ز سجده كردند.

به عباس گفتم: اى عباس كار بزرگى است. عباس گفت: آرى كار بزرگى است، آيا اين جوان را مى شناسى؟ گفتم: نه. گفت: اين محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب پسر برادر من است. آيا اين پسربچه را مى شناسى؟ گفتم: نه. گفت: او علىّ بن ابى طالب(ع) است. او نيز پسر برادر من است. آيا اين زن را مى شناسى؟ گفتم: نه. گفت: او خديجه دختر خويلد همسر اوست. اين پسر برادرم خبر مى دهد كه پروردگار او پروردگار آسمانها و زمين است و اوست كه وى را به اين دينى كه بر آن است فرمان داده. به خدا سوگند در روى زمين جز اين سه نفر، بر اين دين نيستند.

( 10 )

و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:

وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ وَ اِنَّها لَكَبيرَةٌ اِلاّ عَلَى الْخاشِعينَ الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ

و بهوسيله صبر و نماز يارى بجوييد و همانا آن (نماز) گران است مگر براى خاشعان، همانان كه مى دانند كه پروردگارشان را ملاقات خواهند كرد.

(سوره بقره آيات 45 ـ 46)

126 ـ عن ابن عباس في قوله: (استعينوا بالصبر والصلاة وإنّها لكبيرة إلاّ على الخاشعين) قال: الخاشع: الذليل في صلاته، المقبل عليها، يعني رسول الله صلى الله عليه و علياً، عليه السلام. و قوله: (الَّذينَ يَظُنُّوْنَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إلَيْهِ راجِعُوْنَ)، نزلت في علي و عثمان بن مظعون، و عمّار بن ياسر و أصحاب لهم رضي الله عنهم.

ابن عباس درباره آيه: «استعينوا بالصبر والصلوة و انهالكبيرة الا على الخاشعين» گفت: «خاشع» كسى است كه در نماز خود فروتن باشد و به آن روى آورد; يعنى پيامبر خدا و على(ع) و درباره آيه «الذين يظنون انهم ملاقوا ربهم و انهم اليه راجعون» درباره على و عثمان بن مظعون و عماربن ياسر و ياران آنان كه خدا از آنان خوشنود باشد، نازل شده است.(10)

( 11 )

و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:

وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ

وكسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته كرده اند، آنان ياران بهشتند و در آن جاودانه هستند.

(سوره بقره آيه82)

127 ـ عن ابن عباس قال: مما نزل من القرآن خاصة في رسول الله و عليّ و أهل بيته من سورة البقرة قوله تعالى: (والذين آمنوا و عملوا الصالحات أولئك أصحاب الجنة هم فيها خالدون) نزلت في علي خاصة وهو أوّل مؤمن و أوّل مصلٍّ بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم.

ابن عباس گفت: از جمله آياتى كه در سوره بقره در خصوص پيامبر خدا و على و اهل بيت او نازل شده، سخن خداوند است: «والذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك اصحاب الجنة هم فيها خالدون» كه در خصوص علىّ بن ابى طالب نازل شده و او نخستين كسى بود كه ايمان آورد و نخستين كس پس از پيامبر خدا بود كه نماز خواند.

128 ـ عن ابن عباس قال: لعلي أربع خصال: هو أول عربي و عجمي صلى مع النبي صلى الله عليه و آله، وهو الذي كان لواؤه معه في كل زحف، وهو الذي صبر معه يوم المهراس انهزم الناس كلهم غيره، وهو الذي غسله، وهو الذي أدخله قبره.

ابن عباس گفت: على چهار خصلت داشت: او نخستين كس از عرب و عجم بود كه با پيامبر نماز خواند و او كسى بود كه پرچم پيامبر در هر جنگى با او بود و او كسى بود كه در روز سختى همراه پيامبر بود و همه مردم جز او شكست خوردند، و او كسى بود كه پيامبر را غسل داد و او را وارد قبر كرد.

( 12 )

و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:

وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدآءَ عَلَى النّاسِ

و اين چنين شما را امتى نمونه قرار داديم تا گواهان بر مردم باشيد.»

