اعلموا عبادالله ! اءن التقوى دار حصن عزيز، و الفجور دار حصن ذليل ... اءلا و بالتقوى تقطع حمة الخطايا .
اى بندگان خدا! بدانيد كه تقوا پناهگاهى محكم و استوار است و بدكارى و گناه حصارى ذلت آور است ... آگاه باشيد كه با پرهيزگارى مى توان زهر گناهان را از بين برد. (1453)
1460. پرهيزگارى و سلامتى بدن 
اءلا اءفضل من صحة البدن تقوى القلب .
آگاه باشيد كه پرهيزگارى دل ، از صحت بدن بالاتر است . (1454)
1461. زايل كننده پرهيزگارى 
من كثر كلامه كثر خطؤ ه ، و من كثر خطؤ ه قل حياؤ ه ، و من قل حياؤ ه قل ورعه ، و من قل ورعه مات قلبه ، و من مات قلبه دخل النار .
آن كه زياد حرف بزند اشتباهش زياد خواهد بود و آن كه اشتباهش زياد گردد حيا و شرمش كم شود و كسى كه شرمش كم شود، پرهيزگارى اش كم شود و آن كه پرهيزگارى اش كم گردد قلبش بميرد و آن كه قلبش بميرد داخل جهنم شود.
1462. جلوگيرى از سقوط در مهلكه (1455)
الزهد ثروة ، و الورع جنة .
زهد ثروت ، و پرهيزگارى سپر (از سقوط در مهلكه ها) است . (1456)
1463. انسان پارسا
قال عليه السلام لهمام فى وصف المتقين : اءرادتهم الدنيا فلم يريدوها .
به همام در توصيف پرهيزگاران مى فرمايد: دنيا آنان را خواست ، اما آنان دنيا را نخواستند. (1457)
1464. سرور اخلاق 
التقى رئيس الاخلاق .
پرهيزگارى ، سرور و رئيس اخلاق است . (1458)
1465. بزرگى و پرهيزكارى 
لا كرم كالتقوى .
هيچ بزرگى و ارجمندى به پاى پرهيزگارى نرسد. (1459)
1466. نشانه ايمان 
الايمان اءن تؤ ثر الصدق حيث يضرك ، على الكذب حيث ينفعك ، و الا يكون فى حديثك فضل عن عملك ، و اءن تتقى الله فى حديث غيرك .
نشانه ايمان آن است كه راستگويى را در آن جا كه به زيان توست به دروغ گويى كه به سود توست برگزينى ، بيش از آن چه عمل مى كنى نگويى و در نقل حديث از ديگران تقواى الهى را منظور دارى . (1460)
1467. عمل در درگاه خداوند
لا يقل عمل مع التقوى ، و كيف يقل ما يتقبل ؟
هيچ كارى كه باتقوا همراه است كم محسوب نشود، چگونه مى توان كم شمرد آن عملى كه قبول درگاه حق شده است ؟
1468. حالات پرهيزگاران (1461)
فى صفة المتقين : غضوا اءبصارهم عما حرم الله عليهم ، و وقفوا اءسماعهم على العالم النافع لهم .
در صفت مردم باتقوا فرمود:
چشمان خود را از آن چه كه به آنان تحريم فرموده است پوشيدند و گوش هاى خود را به آن علم كه براى آنان سودمند است فرا دادند. (1462)
1469. تقوا، دواى درد جان ها
ان تقوى الله دواء داء قلوبكم ، و بصر عمى اءفئدتكم ، و شفاء مرض ‍ اءجسادكم .
همانا تقواى خداوندى براى شما دواى درددل ها است و چشمى براى كورى دل ها و شفاى بيمارى جسدها. (1463)
1470. توصيه به تقواى الهى 
اءوصيكم عبادالله بتقوى الله التى هى الزاد و بها المعاذ: زاد مبلغ ، و معاذ منجح .
اى بندگان خدا! من شما را به تقوا و پرهيز از خشم خدا سفارش مى كنم . تقوايى كه توشه آخرت است و به وسيله آن پناه يافتن از عذاب الهى حاصل مى گردد، توشه اى رساننده انسان به سعادت و پناهگاهى رستگارى آور. (1464)
1471. اثرات پرهيزگارى 
من اءخذ بالتقوى عزبت عنه الشدائد بعد دنوها... و هطلت عليه الكرامة بعد قحوطها، و تحدبت عليه الرحمة بعد نفورها، و تفرجت عليه النعم بعد نضوبها، و بلت عليه البركة بعد ارذاذها .
هر كس تقوا را پيشه ساخت ، سختى ها از وى دور و ناپديد شد. كرامت بر او باريدن گرفت ، پس از آن كه از وى بريده بود و رحمت خداوندى با لطف و محبت به او روى آورد پس از فرار و نفرت از وى و چشمه سارهاى نعمت ها براى او شكافت و روان گشت ، بعد از فروكش كردن و ناياب شدن آن ها و باران بركت پس از كم شدن آن بر او باريدن گرفت .
