ت را به تفصيل،مطرح كرد. (نامه به مالك اشتر،و غير آن)

×طرح اصول ادارى مملكت

×صحرا شناسى (براى امور سوق الجيشى)

×تهيه پايگاه حكومتى (انتقال از مدينه به كوفه،براى آن بود كه مركزيت اسلامى داشته باشد)

امام،شرط صحيح پايگاه حكومتى را بيان داشت.

×قاعده نظام و سپاهيگرى را نهاد.

×تهيه پاسگاه جنگى-تشكيل شوراى جنگى-طرح جنگ اردوئى

×ساخت‏خندق-ساخت منجنيق سه طبقه (اين ساختيها با نظارت و طرح امام صورت مى‏گرفت.)

×ساخت دژ جنگى (براى مقاومت)

×طرح خراب كردن سد دشمن (بوسيله كشتى جنگى)

×فن قلعه گيرى

×اجراى فرم دايره‏اى يا مربع شكل براى دفاع (ابتدا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن را تعليم داد.)

×تاسيس نيروى دريائى و توسعه آن

×گزارش نويسى جنگى (فتح عرب بر ايران را تعليل نمود و بيان فرمود كه:«اختلافات طبقاتى ايران،مايه شكست‏بود.»)

×پل سازى،براى عبور لشكر از رودخانه

×سنگين چين سازى،براى پيش‏گيرى از تيرهاى دشمن ( تهيه سنگر)

(از كتاب‏«خداوند علم و شمشير-رودلف ژايگر آلمانى‏»)

در خاتمه خوبست امام را در رابطه با ايران و ايرانيان (به نقل از يك نويسنده خارجى) بشناسيم،بدين فهرست هم توجه كنيد:

×حسابداران بيت المال همه ايرانى بودند (بعضى غير مسلمان هم بودند.)

×حمام‏ها را معمار ايرانى ساخت (و عرب را با حمام آشنا كرد.)

×بذر گندم را از ايران آورد و در مدينه و طائف،كشت آن را عملى ساخت.

×عده زيادى از ايرانيان،براى كمكهاى جنگى و سپاهيگرى،دعوت امام را پذيرفتند و به‏«مدائن‏»آمدند.

×امام به پارسى پهلوى سخن مى‏گفت (امام به سربازان ايرانى،به فارسى حرف مى‏زد.)

×نوشته‏هايى فراوان در خانه امام،به خط ايرانى بود (نه عربى)

(امام به خط پهلوى،نامه‏اى به‏«فيروزان‏»نوشت.)

(از كتاب‏«خداوند علم و شمشير-رودلف ژايگر)

حال تصور كنيد:اگر ساير آثارى كه به گونه‏اى تفصيلى،زندگى امير المؤمنين على عليه السلام را نگاشته‏اند،بررسى شود،چقدر نكات دقيق‏تر،از خدمات حكومتى آن امام بزرگ،به نظر خواهد رسيد.

و اى كاش مى‏توانستيم متون درسى مدرسه مديريت،و ادبيات و طب،و ساير علوم را كه زير نظر آن وجود كريم،تعليم مى‏شد،مى‏يافتيم،كه بهترين طرح دروس مجامع دانشگاهى بدست مى‏آمد. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:727.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:728.txt">مقدمه مترجم</a><a class="text" href="w:text:729.txt">فصل اول:در كثرت خصايص اميرالمؤمنين</a><a class="text" href="w:text:730.txt">فصل دوم: در پيشى گرفتن او به تلاوت و يگانگى او در حفظ قرآن</a><a class="text" href="w:text:731.txt">فصل سوم: در پيشى گرفتن او به ديگران در جمع آورى قرآن</a><a class="text" href="w:text:732.txt">فصل چهارم: يگانگى او در شناخت قرآن </a><a class="text" href="w:text:733.txt">فصل پنجم: در كثرت آنچه از قرآن به طور كلى درباره على و اولاد و خاندان او نازل شده است</a><a class="text" href="w:text:734.txt">فصل ششم: دربيان اينكه منظور از «يا ايها الذين آمنوا»</a><a class="text" href="w:text:735.txt">ذكر آياتى كه درباره اهل بيت پيامبر (ص) نازل شده (فاتحه ـ رعد)</a><a class="text" href="w:text:736.txt">ذكر آياتى كه درباره اهل بيت پيامبر (ص) نازل شده (ابراهيم ـ زمر)</a><a class="text" href="w:text:737.txt">ذكر آياتى كه درباره اهل بيت پيامبر (ص) نازل شده (مؤمن ـ كوثر)</a></body></html>نام کتاب : سيماى امام على (ع) در قرآن
(ترجمه كتاب شواهد التنزيل لقواعد التفضيل)

نویسنده : حاكم ابوالقاسم حسكانى (از علماى اهل سنت در قرن پنجم)

ترجمه : يعقوب جعفرى

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgمقدمه مترجم

ابعاد شخصيت والاى اميرالمؤمنين على عليه السلام آن چنان گسترده و فراگير است كه هيچ كس را توان آن نيست كه در انديشه رسيدن به عمق آن باشد و به گفته رسول گرامى اسلام: جز خدا و محمد هيچ كس على را آن چنان كه بايسته است نشناخته وبه گفته خود مولا: هيچ پرنده اى قدرت پرواز بر قله عظمت او را ندارد.

