يز ديگر!.

ما بايد براى پيشرفت خود، عوامل دشمن را بسنجيم و بشناسيم، تا بدانيم او چرا نيرومند است و ما نيستيم؟!.

مثلا در كشور اشغال شده فلسطين كه هم‏اكنون بدست اسرائيليان و صهيونيستها اداره مى‏شود، اگر ريشه‏يابى كنيم كه چگونه آنان توانسته‏اند در ميان دريائى از مسلمين و در قلب اعراب، با وجود حالت جنگ هميشگى پيوسته باقى مانده و روز بروز به پيش بتازند؟! خواهيم يافت كه آنان چگونگى سعادت و ترقى در دنيا را از اسلام آموخته و به مرحله اجرا گذاشته‏اند. بطور مثال در كشور اسرائيل تعدد احزاب، آزادى اظهار نظر، آزادى انتخابات، آزادى مطبوعات و ديگر آزاديها براى مردم تأمين شده و اخوت و برادرى در سايه? دين كليمى را در اسرائيل مشاهده مى‏كنيد، چنانچه در پاره‏اى از كتابها و همچنين روزنامه‏هاى خارجى آمده: كه انسان در كشور اسرائيل به جامعه غريب و شگفت‏آورى بر مى‏خورد: افراد يهودى اعم از سياه، سپيد، سرخ پوست، زرد پوست، آفريقائى، آسيائى، اروپائى، آمريكائى همه باهم برابر و با وجود اختلافات زياد در رنگ، زبان و آداب و رسوم با يكديگر مجتمع و متحد هستند.

وآنگهى آنان دين خود را جزو سياستشان دانسته، و معيار را در درجه اخلاص به آئين يهود و خدمت به يهوديان قرار داده‏اند، به عنوان نمونه بگزارشى كه در يك روزنامه عربى چند سال پيش بچاپ رسيده بود توجه فرمائيد:

(قبل از انتخاب (مناخيم بگين) برياست دولت اسرائيل، رقيب انتخاباتى او كانديداتورى خود را پس گرفته و انصرافش را اعلام نمود، و همين كار موجب شد كه بگين به قدرت برسد و علت انصراف رقيب بگين در حزب مخالفش اين بود كه حزب طرفدار بگين چند روزى قبل از انجام انتخابات اعلام كرد كه همسر آقاى (شيمون پرز) رقيب انتخاباتى بگين، مبلغ دو هزار دلار بعنوان پس‏انداز در بانكهاى آمريكا سپرده، و اين دليل بى‏اعتمادى بر بانكهاى اسرائيلى است، و هرچه او و همسرش از اين مسئله دفاع كردند، كه آمريكا دوست اسرائيل است و همسر آقاى پرز در راه سفر به دليل ترس از دزدان اين كار را كرده اما دفاع آنها مؤثر واقع نشد و بالاخره همين اتهام ناچيز موجب پيروزى بگين در انتخابات شد).

همچنين اسرائيل مردم خود را تشويق به ازدواج و افزايش فرزندان مى‏كند، و يك نفر كه در زمان شاه مخلوع از ايران براى معالجه به اسرائيل سفر كرده بود، نقل مى‏كند: در آنجا بيشتر زنان كارمند در بيمارستان و مكانهاى ديگر را حامله يافتم، از يكى علت اين كار را پرسيدم؟ گفت: دولت اسرائيل ما را تشويق به حامله شدن و تكثير نسل مى‏كند.

و در يك گزارش روزنامه عربى ديدم كه مجموعه مطبوعات اسرائيل در جرايد و مجلات بيش از جرايد و مجلات تمام كشورهاى عربى است، و اصدار مجله و يا روزنامه در اسرائيل مجاز و آزاد است، و همچنين در حدود يك هزار روزنامه و مجله و صدها ايستگاه راديوئى طرفدار اسرائيل در خارج اين كشور پيوسته به نفع اسرائيل تبليغات مى‏كنند.

لازم توجه :

از اين چند نمونه‏اى كه در اسرائيل معمول است، تذكر چند نكته را لازم مى‏دانيم:

1 ـ تأمين آزادى در اسرائيل و سركوبى آزادى در اغلب كشورهاى اسلامى، موجب پيشرفت آنان شده، كه اسلام نيز آزادى را محترم و سركوبى آن را حرام شمرده، اما اين قانون اسلامى را متأسفانه دشمن مورد بهره‏بردارى قرار مى‏دهد.

2 ـ اخوت و برادرى در سايه دين را اسرائيل عمل مى‏كند، و مسلمين از آن دور شده و در ميان خود مرزهائى قائل هستند كه تمام اين مرزها برخلاف اسلام بوده، و متأسفانه از اين قانون اسلامى نيز دشمن بهره مى‏برد.