(سوره بقره آيه 143)

129 ـ عن سليم بن قيس عن علي عليه السلام قال: إنّ الله إيّانا عنى بقوله تعالى: (لتكونوا شهداء على الناس) فرسول الله شاهد علينا، ونحن شهداء الله على الناس على خلقه و حجته في أرضه، ونحن الذين قال الله جلّ اسمه فيهم: (وكذلك جعلناكم أمة وسطاً).

سليم بن قيس از على(ع) نقل مى كند كه گفت: همانا خداوند در اين سخن خود: «شهداء على الناس» ما را اراده كرده است، پيامبر گواه بر ما و ما گواهان خدا بر مردم و حجت او در زمينش هستيم و ما همان كسانى هستيم خدا درباره آنان

فرموده: «وكذلك جعلناكم امة وسطا»

( 13 )

و نيز درباره آنان نازل شده است:

وَ اِن كانَتْ لَكَبيرَةً اِلاّ عَلَى الَّذينَ هَدَى الله

و البته آن گران است مگر براى كسانى كه خدا آنان را هدايت كرده است.

(سوره بقره آيه 143)

130 ـ عن الحسن قال: كان علىّ بن ابى طالب من أوّل المهتدين ثم تلا: (وما جعلنا القبلة التي كنت عليها) الآية ]البقرة/143 [ فكان علي أوّل من هَداه الله مع النبي صلى الله عليه و آله و أوّل من لحق بالنبي صلى الله عليه و آله فقال له الحجاج: ترابي عراقي. قال: فقال الحسن: هو ما أقول لك.

حسن(11) گفت: علىّ بن ابى طالب(ع) نخستين هدايت شده بود و اين آيه را تلاوت كرد: «وما جعلنا القبلة التى كنت عليها... الا على الذين هدى الله» و گفت: على نخستين كسى بود كه خدا او را با پيامبر هدايت كرد و نخستين كسى بود كه به پيامبر ملحق شد. حجاج به او گفت: اين سخن از طرفداران ابوتراب و عراقى هاست. حسن گفت: همانگونه است كه به تو گفتم.

131 ـ قال الشعبي: قدمنا على الحجاج بن يوسف البصرة وكان الحسن آخر من دخل، ثم جعل الحجاج يذاكرنا و ينتقص علياً وينال منه، فنلنا منه مقاربة له وخوفاً من شرّه والحسن ساكت عاض على إبهامه، فقال له الحجاج: يا أبا سعيد ما لي أراك ساكتاً؟ فقال الحسن: ما عسيت أن أقول؟ قال الحجاج: أخبرني برأيك في أبي تراب. فقال الحسن: سمعت الله يقول: (وما جعلنا القبلة التي كنت عليها إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه، وإن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى الله، وما كان الله ليضيع إيمانكم إن الله بالناس لرؤف رحيم). فعلي ممن هداه الله و من أهل الإيمان، وعلي ابن عمّ رسول الله وختنه على ابنته أحبّ الناس إليه، وصاحب سوابق مباركات سبقت له من الله; لاتستطيع أنت ردها و لا أحد من الناس أن يحظرها عليه.

شعبى گفت: در بصره بر حجاج بن يوسف وارد شديم و حسن آخرين كسى بود كه وارد شد، آنگاه حجاج با ما صحبت مى كرد و از على خورده مى گرفت و ايراد مى كرد. ما نيز جهت نزديك شدن به او و از روى ترس از شرّ او، بااو همصدا بوديم ولى حسن ساكت بود و انگشت ابهامش را مى گزيد، حجاج به او گفت: اى ابوسعيد چه شده است كه تو را ساكت مى بينم؟ حسن گفت: مى خواستى چه بگويم؟ حجاج گفت: نظر خود را درباره ابوتراب بگو. حسن گفت: شنيدم كه خداوند فرمود: «وما جعلنا القبلة التى كنت عليها... الا على الذين هدى الله» على از كسانى است كه خدا او را هدايت كرده و از اهل ايمان است و على پسر عموى پيامبر و داماد او و محبوب ترين مردم نزد او بود و او داراى سابقه هاى مباركى است كه از سوى خدا به او رسيده است; تو و هيچ يك از مردم نمى توانيد آن ها را از او باز داريد.

132 ـ عن عبدالله بن عمر: قال الحجاج للحسن: ما تقول في أبي تراب؟