 

اين است كه مى بينيم در طول تاريخ، هزاران كس درباره آن بزرگوار گفته اند و نوشته اند و آثار هنرى آفريده اند، ولى همگى به ناتوانى خود اعتراف كرده اند و هيچ كدام جز گوشه اى از شايستگى هاى آن امام عظيم را ننموده اند.

كارهاى بزرگى صورت گرفته ولى هنوز هم ميدان براى انجام كارهاى بزرگتر باز است و دنياى امروز كه تشنه حق و عدالت و در آرزوى پى ريزى شهرى ناكجاآباد است، بيش از هر زمان ديگرى نيازمند آگاهى هاى لازم در زمينه شخصيت امام وآشنايى با انديشه هاى تابناك آن بزرگوار است و بر شيعيان و رهروان راه اوست كه كارى كارستان كنند و چهره ملكوتى و آرمانهاى والاى او رابه جهان امروز بشناسانند و در اين راه از ابزار و وسايل ارتباطى شگفت آور روز بهره ببرند.

عشق به على عشق به همه خوبى هاست و محبت او مطمئن ترين راه تقرب به خدا و رسيدن به كمالات انسانى است و به همين جهت است كه پيامبر اسلام پيوسته و در هر فرصتى محبت على را توصيه مى كرد و امت اسلامى را به سوى او رهنمون مى شد و آثار و نتايج سودمند محبت آن يگانه را در دنيا و آخرت برمى شمرد واين تأكيد و تكرار نه از جهت علايق شخصى، بلكه به فرمان خداوند بود و رسول خدا مأمور رساندن اين پيام ها بود و حتى گاهى از ترس حرف مردم در رساندن برخى از اين پيام ها اندكى درنگ مى كرد وبلافاصله مورد خطاب الهى قرار مى گرفت و از او خواسته مى شد كه درنگ نكند، يك نمونه آن، آيه مربوط به غدير خم است كه خداوند به پيامبرش گوشزد مى كند كه اگر پيام الهى در مورد وصايت على را نرساند، گويا كه رسالت خود را ابلاغ نكرده است وسپس اطمينان مى دهد كه او را از مردم حفظ خواهد كرد.

علىّ بن ابى طالب(ع) ولىّ خدا و محبّ خدا و محبوب خدا بود،اين است كه مى بينيم در جاى جاى قرآن از على وفضيلت هاى او ياد شده است و با نگاهى به كتاب هاى تفسيرى وحديثى و كتاب هاى خاصى كه تحت عنوان «مناقب» نوشته شده، حضور گسترده على را در آيات قرانى به روشنى درمى يابيم و مى بينيم كه آيات بسيارى از قرآن كريم به وجود آن حضرت تفسير و تأويل شده است و اين تفسير و تأويل تنها از سوى دانشمندان شيعه نقل نشده بلكه دانشمندان اهل سنت نيز در اين كوى سبق برده اند و روايات مربوط به اين مطلب را به طور گسترده و با اسناد فراوان و با عشق و علاقه ذكر كرده اند و گاهى در اين باره كتاب هاى مستقلى نوشته اند و آيات مربوط به اميرالمؤمنين را گردآورى كرده اند و اين، علاوه بر كتاب هاى بسيارى است كه تحت عنوان «مناقب» تأليف نموده اند و در آنها فصل مشبعى را راجع به آيات مربوط به على آورده اند.

از جمله كتاب هايى كه به طور مستقل در خصوص آيات نازل شده درباره على (ع) از طرف علماى اهل سنت تأليف شده است، مى توان از كتاب هاى زير ياد كرد:

ـ ما اُنزل من القرآن فى اميرالمؤمنين ;

   تأليف: ابوالحسن احمدبن محمدبن ميمون قزوينى ;

ـ ما نزل من القرآن فى اميرالمؤمنين ;

   تأليف ابوالفرج اصفهانى (علىّ بن الحسين) متوفى سال 356 ;

ـ ما انزل من القرآن فى على ;

   تأليف: حسين بن حكم بن مسلم حبرى متوفى سال