پيامبر اسلام(ص) بوده، و عالمى كه نام خود را جهان آزاد گذاشته، اين روش را از پيامبر اسلام آموخته است.

هنگامى كه مسلمانان مهاجر از مكه به شهر مدينه رسيدند، پيامبر آنان را از گروه انصار ـ اهالى مسلمان مدينه ـ جدا كرد، و بر آنان نام مهاجرين گذاشتند، و لذا معمولا در آيات قرآنى و روايات صدر اسلام ملاحظه مى‏شود كه مهاجرين و انصار دو گروه متمايز از يكديگر و رقيب همديگر در امور سازنده بوده‏اند و به همين جهت اگر گاهى يكى از دو گروه پيامبر را تحت فشار مى‏گذاشتند، آنحضرت به گروه ديگرى روى مى‏آوردند.

يكى از اثرات مثبت و پربار تعدد احزاب آزاد اينست كه اين احزاب در مسائل سازنده اجتماع با يكديگر به رقابت برخاسته و هركدام جهت كسب شهرت و موقعيت بهتر جهت پيروزى در انتخابات ـ نمى‏گذارند به مردم اجحاف وارد شود، علاوه بر اينكه احزاب اسلامى آزاد، زير نظر مراجع تقليد هركدام مدرسه‏اى جهت دادن رشد سياسى، اقتصادى، تربيتى و بالاخره معرفت همه جانبه به اجتماع است، در نتيجه افرادى كه به قدرت مى‏رسند، و زمام امور ملت و مملكت را دردست مى‏گيرند افرادى لايق، كاردان، كارآزموده و شايسته خواهند بود و بهترين شاهد و دليل براين مدعى، نگاهى به اوضاع جهان معاصر است، با يك نگاه ساده بجهان معاصر ملاحظه مى‏شود كه دركشورهاى دمكراتيك و آزاد كه رقابت حكومتى بدست چند حزب، و همه چيز اعم از پارلمان و امور مربوط به هيئت دولت، مشورتى است پيوسته ملتهاى آنها رشد كرده و در تمام زمينه‏ها اعم از كشاورزى، صنعتى، بازرگانى و غيره پيش رفته‏اند، برخلاف كشورهاى داراى حكومتهاى نظامى و يا رژيمهاى تك حزبى، كه همواره در حال استبداد و سركوبى بسر برده، ملتها را هميشه در قيد و بند كشيـده، و با اعمال فشار و اخـتناق حكومت مى‏كنند(12).

و درسى كه در اين زمينه بايد از وجود مقدس مولاى متقيان على(ع) آموخت اين است، كه آنحضرت ملت خود را اعم از مسلمين و حتى اقليتها در همه چيز ـ جز در موارد حرام ـ آزاد گذاشته بود، و حتى بخوارج نهروان تا زمانى كه جنگ افروزى نمى‏كردند، كارى نداشت و لذا هنگامى كه يكى از سران خوارج بنام (اشعث بن قيس) بر حضرت وارد شد، و در ملأ عام بد زبانى كرد، امام اجازه ندادند كسى متعرض او گردد، و از او گذشت فرمودند، همچنين در مسئله به شهادت رساندن آن امام بزرگ، بايد درسهائى در آزادى مردم از مكتب مقدس آن امام والامقام آموخت، به اين بيان كه نقشه توطئه قتل اميرالمؤمنين(ع) توسط چهار شخص به نامهاى: اشعث بن قيس، وردان، عبدالرحمن بن ملجم و شبيب و يك زن بنام قطام طرح‏ريزى شد، و بدست ابن ملجم به مرحله اجرا در آمد، اما پس از ضربت خوردن، حضرت بقيه را آزاد گذاشته و تنها ابن ملجم دستگير شد، آنهم در زندان خانه امام با شرايطى از نظر خواب، غذا و غيره به سر مى‏برد، همانند با شخص امير مؤمنان، امام از همان غذائى كه ميل مى‏فرمودند براى قاتل خود فرستاده، و به كسى اجازه آزار و شكنجه او را نمى‏دادند، و حتى به هنگام مرگ به بازماندگان خود توصيه فرمود: اگر او را عفو كنيد بهتر است، و اگر هم خواستيد قصاص كنيد، با عدالت قصاص كنيد، او به من يك ضربت زد شما هم تنها يك ضربت به او بزنيد و مواظب باشيد كه قاتل مرا شكنجه و مثله نكنيد، زيرا از از پيامبر اسلام(ص) شنيدم كه مى‏فرمود: هيچكس را مثله نكنيد، حتى اگر سگ هار باشد.

و اينكه آن حضرت توطئه گران در قتلش را زندانى و مجازات نكرد، چون آن چند نفر به استثناى ابن ملجم، عملا مرتكب جرمى نشد، و تنها اقدام بجرم و يا نيت جنايت بدون انجام آن هيچگونه مجازاتى ندارد و اين شيوه كار و روش حكومت امير مؤمنان حضرت على(ع) بسيار عادلانه، كم‏نظير و شايد هم بى‏نظير باشد مگر در پيغمبر اسلام(ص).مساوات در اسلام

در دولت اسلامى هيچ طبقه‏اى بر طبقه ديگر امتياز نداشته و در برابر قانون همه يكسان هستند، در قرآن مجيد آمده: همانا گراميترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست (ان اكرمكم عند الله اتقاكم)(13)، اما پرهيزكارى بيشتر موجب ترفيع طبقه‏اى بر طبقه ديگر در برابر قانون نيست، چه آنكه در سراسر بلاد اسلامى بايد دولت وامت واحد و الفت و محبت بين تمام مسلمين برقرار باشد.

و حضرت على(ع) به پيروى از پيامبر عاليمقام اسلام در مدت حكومت چند ساله خود، اين مساوات و اتحاد را نگه‏داشته و با مخالفين مساوات، خودخواهان و برترى طلبان به مبارزه برخواست.

در روايتى آمده كه دو زن، يكى عرب و ديگرى غير عرب به حضور مبارك امير مؤمنان شرفياب شده و از آن حضرت صله‏اى خواستند، امام دستور فرمودند: كه به هركدام از آن دو بيست و پنج دينار بدهند، اما زن عرب برآشفت و بر مساوات خود با يك غير عرب اعتراض كرد بجهت اينكه پس از ايام حكومت امير مؤمنان، خليفه دوم و سوم نژاد عرب را برتر از ديگران شمرده و به آنان حقوق بيشترى پرداخت مى‏كرده‏اند، و لذا آن زن عرب با حالت خود خواهانه رو به امام كرده و عرضه داشت: آيا من عرب را با اين زن عجم صله مساوى مى‏دهيد؟!

امام فرمودند: آرى چون در كتاب خدا نديده‏ام كه فرزندان اسماعيل بر فرزندان اسحاق فضلى، داشته و يا برتر از آنان بوده‏اند، و منظور امام اين بود كه عرب را بر غير عرب فضلى نيست.عدالت با خويشاوندان

يكى از نكات بارز و صفات برجسته حضرت على(ع) اين بود كه (لا تأخذه فى‏الله لومة لائم) يعنى: هنگامى كه كار مربوط به خدا مى‏شد، ملامت و سرزنش هيچكسى را بخود راه نمى‏داد، و لذا به هنگام اجراى قانون، نخست از خود آغاز كرده تا كوچكت