 مى گويند مؤ اخذه مفرما و مرا از آن كه مى گويند برتر فرما و آن چه را كه درباره من نمى دانند براى من ببخش و عفو فرما. (1473)
1480. رابطه تقوا و حفظ زبان 
والله ما اءرى عبدا يتقى تقوى تنفعه حتى يخزن لسانه .
سوگند به خدا، من بنده اى را نمى بينم كه تقواورزيدن سودى به حال او داشته باشدت ، مگر اين كه زبان خود را حفظ كند. (1474)
1481. دو توصيه مهم 
اءوصيكم ، اءيها الناس ! بتقوى الله و كثرة حمده على آلائه اليكم .
اى مردم ! شما را توصيه مى كنم به تقواى الهى و كثرت ستايش خداوند براى عطايابى كه به شما نازل نموده . (1475)
1482. بندگان شكرگزار خداوند
اءوصيكم بتقوى الله فانها حق الله عليكم ... لم تبرح عارضه نفسها على الامم الماضين منكم ، والغابرين لحاجتهم اليها غدا، اذا اءعاد الله ما اءبدى ، و اءخذ ما اءعطى ، و ساءل عما اءسدى . فما اءقل من قبلها و حملها حق حملها! اءولئك الاقلون عددا .
شما را به تقواى خداوندى توصيه مى كنم ؛ زيرا تقوا حق خداوندى بر ذمه شما است . همواره تقواى خود را بر اقوام و ملل گذشته و پوسيده در زير خاك ها عرضه نموده است ؛ زيرا فردا همه آنان به نتايج آن صفت سازنده نيازمند خواهند بود و در آن هنگام كه خداوند آن چه را كه ايجاد كرده بود برگرداند و آن چه را كه داده بود باز گيرد و از احسانى كه فرموده بود سؤ ال كند، پس چه اندك اند كسانى كه تقوا را قبول كنند و آن چنان كه شايسته تقوا است به آن عمل كنند. آنان در شمارش در اقليت اند و آنان هستند كه خداوند سبحان در كتاب عزيزش توصيف نموده است . آن جا كه مى فرمايد: و اندك اند بندگان شكرگزار من . (1476)
1483. شستشوى گناهان باتقوا
اءوصيكم بتقوى الله ... و اءشعروها قلوبكم ، و ارحضوا بها ذنوبكم ... اءلا فصونوها و تصونوا بها .
شما را به تقواى خداوندى توصيه مى كنم ؛ و آن را به دل هايتان قابل پذيرش ‍ و اشعار بداريد و گناهانتان را به وسيله تقوا بشوييد. تقوا را از آلودگى ها حفظ كنيد تا به وسيله آن محفوظ و مصون از انحرافات شويد. (1477)
1484. وصيت به تقوا
اءوصيكم بتقوى الله اءعذر بما اءنذر، و احتج بما نهج .
من شما را به تقواى خداوندى توصيه مى كنم كه (بابلاغ نتايج ناگوار اعمال زشت به وسيله پيامبران و براهين وجدانى ) جاى عذرى نگذاشته است و با طرق روشنى كه پيش پاى شما گسترده احتجاج نموده است . (1478)
1485. حق تقوا
اتقوا الله تقية من شمر تجريدا وجدا تشميرا، و كمش فى مهل ، و بادر عن وجل ، و نظر فى كرة الموئل و عاقبة المصدر و مغبة المرجع .
تقوى بورزيد به خداوند، مانند تقوى كسى كه براى قطع علاقه از تمايلاتى نفسانى دامن همت به كمر زده و در آمادگى نهايت كوشش را به كار بسته و با حفظ متانت روح مركب حركت را سخت رانده و با احساس بيم و هراس ‍ پيش دستى نموده و به مقصد نهايى و پايان كار و عاقبتى كه به آن خواهد رسيد نگريسته است . (1479)
1486. وصيت به پرهيزگارى 
اءوصيكم عبادالله بتقوى الله الذى اءلبسكم الرياش و اءسبغ عليكم المعاش .
اى بندگان خدا! شما را به تقوى خدايى كه لباس بر شما پوشاند و معيشت را براى شما فراهم فرمود توصيه مى كنم .
1487. در سايه پيشگاه خداوندى (1480)
اعلموا! اءنه من يتق الله يجعل مخرجا من الفتن ، و نورا من الظلم ، و يخلده فيما اشتهت نفسه ، و ينزله منزل الكرامة عنده . فى دار اصطنعها لنفسه . ظلها عرشه . و نورها بهجته . و زوارها ملائكته . و رفقاؤ ها رسله .