3 ـ اسرائيل براى رهبران خود اخلاص به دين و مردم را شرط مى‏داند و اين قانونى است اسلامى كه غالبا مسلمين بدان پشت پا زده‏اند.

4 ـ اسرائيل مردم را تشويق به ازدواج و تكثير نسل مى‏كند برخلاف اغلب مسلمين كه نسل خود را محدود و يا عقيم مى‏سازند و شعار (فرزند كمتر، زندگى بهتر) را سر مى‏دهند، در حالى كه پيامبر بزرگ اسلام(ص) فرمود: ازدواج كنيد و تكثير نسل كنيد كه من با كثرت شما روز قيامت بر امتهاى ديگر مباهات مى‏كنم حتى اگر فرزندان شما سقط شده هم باشند.

5 ـ در اسرائيل مطبوعات آزاد و در اغلب كشورهاى اسلامى بسيار محدود و تحت مقررات است و كسى حق اخراج روزنامه و يا مجله ندارد مگر با رضايت مقامات، آنهم تحت شرايطى كمرشكن و در صورت اجازه هم بايد تحت نظارت دولت و توجيه كننده اعمال آن باشد.

6 ـ اسرائيل همه گونه تبليغات در سراسر دنيا دارد بر خلاف مسلمين.

البته اسرائيل بعنوان يك نمونه از دشمن محارب ما بود، و الا همين اوضاع و احوال در ديگر كشورهاى باصطلاح دمكراتيك نيز وجود دارد، كه اميد است با رشد و آگاهى يك ميليارد مسلمان و شناخت صحيح آنان از اسلام و معارف اسلام بزودى مسلمين از خواب سنگين خود بيدار شده، و مجددا قدرت و عظمت خود را باز يابند. انشاءالله.حاكميت امير مؤمنان

س1: چرا در زمان امير مؤمنان على(ع) اوضاع آرام نشده و مكتب حاكميت نيافت؟ و چرا آن حضرت پيوسته مشغول جنگ جمل يا صفين و يا نهروان بود؟

ج: جنگ با رئيس دولتى دليل بر عدم آرامى اوضاع و عدم حاكميت مكتب نيست، چنانچه در زمان پيامبر بزرگ هم دهها جنگ رخ داد، پس جنگ با يك رهبر دليل بر عدم قدرت و حاكميت او و يا مكتبش نيست.

س2: پس چرا آن حضرت از كار ياران و اطرافيان خودش آه مى‏كشيد، و تأسف مى‏خورد؟

ج: زيرا آن حضرت مى‏خواست بدون كيفر دادن به افراد و بدون خونريزى، كشور را اداره كند، و بجاى مجازات افراد و خشونت با تبهكاران، منطق را حاكم كند تا اسوه باشد و رحمت اسلامى را به مرحله اجرا گذارد، چرا كه خداوند متعال ارحم الراحمين است، و در روايات چنين آمده كه: به اخلاق خدائى خو بگيريد، و همچنين پيامبر بزرگ اسلام (ص) رحمتى براى تمامى عالميان بوده، و على(ع) نيز رحمت براى همگان بود.

و اگر امير مؤمنان آدمكشى، خونريزى، زندان و شكنجه مى‏كرد، تا به امروز يك فرمانرواى نمونه و شايسته‏اى براى جهانيان جهت حل مشكلاتشان نبود، همانطورى كه آقاى (برناردشو) در حق پيامبر (ص) مى‏گويد: (محمد است كه اگر امروزه زنده و برانگيخته شود، مى‏تواند مشكلات جهانيان را حل كند).

و لذا مشاهده مى‏شود كه امام على(ع) كسانى را كه ناسزايش گفتند، آزارش دادند و مورد اهانت قرارش دادند، مورد عفو و بخشش قرار داد.

و حتى هنگامى كه عده‏اى بر عليه آن امام عظيم‏الشأن دست به تظاهرات زدند، امام نخست فرزندش امام حسن(ع) را به سوى آنان فرستاد تا ارشاد شان كند، و هنگامى كه اصرار آنان را بر تظاهرات ضد خود ديد، آزادشان گذاشت و اين آيه شريفه را تلاوت فرمود (و من يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدى و يتبع غـير سبيل المـؤمنين نولـه ما تولى و نصله جهنم و سائت مصيراً)(15) يعنى: كسى كه با پيامبر ستيزه جوئى كند، پس از آنكه راه هدايت برايش شناخته شده، و جز راه مؤمنان را پيروى كند، با آنچه كه دوست داشت قرارش داده، و به جهنم واصلش مى‏كنيم، و جهنم بدسرنوشتى است.

بنا بر اين قدرت و حاكمي