ره پيامبر خدا و على وزير او نازل شده هنگامى كه نزد آنان (يهود) آمدند و درباره دو نفر كه كشته شده بودند از آنان كمك خواستند.

حسكانى مى گويد: اين احاديث از تفسير حبرى نقل شد و من آنها را جمع آورى كردم و او اين روايت را با همان اسناد آورده است.

( 24 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ سَيَجْزِى اللّهُ الشّاكِرينَ

و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مى دهد.

(سوره آل عمران آيه 144)

187 ـ قال ابن عباس: ولقد شكر الله تعالى فعال علىّ بن ابى طالب في موضعين من القرآن: (وسيجزي الله الشاكرين) و (سنجزي الشاكرين) ]445 / آل عمران [.

ابن عباس گفت: خداوند در دو مورد از قرآن از كارهاى علىّ بن ابى طالب(ع) تشكر كرده است يكى «وسيجزى الله الشاكرين» و ديگرى: «وسنجزى الشاكرين» = به زودى سپاسگزاران را پاداش مى دهيم.»

188 ـ عن حذيفة بن اليمان قال: لما التقوا مع رسول الله بأحد وانهزم أصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و أقبل علي يضرب بسيفه بين يدي رسول الله مع أبى دجانة الأنصاري حتى كشف المشركين عن رسول الله، فأنزل الله: (ولقد كنتم تمنّون الموت ـ إلى قوله ـ وسيجزي الله الشاكرين). علياً وأبا دجانة و أنزل تبارك وتعالى: (وكأين من نبي قاتل معه ربّيون كثير) والكثير عشرة آلاف. إلى قوله: (والله يحب الصابرين) علياً وأبا دجانة.

حذيفة بن يمان گفت: وقتى سپاه دشمن در احد با پيامبر خدا روبرو شدند و اصحاب پيامبر شكست خوردند، على در مقابل او همراه با ابودجانه شمشير مى زد تا اينكه مشركان را از پيامبر دور ساخت، در اين هنگام اين آيه نازل شد: «ولقد كنتم تمنون الموت ـ تا ـ وسيجزى الله الشاكرين» كه منظور على و ابودجانه است و نيز اين آيه نازل شد: «وكأيّن من نبىّ قاتل معه ربيّون كثير = و چه بسا پيامبرى كه خداشناسان بسيارى همراه با او جنگيدند (كثير در اينجا ده هزار نفر است.) «والله يحب الصابرين = وخدا صبر كنندگان را دوست دارد.» كه منظور على و ابودجانه است.

( 25 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

ثَوابا مِن عِنْدِالله وَاللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثّوابِ وَ ما عِنْدَ اللّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ

پاداشى از جانب خدا و بهترين پاداش نزد خداست و آنچه نزد خداست براى نيكوكاران بهتر است.

(سوره آل عمران آيه 195)

189 ـ عن الأصبغ بن نباتة قال: سمعت علياً يقول: أخذ رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بيدي ثم قال: يا أخي قول الله تعالى: (ثواباً من عند الله والله عنده حسن الثواب و ما عند الله خير للأبرار) أنت الثواب و شيعتك الأبرار.

اصبغ بن نباته گفت: شنيدم علىّ بن ابى طالب(ع) مى گفت: پيامبر خدا دست مرا گرفت سپس گفت: اى برادر من، در سخن خداوند: «والله عنده حسن الثواب و ما عندالله خير للابرار» ثواب تو هستى و نيكوكاران شيعيان تو هستند.

190 ـ با سند ديگرى همين روايت از اصبغ بن نباته نقل شده است.

( 26 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

يآ أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد صبر كنيد و مقاومت نماييد و با هم پيوند داشته باشيد و از خدا پروا كنيد، باشد كه رستگار شويد.

(سوره آل عمران آيه 200)

191 ـ عن ابن عباس قال في تفسيره: (يَا أَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا اصْبِرُوْا وَصابِرُوْا) على محبّة علىّ بن ابى طالب عليه السلام (واتقوا الله) في محبة علىّ بن ابى طالب صلوات الله عليه و أولاده.

ابن عباس در تفسير سخن خداوند: «يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا» گفت: يعنى بر محبت علىّ بن ابى طالب(ع) شكيبايى كنيد. «واتقوا الله» يعنى در محبت علىّ بن ابى طالب(ع) و فرزندان او از خدا پروا كنيد.

