 بياناً و نوراً «للمتقين» علىّ بن ابى طالب الذي لم يشرك بالله طرفة عين، اتقى الشرك وعبادة الأوثان وأخلص لله العبادة، يبعث إلى الجنّة بغير حساب هو و شيعته.

از عبدالله بن عباس درباره سخن خداوند: «ذلك الكتاب لاريب فيه هدى للمتقين» نقل شده كه گفت: يعنى شكى نيست كه آن از جانب خداوند است و به عنوان هدايت نازل شده; يعنى بيان و نور است براى پرهيزگاران، براى علىّ بن ابى طالب (ع) كه يك لحظه به خدا شريك قائل نشد، از شرك و پرستش بتها پرهيز نمود و عبادت را تنها براى خدا انجام داد. او و شيعيانش بدون حساب به سوى بهشت فرستاده مى شوند.

( 3 ) از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:

وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

و آنان همان رستگارانند.

(سوره بقره آيه 4)

107 ـ عن علىّ بن ابى طالب عليهم السلام قال: قال لي سلمان الفارسي: قلّما طلعتَ على رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) يا أباالحسن و أنا معه إلاّ ضرب بين كتفىّ وقال: يا سلمان هذا و حزبه هم المفلحون.

علىّ بن ابى طالب(ع) گفت: سلمان فارسى به من گفت: اى ابوالحسن كمتر اتفاق مى افتاد كه تو خدمت پبامبر مى رسيدى و من با او بودم مگر اينكه پيامبر به كتف من مى زد و مى فرمود: اى سلمان اين (على) و گروه او همان رستگارانند.

108 ـ عن علي قال: حدّثني سلمان الخير فقال: يا أبا الحسن قلّما أقبلت أنت و أنا عند رسول الله إلاّ قال: يا سلمان هذا و حزبه هم المفلحون يوم القيامة.

على(ع) فرمود: حديث كرد مرا سلمان خير گفت: اى ابوالحسن كمتر مى شد كه من و تو نزد پيامبر خدا بوديم مگر اينكه پيامبر مى فرمود: اى سلمان او و گروه او همان رستگاران در روز قيامت هستند.(5)

109 ـ 110ـ همين مضمون با سندهاى ديگر نيز نقل شده است.

( 4 ) و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:

وَ اِذا قيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النّاسُ

و زمانى كه به آنان گفته مى شود ايمان بياوريد همانگونه كه مردم ايمان آورده اند.

(سوره بقره آيه 13)

111 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (آمنوا كما آمن الناس) قال: علىّ بن ابى طالب و جعفر الطيار، و حمزة و سلمان و أبوذر، و عمّار، ومقداد، و حذيفة بن اليمان و غيرهم.

ابن عباس درباره سخن خداوند «آمنوا كما آمن الناس» گفت: علىّ بن ابى طالب (ع) و جعفر طيار و حمزه و سلمان و ابوذر و مقداد و حذيفة بن يمان و ديگران.

( 5 ) و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:

وَ اِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا

و چون با كسانى كه ايمان آورده اند ملاقات مى كنند، مى گويند: ايمان آورديم.

(سوره بقره آيه 14)

112 ـ عن محمد بن الحنفية قال: بينما أمير المؤمنين علىّ بن ابى طالب(ع) قد أقبل من خارج المدينة ومعه سلمان الفارسي و عمّار، وصهيب والمقداد، وأبوذر، إذ بصر بهم عبدالله بن أبي بن سلول المنافق و معه أصحابه، فلما دنى أميرالمؤمنين قال عبدالله بن أبي: مرحباً بسيد بني هاشم وصي رسول الله و أخيه و ختنه و أبي السبطين الباذل له ماله و نفسه فقال: ويلك يا ابن أبيّ أنت منافق أشهد عليك بنفاقك. فقال ابن أبيّ: وتقول مثل هذا لي؟ والله إني لمؤمن مثلك و مثل أصحابك. فقال عليّ ثكلتك أمك ما أنت إلا منافق. ثم أقبل إلى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فأخبره بما جرى فأنزل الله تعالى: (وإذا لقوا الذين آمنوا) وإذا لقي ابن سلول أميرالمؤمنين المصدق بالتنزيل (قالوا آمنا)، يعني صدقنا بمحمد والقرآن، (وإذا خلوا إلى شياطينهم) من المنافقين (قالوا: إنا معكم) في الكفر والشرك (إنما نحن مستهزؤن) بعلىّ بن ابى طالب و أصحابه. يقول الله تعالى تبكيتاً لهم: «الله يستهزء بهم» يعني يجازيهم في الآخرة جزاء استهزائهم بعلي و أصحابه رضي الله عنهم.

