رين فرد جامعه را يكسان مى‏شمارد، حتى بخويشان و نزديكان خود امتيازى نمى‏داد و اين شايد به زبان آسان باشد، اما در عمل بسيار دشوار است، ما بعنوان نمونه بطور اختصار دو مورد از رفتار عادلانه امام با نزديكانش را بيان مى‏كنيم:

اول ـ جناب عقيل برادر بزرگتر حضرت امير مؤمنان كه افراد زيادى را تحت تكفل داشت، روزى به خدمت امام شرفياب شد و از فقر و تنگدستى خود و خانواده‏اش سخن گفت، حضرت فرمودند: به هنگام تقسيم بيت‏المال مى‏توانم از سهميه خودم چيزى بتو بدهم، اما هيچ امتيازى براى تو بر ساير مسلمين نمى‏توانم قائل بشوم و اگر امتيازى براى تو كه برادرم هستى قائل شوم، من خائن خواهم بود.

دوم ـ ام هانى خواهر امير مؤمنان و بانوى باشخصيت قريش، روزى با يكى از كنيزان خود به حضور برادر شرفياب شده و تقاضاى صله‏اى نمود، حضرت نسبت به او و كنيزش بطور مساوى رفتار كرد، و به هركدام مقدارى مساوى با ديگرى داد، ام‏هانى از اين رفتار برادر كمى آزرده‏خاطر گشت، كه چرا براى او امتيازى حتى بركنيز خود قائل نشده‏اند؟! اما حضرت فرمودند: كه اين روش اسلام است، كه بايد به همه مسلمين حقوقى مساوى از بيت‏المال پرداخت كرد.حقوق كارمندان

البته ناگفته نماند كه صله بيت‏المال با حقوق كارمندان دولت تفاوت مى‏كند، چون به هركس از كارمندان دولت باندازه كار و رتبه‏اى كه دارد حقوق عادلانه پرداخت مى‏شود، حتى اگر با ديگر كارمندان متفاوت باشد، در حالى كه تقسيم بيت‏المال همگانى است و به عموم مسلمين داده مى‏شود، و آن عبارت از مقدار اموالى است كه در بيت‏المال اضافه مى‏آيد كه يكى از تكاليف دولت اسلامى تقسيم آنها در ميان تمامى مسلمين اعم از زن، مرد، كوچك، بزرگ، غنى و فقير بطور عادلانه است، زيرا همه آنها به قوانين اسلام عمل و به اسلام خدمت مى‏كنند و به همين جهت هم فرقى با يكديگر ندارند.تحديد قانون مساوات

نخستين كسى كه افزوده‏هاى بيت‏المال را بطور مساوى در ميان تمامى مسلمين تقسيم كرد و به هيچكس حتى به شخص خود هيچگونه امتيازى نداد، شخص اول اسلام يعنى پيامبر بزرگ(ص) بودند، كه پس از رحلت آن حضرت به گفته مورخين نخستين كسى كه تفاضل در عطاء را به انجام رسانيد، و نژاد عرب را بر ديگر مسلمين غير عرب برترى داد خليفه دوم بود كه اين كار در طول مدت حكومت او، و همچنين در دوره خليفه سوم ادامه يافت و كم‏كم افكار نژادپرستانه در ميان مسلمين عرب ريشه دوانيد.

و لذا حضرت على(ع) به هنگام روى كار آمدن، به رغم مخالفتهاى زيادى كه با آنحضرت شد، به پيروى از پيامبر عالى‏مقام اسلام مجدداً تقسيم بيت‏المال را براى همگان مساوى قرار داد.عدالت با طلحه و زبير

هنگامى كه طلحه و زبير، نيمه شبى به خدمت آن حضرت رسيده و تقاضاى صله بيشتر و امتيازات فوق‏العاده‏اى كردند اما، نپذيرفت، آندو گفتند: كه عمر و عثمان حقوق بيشترى به هنگام تقسيم به ما مى‏داده‏اند و شما هم بايد چنين كنيد، حضرت فرمودند: آيا سنت پيامبر بيشتر لازم‏الاجراء است يا سنت عمر؟ آن دو ناگزير گفتند: بلكه سنت پيامبر، امام در پاسخشان فرمودند: پيامبر اسلام (ص) هم همه مردم را در تقسيم بيت‏المال متساوى با يكديگر قرار مى‏داد و من پيرو او هستم.حقوق بشر در اسلام