1472. نكوهش دنيا (1465)
لا خير فى شى ء من اءزوادها الا التقوى .
خير و خوبى در هيچ يك از توشه هاى دنيا نيست مگر در تقوا و پرهيزگارى .(1466)
1473. نگريستن به نشانه هاى تقوا
اءين العقول المستصبحة بمصابيح الهدى ، و الابصار اللامحة الى النار التقوى !
كجا هستند (و يا چه شدند) آن عقولى كه از انوار هدايت روشنى ها كسب كرده اند؟ و كجا هستند آن ديده هاى ديده ور كه به نشانه هاى تقوا مى نگرند؟(1467)
1474. رابطه تقوا و خصومت 
لا يستطيع اءن يتقى الله من خاصم .
هر كس كه در خصومت مبالغه كند نمى تواند تقوا براى خدا داشته باشد. (1468)
1475. پند تقوا
و سيق الذين اتقوا ربهم الى الجنة زمرا قد اءمن العذاب ، و انقطع العتاب . و زحرحوا عن النار. و اطماءنت بهم الدار، و رضوا المثوى و القرار. الذين كانت اعمالهم فى الدنيا زاكية . و اءعينهم باكية . و كان ليلهم فى دنياهم نهارا، تخشعا و استغفارا؛ و كان نهار هم ليلا، توحشا و انقطاعا. فجعل الله لهم الجنة مآبا، و الجزاء ثوابا، و كانوا اءحق بها و اءهلها فى ملك دائم ، و نعيم قائم .
و آنان كه تقوا ورزيدند، گروه گروه رهسپار بهشت شدند در امنيت از عذاب و انقطاع از ملامت . آنان از آتش بركنار گشتند و در جايگاه امن و آرامش قرار يافتند و به آن منزلگاه ابدى و قرارگاه جاودانى خشنود گشتند.
اينان كسانى بودند كه اعمالشان پاكيزه و چشمانشان (از ترس خطاها) گريان بود.
شب تاريك به جهت بيدارى هاى با خشوع و استغفار در زندگى دنيوى بريا آنان روز بود و روزشان به جهت وحشت از ارتكاب زشتى ها و انقطاع از پيشگاه خداوندى شب ظلمانى . خداوند بهشت را براى آنان منزلگاه نهايى و ثواب را پاداش قرار داد كه سزاوارش بودند و شايسته همنشينى با بهشتيان ، در ملكى ابدى و نعمت هايى پايدار. (1469)
1476. نكوهش طمع 
فى صفة المتقين : فمن علامة اءحدهم انك ترى له قوة فى دين ... و صبرا فى شدة ، و طلبا فى حلال . و نشاطا فى هدى . و تحرجا عن طمع .
در توصيف پرهيزگاران مى فرمايد:
از علامت هاى هر يك از اين مردم تزكيه شده اين است كه در او قوت در دين مى بينى و صبر در سختى و طلب روزى حلال و نشاط در هدايت و دورى از طمع . (1470)
1477. تقواى خاشعانه 
اتقوا الله تقية من سمع فخشع ، واقترف فاعترف ، و وجل فعمل ، و حاذر فبادر، و اءيقن فاءحسن ، و عبر فاعتبر .
به خدا تقوا بورزيد، تقواى كسى كه شنيد و خشوع كرد، گناه اندوخت و اعتراف كرد، ترسيد و عمل نمود، حذر كرد و به انجام اعمال نيكو مبادرت ورزيد، به مقام يقين رسيد و به نيكوكارى پرداخت ، وسيله عبرت بر او عرضه شد و عبرت گرفت . (1471)
1478. راه روشنى به سوى بهشت 
ان التقوى فى اليوم الحرز و الجنة ، و فى غد الطريق الجنة مسلكها واضح ، و سالكها رابح .
تقوا امروز نگه دارنده و سپرى در برابر آلودگى ها است و فردا راهى است به سوى بهشت . مسير تقوا روشن است و رونده آن راه ، برنده سود. (1472)
1479. تواضع متقين 
فى صفة المتقين : اذا زكى اءحد منهم خاف مما يقال له ، فيقول : اءنا اءعلم بنفسى من غيرى ، و ربى اءعلم بى منى بنفسى ! اللهم لا تؤ اخذنى بما يقولون ، واجعلنى اءفضل مما يظنون ، واغفرلى ما لا يعلمون !
در اوصاف متقين فرمود: در آن هنگام كه از يكى از اين دلباختگان كمال تعريف و تمجيد شود، از آن چه كه درباره اش گفته مى شود، مى ترسد؛ لذا در برابر تعظيم كننده مى گويد: من به نفس خود از ديگران داناترم و پروردگار من به نفس من داناتر از من است . بارخدايا! مرا درباره آن چه كه به من