ز افراد كم درآمد ساليانه (12) درهم دريافت مى‏كرد، و همين تسهيلات و قوانين انسانى اسلام بود كه آنان را راغب به اسلام مى‏نمود.

4 ـ خراج، و آن عبارت از پول اجاره سرزمينهاى بلاد كفار است، كه توسط مسلمين فتح شده است.

در نظام اسلامى جز موارد فوق پولى به عنوان ماليات از مردم گرفته نمى‏شود، بنا بر اين ماليات بر سفر، اقامت، دخول و خروج از يك مملكت، نوسازى، ساختمان، مغازه، آب، برق، تلفن و دهها موارد ديگر همه و همه در اسلام نيست.

سئوال: آيا تنها آن چهار موردى را كه در ماليات اسلامى ذكر كرديد، جهت اداره مملكت و انجام خدمات دولت كفايت مى‏كند؟

پاسخ: آرى، بلكه اضافه هم مى‏آيد كه آن اضافه بعنوان صلحه و جوايز بيت‏المال، بطور مساوى به عموم مسلمين داده مى‏شود و اين شيوه از زمان خود پيامبر اسلام (ص) آغاز شد، كه آن حضرت اموال اضافى بيت‏المال را ساليانه چند بار بطور مساوى در ميان كليه مسلمين تقسيم مى‏كرده و تا زمان آخرين خليفه عثمانى ادامه داشت، البته تعدادى از خلفا و فرمانروايان ماليات ديگرى را هم گاهى دريافت مى‏كرده، كه تمام علماى مسلمين آنها را منحرف مى‏دانسته‏اند.

و علت اين افزايش بر مصارف دولت اين بوده كه در نظام اسلامى، دولت كارمندان زيادى ندارد، و تمام كارها و خدمات به مردم سپرده مى‏شود، تا سرمايه‏گذارى كنند و اجحاف نكنند، و دولت فقط ناظر است و لذا هميشه پول بيت‏المال اضافه مى‏آمده حتى در حالتهاى بحرانى و شرايط جنگى هيچيك از رهبران اسلامى بيش از آن ماليات چهارگانه، چيز ديگرى از مردم نمىگرفتند، مثلا پيامبر بزرگ اسلام (ص) در طول بيش از ده سال، كه غالبا در حال دفاع از تجاوزات جنگى كفار بود، و حضرت امير مؤمنان كه در طول حدود پنج سال دوران حكومت خود در مبارزه با جنگ افروزان به سر مى‏برد، هيچگاه حتى يك درهم به زور از مردم دريافت نكردند، بلكه بعنوان اعانه و كمك گاهى پولهائى جمع‏آورى مىكردند.

در زمانى كه تعدادى از مسلمين ثروتمند بودند، گاهى پيامبر اسلام (ص) از شدت گرسنگى سه شبانه روز به شكم مبارك خود سنگ مى‏بست و غذائى نداشت، حضرت صديقه كبرى فاطمه زهرا (ع) از شدت گرسنگى رنگ مباركشان دگرگون مى‏شد و حضرت امام حسن و امام حسين (ع) دراثر گرسنگى بمانند دو جوجه مى‏لرزيدند، و اصحاب صفّه (كه جايگاهى در مسجد بوده و فقراى مسلمين آنجا اجتماع مى‏كرده‏اند) برهنه و نيمه برهنه و بسيارى از شبها گرسنه مى‏خوابيده‏اند با اين وجود هيچ تاريخى ننوشته كه پيامبر اسلام (ص) جز در موارد چهارگانه حتى يك درهم از ثروتمندان بعنوان ديگرى به زور گرفته باشد، چون اسلام پاسدار جان و اموال مردم است.

و در كتاب وسايل الشيعة، باب سيزدهم كتاب الزكات، روايتى از امير مؤمنان(ع) نقل كرده، كه اهميت حفظ حقوق و اموال مردم را بيان مى‏كند:

حضرت امير مؤمنان براى عاملين خود جهت دريافت ماليات، در توصيه نامه‏اى چنين مى‏نوشت:

همراه با تقواى خدا (وحده لا شريك له) حركت كن، و مواظب باش كه هيچ مسلمانى را مترسانى، و به زور و اكراه از زمين او رد نشوى، و مواظب باش كه بيش از حق خدا از اموال او درياف نكنى، پس اگر به يك آبادى رسيدى، در خارج آن در كنار منبع و يا قنات آب آنها پياده شو، بدون اينكه وارد خانه‏هايشان گردى، آنگاه با آرامش و وقار بسوى آنان حركت كن تا به ميان آنان برسى، پس نخست با روئى گشاده سلام كن و بگو: اى بندگان خدا، ولى و جانشين خدا مرا بسوى شما فرستاده تا حق خدا را از شما بستانم، پس آيا از حقوق خدا چيزى به شما تعلق گرفته تا آن را به ولىّ او برسانم؟ در اين حال اگر كسى گفت: نه، ديگر از او بازخواست مكن، و اگر كسى هم گفت: آرى، با او حركت كن بدون اينكه او را بترسانى يا تهديد كنى، يا در مشكلات بيندازى و يا اينكه او را رنج و زحمت اندازى.