هر انسانى اعم از مسلمان و يا اقليتهاى مذهبى زير پرچم اسلام محترم و جان و مال و ناموس او محفوظ است، و لذا حضرت امام على(ع) و همچنين ساير ائمه اطهار عليهم‏السلام، به پيروى از پيامبر عالى‏قدر اسلام(ص) با مردم و بويژه با زنان و ضعيفان با كمال مهربانى و رأفت رفتار مى‏نموده‏اند.پيوند دو گوهر
چـنـد سـال از هـجـرت پيغمبر مى گذشت و على هنوز كشتى زندگى را خود به تنهائى در دريـاى حـوادث ناخدائى مى كرد اما ديگر وقت آن شده بود كه اين روح بزرگ و طوفانى در كـنـار انـيـسـى مـهـربان لحظاتى را بياسايد لكن كدامين روح مى توانست با وى همگام شود و كدامين دل توان آن را داشت كه اين شير خشمگين و غران روزهاى نبرد با كفار و زاهد غـمـگين و گريان شبهاى تار را در خود بگنجاند و از هم نگسلد جان و دلى على گونه مى بـايـسـت كـه هـمـچـون او از سرچشمه زلال وحى سيراب شده و به خود باليده باشد و او كسى جز فاطمه دخت رسول خدا صلّى الله عليه و آله نبود.
فـاطـمه عليها سلام خواستگاران بسيارى از اشراف و غير اشراف نظير ابوبكر و عمر و عبدالرحمن بن عوف داشت اما پيامبر در جواب همه آنان فرموده بود:
در امر ازدواج فاطمه منتظر وحى الهى هستم
تـا ايـن كـه سـرانـجـام عـلى عـليـه السـّلام درب خـانـه رسـول الله را كـوبـيد پيامبر به ام سلمه فرمود بر خيز و در را بگشا كه محبوب خدا و رسول پشت در است . ام سلمه در را گشود و على عليه السّلام وارد شد و در حضور پيامبر نـشست و ساكت و آرام سر به زير افكند پيامبر از سكوت على همه چيز را فهميد و فرمود گـويـا حـاجـتـى دارى و على عليه السّلام حاجتش را گفت . پيامبر برخاست و به نزد زهرا رفـت و فـرمـود دخترم من همواره از خدا مى خواستم كه تو را به عقد بهترين مخلوق خود در آورد و اكنون او به خواستگارى تو آمده چه پاسخ مى دهى ؟
فاطمه سكوت كرد اما سكوتش چنان پرمعنا و گويا بود كه پيامبر لب به تكبير گشود و فرمود:
سكوت دخترم نشانه رضاى اوست و چگونه مى توانست راضى نباشد كه خدا خود به محمد صلّى الله عليه و آله فرموده :
اگر على را نمى آفريدم در روى زمين همشانى براى فاطمه نبود.
پـس از مـراسـم خـواسـتـگـارى و عـقـد، عـلى عـليـه السـّلام زره خـود را فـروخـت و پـيـامـبر پول آنرا به عده اى از اصحاب داد تا براى زندگى فاطمه و على اثاثيه تهيه نمايند و چون اثاثيه منزل فاطمه را به حضور رسول خدا آوردند فرمود خداوندا زندگى را بر گروهى كه بيشتر ظروف آنان سفال است مبارك گردان .
هـنـگـامـى كـه زفـاف فـاطـمـه فرا رسيد پيامبر در حق هر دو دعا كرد و بدينسان زندگى زناشوئى على و فاطمه آغاز شد.ريخت و پاش ناميمون 
اَلا وَ اِنَّ اِعْطاءَ الْمالِ فى غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذيرٌ وَ اِسْرافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ صاحِبَهُ فِى الدُّنْيا وَ يَضَعُهُ فِى الاَّْخِرَةِ وَ يُكْرِمُهُ فِى النّاسِ وَ يُهينُهُ عِنْدَ اللّهِ.(112)
آگـاه بـاشـيـد كـه بخشيدن مال (بيت المال ) در مورد ناشايست ، اسراف و تبذير است و اسراف گرچه صاحبش را در دنيا بالا مى برد ولى در آخرت ساقطش مى نمايد. و در ميان مردم عزيز مى دارد ولى در نزد خدا پست و خوارش مى سازد.
رفتار با اسيران خيبر

بطور مثال: پس از پايان جنگ خيبر و پيروزى سپاه اسلام تعدادى از زنان يهودى اسير را به خدمت پيامبر اسلام (ص) آورده و پيامبر كه در آن زمان بسيار مقتدر و رئيس اعلاى دينى و سياسى مسلمين بودند، شخصاً زنهاى اسير را مورد تفقد قرار داده، و در آنها حالتى از نگرانى و تغيير احوال ملاحظه فرمودند، و به همين جهت سئوال كردند كه: چرا متأثر و نگران هستيد؟!

زنان اسير در پاسخ حضرت با چهره‏اى حاكى از غم و اندوه چنين معروض داشتند: اى محمد... ا