 286 ;

ـ ما نزل من القرآن فى على ـ يا ـ المنتزع من القرآن العزيز فى مناقب مولانا اميرالمؤمنين ;

   تأليف: ابونعيم اصفهانى (احمدبن عبدالله بن اسحاق) متوفى سال 430 ;

ـ ما نزل من القران فى على ـ يا ـ نزول القرآن فى شأن اميرالمؤمنين ;

   تأليف: ابوبكر محمدبن مؤمن شيرازى از علماى قرن چهارم ;

ـ ما نزل من القرآن فى على ;

   تأليف: ابوالحامد مظفربن ابى بكراحمد حنفى رازى آقسرائى متوفى 631 ;

ـ ما نزل من القرآن فى على ;

    تأليف: عبدالعزيز بن يحيى بن احمد جلودى متوفى سال 332;(1)

ـ الآيات النازلة فى اهل البيت ;

   تأليف: ابومحمد ابن فحّام حسن بن محمد مقرى شافعى متوفى سال 458 ;

ـ ابانة ما فى التنزيل من مناقب آل الرسول ;

   تأليف: احمدبن حسن بن على، ابوالعباس طوسى متوفى سال 384 ;(1)

ـ مانزل من القرآن فى اميرالمؤمنين ;

   تأليف: ابوبكر بن مردويه ;

ـ مانزل من القرآن فى على ;

   تأليف: هارون بن عمر بن عبدالعزيز مجاشعى (2)

ـ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل (كتاب حاضر).

در ميان اين كتاب ها، كتاب شواهد التنزيل تأليف حافظ كبير ابوالقاسم عبيدالله بن عبدالله بن احمد معروف به حاكم حسكانى نيشابورى از علماى قرن پنجم هجرى(زنده در سال 470) كه درباره اهل بيت پيامبر عموما و اميرالمؤمنين خصوصا تأليف شده است، نظم و ترتيب جالبى دارد وهمه روايات آن با ذكر سند است و گاهى براى يك حديث چندين سند آورده است. در اين كتاب 210 آيه را به ترتيب سوره هاى قرآن آورده و در ذيل هر كدام رواياتى را از مشايخ خود نقل كرده است، مجموع اين روايات كه در تفسير آن آيات آمده بيش از 1200 روايت است.

مؤلف كتاب ابوالقاسم حاكم حسكانى از محدثان و حافظان بزرگ اهل سنت و اهل نيشابور بود و به گفته شاگردش عبدالغافر او پيرو مذهب ابوحنيفه بود(3) شرح حال او در بسيارى از كتب تراجم آمده است، از جمله ذهبى او را ضمن طبقه 14 محدثان آورده و از او به عنوان شيخ متقن كه عنايت تمامى به علم حديث داشت

2-درباره سه كتاب اخير، رجوع شود به: معجم ما كتب عن الرسول و اهل البيت تأليف عبدالجبار رفاعى ج 6 ص 311 به بعد

3-عبدالغافربن اسماعيل، تاريخ نيسابور (المنتخب من السياق) ص 464 ياد كرده است.(3)

كتاب شواهد التنزيل با تحقيق و تعليقات سودمند محقق مفضال شيخ محمد باقر محمودى در بيروت در يك مجلد و در ايران در دو مجلد به اضافه يك جلد فهرست چاپ شده و نگارنده سالهاست كه با آن مأنوس است و در تفسيرى كه به نام «تفسير كوثر» در دست تأليف دارد، در آيات مربوط به ولايت از آن بهره جسته است.

مدت ها بود كه با خود مى انديشيدم كه اين كتاب را به فارسى ترجمه كنم و آن را به هموطنانى كه شيفته اميرالمؤمنين هستند، تقديم كنم ولى به اين كار موفق نمى شدم، با اعلام سال جارى به عنوان سال اميرالمؤمنين، اين فكر در من تقويت شد و علاقه بيشترى به ترجمه اين كتاب پيدا كردم; ولى در عين حال كار نوشتن تفسير مرا از آن باز مى داشت تا اينكه روزى در اين باره به قرآن تفأل كردم و اين آيه در بالاى صفحه سمت راست قرآن قرار داشت:

وَ هُدُوا اِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا اِلى صِراطِ الْحَميدِ (4)

«و به سوى سخن پاكيزه هدايت شدند و به سوى راه خداوند شايسته ستايش هدايت شدند.»

گويا كه قرآن با من سخن مى گفت و مرا به اين كار تشويق مى كرد، ترديدها از ميان رفت و ديگر درنگ روا نبود، براى انجام اين كار مدتى نوشتن تفسير را متوقف كردم و به ترجمه كتاب پرداختم.