محمد بن حنفيه گفت: اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب(ع) از بيرون مدينه مى آمد و سلمان فارسى و عمار و صهيب و مقداد و ابوذر با او بودند، در اين هنگام عبدالله بن ابىّ بن سلول منافق كه همراه با يارانش بود، آنها را ديدند، وقتى اميرالمؤمنين نزديك شد، عبدالله بن ابىّ گفت: مرحبا به سرور بنى هاشم و وصى پيامبر خدا و برادر و داماد او و پدر دو نوه پيامبر كه مال و جانش را در راه پيامبر بذل مى كند، على فرمود: واى بر تو اى پسر ابىّ تو منافق هستى و من به منافق بودن تو گواهى مى دهم. پس ابن ابىّ گفت: درباره من چنين مى گويى؟ سوگند به خدا من نيز مانند تو و ياران تو مؤمن هستم. على گفت: مادرت در عزايت نشيند تو جز يك منافق نيستى.

سپس نزد پيامبر خدا آمد و جريان را به آن حضرت خبر داد، پس اين آيه نازل شد: «واذا لقوا الذين آمنوا» يعنى وقتى ابن سلول (و ياران او) با اميرالمؤمنين كه با قرآن مورد تصديق قرار گرفته، ملاقات مى كنند، مى گويند: ايمان آورديم، يعنى محمد و قرآن را تصديق كرديم و چون با شياطين خود از منافقان خلوت مى كنند، مى گويند ما در كفر و شرك با شما هستيم، همانا ما علىّ بن ابى طالب(ع) و ياران او را مسخره مى كنيم. خداوند جهت كوبيدن آنها مى گويد: خداوند آنان را مسخره مى كند، يعنى آنان را در روز آخرت به سزاى اينكه على و اصحاب او را مسخره كرده اند مجازات خواهد نمود.

( 6 )

و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:

وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ

و مژده بده كسانى را كه ايمان آورده اند و عمل شايسته انجام داده اند.

(سوره بقره آيه 25)

113 ـ عن ابن عبّاس قال: ممّا نزل من القرآن خاصّة في رسول الله وعليّ وأهل بيته من سورة البقرة: (وَبَشِّرِ الَّذِيْنَ آمنوا) الآية، نزلت فى عليّ و حمزة و جعفر و عبيدة بن الحارث بن عبدالمطلب.

وأخرجه الحبري في تفسيره برواية أبي بكر محمد بن صفوان الواسطي عنه، رأيته بمرو نسخة عتيقة.

ابن عباس گفت: از آياتى كه در خصوص پيامبر و على و خاندان او از سوره بقره نازل شده، اين آيه است: «وبشّر الذين آمنوا» كه درباره على و حمزه و جعفر و عبيدة بن حارث بن عبدالمطلب نازل شده است.

اين روايت را حبرى در تفسير خود از ابوبكر محمد بن صفوان واسطى نقل كرده و من آن را در نسخه عتيقه اى در مرو ديدم.

( 7 )

و از آياتى كه درباره آنان نازل شد سخن خداوند به فرشتگان است:

اِنّى جاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَليفَةً

همانا من در روى زمين جانشينى قرار مى دهم.

(سوره بقره آيه 30)

114 ـ عن عبدالله بن مسعود قال: وقعت الخلافة من الله عزوجل في القرآن لثلاثة نفر: لآدم عليه السلام لقول الله عزوجلّ: (وَإذ قال ربّك للملائكة إني جاعل في الأرض خليفة) يعني آدم، قالوا: «أتجعل فيها» يعني أتخلق فيها «من يفسد فيها» يعني يعمل بالمعاصي بعدما صلحت بالطاعة، نظيرها: «ولا تفسدوا في الأرض بعد إصلاحها» يعني لا تعملوا ليفسد فيها» يعني ليعمل فيها بالمعاصي «ونحن نسبّح بحمدك» يعني نذكرك، (ونقدّس لك) يعني ونطهّر لك الأرض. «قال: إنّي أعلم ما لا تعلمون» يعني سبق في علمي أنّ آدم و ذرّيته سكّان الأرض و أنتم سكان السماء.

والخليفة الثاني داود صلوات الله عليه لقوله تعالى: (يا داود إنّا جَعلناك خليفة في الأرض) يعني أرض بيت الم