وبكر قبله فلمس بيده مخافة أن يكون دابة أو حية أو عقرب يؤذي النبي صلى الله عليه و آله و سلم فلما لم يجد شيئاً قال لرسول الله أدخل فدخل و كانت عيون المشركين يختلفون ينظرون إلى علي نائماً على فراش رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و عليه برد لرسول الله أخضر، فقال بعضهم لبعض شدوا عليه. فقالوا: الرجل نائم ولو كان يريد أن يهرب لهرب، ولكن دعوه حتى يقوم فتأخذوه أخذاً. فلما أصبح قام علي فأخذوه فقالوا: أين صاحبك؟ قال: ما أدري. فأيقنوا أنه قد توجه إلى يثرب وأنزل الله في علي: (ومن الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضاة الله) الآية.

سدّى در بيان حديث غار گفت: پيامبر به غار ثور رفت و به علىّ بن ابى طالب (ع) دستور داد كه در بستر او بخوابد و پيامبر رهسپار شد، ابوبكر در طلب پيامبر آمد و على به او گفت: پيامبر بيرون رفته است و ابوبكر دنبال پيامبر رفت، پس پيامبر صداى پاى ابوبكر را شنيد و گمان كرد كه او از قريش است و به راه رفتن خود سرعت داد، ابوبكر نخواست پيامبر به زحمت بيفتد و لذا با او سخن گفت و پيامبر او را شناخت پس با هم رفتند تا به غار رسيدند، چون پيامبر خواست واردشود، پيش از او ابوبكر وارد شد و آنجا را با دست خود لمس كرد از ترس اينكه حيوانى يا مارى يا عقربى در آنجا باشد و پيامبر را آسيب برساند. وقتى چيزى پيدا نكرد، به پيامبر گفت: داخل شود و او داخل شد; و جاسوسان مشركان آمد و شد مى كردند و به على مى نگريستند كه بر بستر پيامبر خدا خوابيده و برد سبز پيامبر بر روى اوست، بعضى از آنها به بعضى ديگر گفتند: بر او سخت گيرى كنيد، گفتند: اين مرد خوابيده و اگر مى خواست فرار كند تا به حال فرار كرده بود، او را رها كنيد تا برخيزد، آنگاه او را بگيرد، چون صبح شد، على برخاست و او را گرفتند و گفتند: رفيق تو كجاست؟ گفت : نمى دانم، يقين پيدا كردند كه او به سوى يثرب رفته است و اين آيه درباره على نازل شد: «ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله»

140 ـ عن علىّ بن الحسين قال: إن أول من شرى نفسه ابتغاء مرضاة الله علىّ بن ابى طالب.

علىّ بن الحسين گفت: نخستين كسى كه جان خود را در برابر خوشنودى هاى خداوند فروخت، علىّ بن ابى طالب بود.

141 ـ عن علىّ بن الحسين قال: أوّل من شرى نفسه لله عزوجل عليّ، ثم قرأ: (ومن الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضاة الله).

زاد الحاكم: عند مبيته على فراش رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم. ثم قالا: وقال علىّ بن ابى طالب عليه السلام:

وقيت بنفسى خير من وطىء الحصى *** ومن طاف بالبيت العتيق وبالحجر

رسول الهى خاف ان يمكروا به *** فنجّاه ذوالطول الاله من المكر

و بات رسول الله فى الغار آمنا *** موقى و فى حفظ الاله و فى ستر

و بتُّ اراعيهم و مايثبتوننى *** وقد وطنت نفسى على القتل والاسر

علىّ بن الحسين گفت: نخستين كسى كه جان خود را به خدا فروخت، علىّ بن ابى طالب(ع) بود، آنگاه اين آيه را خواند: «ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله»

حاكم (در مستدرك از قول علىّ بن الحسين ) اضافه مى كند كه موقع خوابيدن علىّ بن ابى طالب(ع) در بستر پيامبر، على چنين گفت:

با جان خودم نگهدارى كردم كسى را كه بهترين راه روندگان روى ريك زمين بود و بهترين كسى بود كه بيت عتيق و حجرالاسود را طواف كرد.

پيامبرى از سوى خدا كه ترسيد از اينكه درباره او نيرنگ كنند، پس خداوند صاحب احسان او را از نيرنگ نجات داد.