شيوه ما در ترجمه اين كتاب چنين بود كه سندهاى روايات را نياورديم چون براى عموم سودى نداشت و اهل تحقيق هم در صورت نياز به متن عربى مراجعه مى كنند، همچنين رواياتى را كه متن آنها تكرارى بود ولى با سندهاى ديگر هم نقل شده بود; نياورديم و به يكى از آنها بسنده كرديم ولى تذكر داديم كه اين روايت با سندهاى ديگر هم نقل شده است; البته اگر ميان آن روايات تفاوت هاى مهمى بود همه را آورديم. همچنين پاورقى هاى محقق محترم آقاى محمودى را به همان دليلى كه در بالا گفتيم، ترجمه نكرديم و فقط در مواردى با استفاده از اين پاورقى ها برخى از روايات متن را، در پاورقى به كتاب هاى ديگر نيز ارجاع داديم. ضمناً براى تتميم فايده، متن عربى روايات را هم آورديم. البته در شماره آيات و گاهى در متن آيات اشتباهاتى بود كه تصحيح كرديم.

اميد است كه رهروان راه آن امام بزرگوار اين اثر را مورد توجه قرار دهند و با مطالعه آن بر نورانيت دل هاى خود بيفزايند و از تماشاى سيماى تابناك امام على در آيينه قرآن لذت ببرند.

قم ـ يعقوب جعفرى
19 آبان 1379
12 شعبان 1421

پى‏نوشتها:

1) درباره مشخصات اين كتاب ها، رجوع شود به كتاب: اهل البيت فى المكتبة العربية تأليف علامه محقق سيد عبدالعزيز طباطبائى رحمة الله عليه، از انتشارات مؤسسه آل البيت قم. ص444 به بعد.
2) رجوع شود به همان ص 14
3) ذهبى تذكرة الحفاظ ج 2 ص 1200
4) سوره حج، آيه 24.
بسم الله الرحمن الرحيم

سپاس خداوندى را كه هر كدام از اولياى خود را كه بخواهد با انواع كرامت ها گرامى مى دارد و او را با افزونى در مقام و منزلت و بالا بردن درجه ها، نعمت مى بخشد و بهترين درودها و صلوات بر پيامبر برگزيده او و خاندانش باد.

خبر داد مرا شيخ بزرگوار علىّ بن حمزة بن رشكى كه عمرش طولانى باد، گفت: خبر داد مرا پسر مصنف وهب الله بن على حسكانى حذاء، گفت: امام حاكم حسكانى كه خدا از او راضى باشد مى گويد:

اما بعد، برخى از كسانى كه رياست بر عوام پيدا كرده اند و از اصحاب «ابن كرام»(1) هستند، در اين روزها در مجلس خود نشسته و گروه بسيارى گرد او جمع شده اند و او با عيبجويى درباره نقيب و سرپرست علويان، آن گروه را گمراه مى سازد و تا جايى غلوّ كرده و در پايين آوردن مقام پدران او پيش رفته كه گفته است: هيچ يك از مفسران نگفته اند كه سوره «هل اتى على الانسان» و نه چيز ديگرى از قرآن درباره على و اهل بيت او نازل شده است.

من جرئت او را نكوهيدم و دروغ و بهتان او را بزرگ شمردم و منتظر شدم كه از علما و بزرگان كسى پاسخگوى او باشد ولى كارى صورت نگرفت جز از طرف قاضى امام عماد الاسلام ابوالعلا صاعدبن محمد (قدس روحه) كه فقط برخى از خواص خود را كه در آن مجلس حاضر شده بودند، مورد عتاب قرار داده و از اين كار زشت چشم پوشى كرده است، با اينكه مدعى بود كه به امر به معروف و نهى از منكر اهتمام خاصى دارد. اين بود كه بر خود لازم ديدم كه اين شبهه را از ياران دفع كنم و به همين جهت به گردآورى اين كتاب مبادرت نمودم و در آن همه آياتى را كه گفته شده در حق اهل بيت نازل گشته و يا درباره آنان تفسير گرديده و يا بر آنان حمل شده است، آوردم و از نقد اسانيد روايات اعراض كردم و اين به جهت انبوهى و فراوانى آن بود و از باب تهوّر نبود و آن را «شواهد التنزيل لقواعد التفضيل» ناميدم و خدا ما را بس است و او توفيق دهنده و نگهبان خوبى است.

پيش از آوردن آياتى كه درباره اين خاندان نازل شده است، چند فصل را كه ارتباط تنگاتنگى با مطالب كتاب دارد ذكر مى كنيم:
فصل اول:در كثرت خصايص اميرالمؤمن