192 ـ عن ابن عباس في قوله: (اِصْبِرُوا) يعني في أَنْفِسُكُمْ (وَصابِرُوا) يعني مع عدوّكم. (وَرابِطُوْا) في سَبِيْلِ الله (وَاتَّقُوا الله لَعَلكُمْ تُفَلِحُوْنَ) نزلت في رسول الله وعليّ و حمزة بن عبدالمطلب رضي الله تعالى عنهم.

ابن عباس گفت: «اصبروا» يعنى در نفس خود صبر كنيد «وصابروا» در برابر دشمن مقاومت كنيد «ورابطوا» در راه خدا به هم بپيونديد «واتقوا الله لعلكم تفلحون» اين آيه درباره پيامبر خدا و على و حمزه بن عبدالمطلب نازل شده است.

( 27 )

و از سوره نساء نازل شده است:

وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ

خويشتن را نكشيد.

(سوره نساء آيه 29)

193 ـ عن ابن عباس في قول الله تعالى: (ولا تقتلوا أنفسكم) قال: لا تقتلوا أهل بيت نبيكم(ص).

ابن عباس درباره سخن خداوند: «لاتقتلوا انفسكم» گفت: يعنى اهل بيت پيامبرتان را نكشيد.

194 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (ولا تقتلوا أنفسكم) قال: لا تقتلوا أهل بيت نبيكم إن الله يقول: (تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم) وكان أبناؤنا الحسن و الحسين، وكان نساؤنا فاطمة، و أنفسنا النبي و علي عليهم السلام.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «لاتقتلوا انفسكم» گفت: يعنى اهل بيت پيامبرتان را نكشيد، همانا خداوند مى فرمايد: «تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم» منظور از «ابناءنا = فرزندان ما» حسن و حسين و منظور از «نساءنا = زنان ما» فاطمه و منظور از «انفسنا = جان هاى ما» پيامبر و على عليهم السلام است.

( 28 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

أَمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى مآ آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِه

آيا به مردم در برابر آنچه كه خداوند از فضل خود به آنان داده است، حسد مى كنند؟

(سوره نساء آيه 54)

195 ـ عن جعفر بن محمد في قوله تعالى: (أم يحسدون الناس على ما آتاهم الله من فضله) قال: نحن المحسودون.

جعفر بن محمد درباره سخن خداوند «ام يحسدون الناس على ما آتاهم من فضله» گفت: حسد شدگان ما هستيم.

196 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (أم يحسدون الناس) قال: نحن الناس المحسدون و فضلة النبوة.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ام يحسدون الناس» گفت: مردمى كه حسد شده اند و باقى ماندگان نبوت ما هستيم.

197 ـ عن أبي الصباح قال: قال لي جعفر بن محمد: يا أباالصباح أما سمعت الله يقول في كتابه: (أم يحسدون الناس على ما آتاهم الله من فضله) الآية قلت: بلى أصلحك الله. قال: نحن و الله هم، نحن والله المحسودون.

ابوالصباح گفت: جعفر بن محمد به من گفت: اى ابوالصباح آيا سخن خداوند را نشنيدى كه فرمود: «ام يحسدون الناس على ما آتاهم الله من فضله» گفتم: آرى، خداوند حال تو را نيكو گرداند. گفت: به خدا سوگند آنان ما هستيم و ماييم كه مورد حسد واقع شده ايم.

198 ـ نظر خزيمة إلى علىّ بن ابى طالب فقاله له علي عليه السلام أماترى كيف أحسد على فضل الله بموضعي من رسول الله وما رزقنيه الله من العلم فيه؟ فقال خزيمة:

رأوا نعمة الله ليست عليهم *** عليك و فضلا بارعا لاتنازعه

من الدين و الدنيا جميعا لك المنى *** و فوق المنى اخلاقه و طبايعه

فعضّوا من الغيظ الطويل اكفّهم *** عليك و من لم يرض فالله خادعه

خزيمه به علىّ بن ابى طالب(ع) نگاه كرد، على به او گفت: آيا مى بينى كه چگونه به خاطر فضل خدا مورد حسد 