رسول خدا در غار در امنيت و حفظ شده در حفظ خدا و در پوشش ماند.

ومن همواره آنها را مراقبت كردم و نتوانستند مرا زندانى كنند و من خودم را براى كشته شدن و اسير شدن آماده كرده بودم.

142 ـ با سند ديگرى از علىّ بن الحسين، شبيه همين روايت با همين اشعار نقل شده است.

( 15 )

و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:

وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّه ذَوِى الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السّآئِلينَ وَ فِى الرِّقابِ

و مال را با همه علاقه اى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى كند.

(سوره بقره آيه 177)

143 ـ عن السدي قال: نزلت في علىّ بن ابى طالب في ناسخ القرآن و منسوخه.

سدى گفت: اين آيه در ناسخ و منسوخ قرآن درباره علىّ بن ابى طالب (ع) نازل شده است.

( 16 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللّهِ ...

ومَثَل كسانى كه اموال خود را براى جلب خوشنودى هاى خدا انفاق مى كنند...

(سوره بقره آيه 265)

144 ـ عن أبي جعفر عليه السلام قال: قوله: (ومثل الذين ينفقون أموالهم) قال: نزلت في علي عليه السلام.

ابوجعفر گفت: سخن خداوند: «ومثل الذين ينفقون اموالهم» درباره على نازل شده است.

145 ـ عن أبي عبدالله قال: (ومثل الذين ينفقون أموالهم ابتغاء مرضاة الله) قال: عليّ أفضلهم وهو كان ممّن ينفق ماله ابتغاء مرضاة الله.

ابوعبدالله گفت: «ومثل الذين ينفقون اموالهم» على بهترين آنهاست و او از كسانى بود كه مال خود را براى جلب خوشنودى هاى خدا انفاق مى كرد.

( 17 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

يُؤْتِى الْحِكْمَةَ مَنْ يَشآءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِىَ خَيْرًا كَثيرًا

خداوند حكمت را به هر كسى كه بخواهد مى دهد و به هر كس حكمت داده شود، به او خير فراوان داده شده.

(سوره بقره آيه 249)

146 ـ عن علقمة عن عبدالله قال: كنت عند رسول الله(ص) فسئل عن علي فقال: قسمت الحكمة عشرة أجزاء فأعطي عليّ تسعة أجزاء وأعطي الناس جزءاً واحداً.

علقمه از عبدالله نقل مى كند كه گفت: نزد پيامبر خدا بودم از او راجع به على پرسيده شد، گفت: حكمت به ده جزء تقسيم شده و نه جزء آن به على و يك جزء آن به مردم داده شده است.

147 ـ عن ابن عباس قال: قال رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم: من أراد أن ينظر إلى إبراهيم في حلمه و إلى نوح في حكمته و إلى يوسف في اجتماعه فلينظر إلى علىّ بن ابى طالب.

ابن عباس گفت: پيامبر فرمود: هركس بخواهد به ابراهيم در حلمش و به نوح در حكمتش و به يوسف در اجتماعش بنگرد، پس به علىّ بن ابى طالب(ع) نگاه كند.

148 ـ قال الربيع بن خثيم: مارأيت رجلا من يحبه أشد حباً من علىّ بن ابى طالب، ولا من يبغضه أشد بغضاً من علي ثم التفت فقال: (ومن يؤت الحكمة فقد أوتي خيراً كثيراً) يعني علياً.

ربيع بن خثيم گفت: مردى چون على را نديدم كه هر كس او را دوست بدارد، شديدترين محبت را داشته باشد و هر كس او را دشمن بدارد شديدترين دشمنى را داشته باشد. سپس گفت: «ومن يؤت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيراً» يعنى على.

149 ـ عامر بن مفضّل التغلبي قال: حضرت حسن بن صالح غير مرّة أسأله عن المسألة فيقول: قال فيه حكيم الحكماء علىّ بن ابى طالب.

عامربن مفضل گفت: بارها در مجلس حسن بن صالح حاضر شدم و از او مسأله پرسيدم و او گفت: در اين باره حكيم حكيمان علىّ بن ابى طالب(ع) چنين گفت.

150 ـ عن الربيع بن خثيم أنهم ذكروا عنده علياً فقال: لم أرهم يجدون عليه في حكمه والله تعالى يقول: (ومن يؤت الحكمة فقد أوتي خيراً ك