بدانيد كه هر كس براى خداوند تقوا بورزيد، خداوند براى او راه نجات از فتنه ها را قرار مى دهد و نورى رها سازنده از تاريكى ها را. و خداوند انسان باتقوا را در آن موقعيت كه نفسش آن را مى خواهد جاودان مى دارد و او را در جايگاه كرامت در نزد خود در مقامى كه براى پيشگاه خود ساخته است فرود مى آورد، سايه آن پيشگاه عظمت عرش اوست و نور آن جلوه اى از جمالش . زائران آن فرشتگان خداوندى و دوستانش رسولان او. (1481)
1488. تقواى اولياء خدا
ان تقوى الله حمت اءولياء الله محارمه ، و اءلزمت قلوبهم مخافته ، حتى اءسهرت لياليهم ، و اءظماء هواجرهم . فاءخذوا الراحة بالنصب ، و الرى بالظما. و استقربوا الاجل فبادروا العمل .
قطعى است كه تقواى الهى اولياء خدا را از ارتكاب محرماتش بازداشت و خوف الهى را به دل هاى آنان ملازم نمود تا آنان را به بيدارى در شب وادار كرد و به تشنگى در روزهاى گرم آنان آسايش در آخرت را با قبول مشقت در دنيا به دست آوردند و سيرابى (از چشمه سارهاى ابديت را) با قبول تشنگى (در اين دنياى گذران ) هم آنان مدت عمر را نزديك تلقى نمودند و در نتيجه پيشدستى به عمل نمودند. (1482)
1489. كليد هدايت 
ذمتى بما اءقول رهينة ، و انا به زعيم . ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزته التقوى عن تفحم الشبهات ... الا و ان الخطايا خيل شمس حمل عليها اءهلها، و خلعت لجمها، فتقحمت بهم فى النار. الا و ان التقوى مطايا ذلل ، حمل عليها اءهلها، و اءعطوا اءزمتها، فاءوردتهم الجنة .
تعهد خود را در گرو سخنى كه مى گويم قرار مى دهم و ضمانت آن را بر عهده مى گيرم ، كسى كه اندرزها و وسايل تجربه كيفرهاى پيش رويش را بر وى آشكار بسازد خويشتن دارى و تقوا او را از تجاوز و ارتكاب اشتباهات باز مى دارد.
به شما هشدار مى دهم ! خطاهايى كه مردم مرتكب مى شوند، چونان اسب ها چموش اند كه خطاكاران سوار بر آن ها گشته با افسارهايى از دست رفته در بيراهه ها و سنگلاخ ‌ها مى تازند. پايان اين تاخت و تاز طغيانگرانه آتش است . آگاه باشيد! اوصاف تقوا چونان مركب هايى رامند، كه انسان متقى بر آن ها سوار گشته زمام به دست ، راهى بهشت الهى اند.
1490. تقوا بورزيد از اين پروردگار (1483)
اءوصيكم بتقوى الله الذى ابتداء خلقكم ، و اليه يكون معادكم ، و به نجاح طلبتكم ، و اليه منتهى رغبتكم ، و نحوه قصد سبيلكم .
من توصيه مى كنم شما را به تقواى خداوندى كه آفرينش شما را آغاز كرد و به سوى او است برگشت شما. و از او است توفيق براى وصول به مطلوبتان ، و به سوى است نهايت رغبت شما و پيشگاه او است راه صحيح . (1484)
1491. كليد رستگارى 
ان تقوى الله مفتاح سداد، و ذخيرة معاد، و عتق من كل ملكة ، و نجاة من كل هلكة . بها ينجح الطالب ، و ينجو الهارب ، و تنال الرغائب .
قطعى است كه تقواى الهى كليد رستگارى است و ذخيره براى قيامت ، و آزادى از هر عادت ثابت ، و نجات از هر گونه هلاكت به وسيله تقوا است كه هر جوينده به مقصود خود رسد و هر گريزان نجات پيدا كند و با اين صفت شريف است كه براى هر آرمان توفيق وصول حاصل آيد. (1485)
1492. دو سفارش عظيم 
اءوصيكم عبادالله بتقوى الله ، و اءحذركم اءهل النفاق 
اى بندگان خدا! شما را به تقواى الهى توصيه مى كنم و از اهل نفاق برحذر مى دارم . (1486)
1493. برحذر از دنيا و پيشه گرفتن تقوا
اءوصيكم عبادالله ، بتقوى الله ، و اءحذركم الدنيا .
اى بندگان خدا! شما را به تقواى الهى توصيه مى كنم و از دنيا برحذر مى دارم . (1487)
1494. نيرومندى بوسيله پرهيزگارى 
قطعوا علائق الدنيا، و استظهروا بزاد التقوى 
پيوندهاى دنيا را از خويشتن ببريد و با توشه پرهيزگارى خود را نيرومند گردانيد. (1488)
1495. 