آنگاه آنچه را كه آن شخص از طلا و يا نقره بتو تقديم داشت، بپذير و مواظب باش هيچگاه مسلمانى را اهانت و حتى يك يهودى يا نصرانى را براى خراج مورد ضرب و توهين قرار ندهى، و هيچ حيوان باركشى را جهت تأمين ماليات بفروش نرسانى، زيرا ما مأمور گشته‏ايم از اموال اضافى آنان ماليات دريافت كنيم.

و در روايتى از حضرت امام جعفر صادق(ع) از پدران بزرگوارش از حضرت امير مؤمنان على(ع) چنين آمده كه: پيامبر اسلام(ص) از اجبار مردم بر پرداخت ماليات نهى كرده و فرموده است، كه گفته مردم در تعلق و يا عدم تعلق ماليات اسلامى بر آنها كافى است، و جايز نيست كه سالانه دو بار از مردم ماليات دريافت شود، كه جز سالانه يكبار ممنوع است، همچنين پيامبر اسلام (ص) از دريافت ماليات اجبارى، يا با ايراد ضرب و شدت و يا بيش از طاقت مردم نهى كرده، و به مأمور ماليات دستور فرموده كه با رعايت عدالت، جز ماليات آنچه را كه در دست مردم مى‏بييند، چيز ديگرى را مطالبه نكند.

و در آئين اسلام هركس كه حقوق خدا و حقوق مردم را بپردازد، بقيه دارائيش محترم است و هيچكس بهيچ عنوان حق تعرض به ثروت و دارائى مشروع مردم را ندارد.بيت المال

كليد بيت‏المال مسلمين در اختيار پيامبر و امام و در زمان غيبت امام بايد در اختيار مراجع تقليد و رهبران دادگر و شايسته‏اى باشد، بطورى كه حتى به مقدار يك درهم نيز حيف و ميل نگردد، و حتى خود رهبران اسلامى و يا قضات آنها، يا اينكه از حقوق بيت‏المال استفاده نمى‏كرده و از دسترنج خود امرار معاش مى‏نموده‏اند، و يا اينكه در صورت استفاده، جز به مقدار مورد نياز خود از آن بر نمى‏داشته‏اند.

مثلا پس از پايان جنگ حنين به نفع مسلمين، غنايم جنگى بسيارى بدست سپاه اسلام افتاد، و پيامبر بزرگ اسلام(ص) چند موى شتر را بدست گرفته و فرمودند: من حتى اين مقدار هم از مال شما نخواهم برداشت و اين غنايم به عموم مسلمين تعلق دارد.

و در روايت ديگرى از پيامبر بزرگ چنين وارد شده: اگر اموال شما مثل كوههاى (تهامه) در اختيار باشد، آن را در ميان شما عادلانه تقسيم مى‏كنم و شما مرا دروغگو، ترسان، و بخيل نمى‏يابيد.

پيامبر اسلام تمام اموال بيت‏المال را در ميان مسلمين قسمت كرد، تا جائى كه به هنگام رحلت نزد مردى يهودى چيزى را برسم رهن و گرو گذاشته بود، تا مقدارى غذا براى مصرف خود و خانواده‏اش تهيه كند.

و امير مؤمنان امام على(ع) نيز به پيروى از پيامبر اسلام اموال بيت‏المال را در ميان مردم تقسيم مى‏كرد، حتى دارائى خود را نيز در راه خدا انفاق كرد، تا جائى كه به هنگام شهادت در حدود هفتصد هزار درهم بدهكار بود، با وجودى كه پولهاى زيادى در بيت‏المال به اختيار آن حضرت بود و امام تمام آنها را تقسيم مى‏نمود، و اگر گاهى براى خود چيزى بر مى‏داشت، تنها به قدر سهميه ساير مسلمين به خود حق مى‏داد.

حضرت پيامبر (ص) و امير مؤمنان (ع) هميشه مردم را از سوء استفاده در امور مالى و بويژه اموال مربوط به بيت‏المال مسلمين برحذر مى‏داشتند، و احترام حقوق مردم را گوشزد مى‏نمودند.

در روايتى آمده: به هنگام توزيع غنائم خيبر توسط پيامبر اسلام (ص) قطعه پار