على أهل بيتك. فقال صلى الله عليه و اله و سلم: أنا مجيب في جميع ما قلت، أمّا قولك: إنّ قريشاً ستقول: ما أسرع ما خذل ابن عمّه، فقد قالوا لي أشدّ من ذلك، فقد قالوا: ساحر وكاهن و كذّاب. وأمّا قولك: أتعرّض للأجر من الله أفما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى غير أنه لا نبي بعدي وأما قولك: أتعرّض لفضل الله فهذا بهار من فلفل جاءنا من اليمن فبعه واستمتع به أنت و فاطمة حتى يأتيكم الله من فضله.

على (ع) گفت: رسول خدا اراده كرد در جنگى بجنگد، پس جعفر را خواند و به او فرمان داد كه در مدينه بماند او گفت: اى رسول خدا من هرگز از تو جدا نمى شوم. پس مرا خواند و پيش از آنكه من حرفى بزنم تصميم گرفت كه من بمانم، من گريه كردم، او گفت: يا على چه چيزى تو را وادار به گريه كرده؟ گفتم: يا رسول الله چند چيز مرا به گريه واداشته، فردا قريش مى گويند: چه زود پسر عموى خودش را رها كرد و او را خوار نمود. چيز ديگرى كه مرا مى گرياند اين است كه من مى خواستم در جهاد در راه خدا شركت كنم چون خداوند مى فرمايد: «آنان گامى برنمى دارند كه كفار را به خشم آورد... مگر اينكه براى آنان عمل صالح نوشته مى شود»(24) و من مى خواستم خود را در معرض فضل خدا قرار دهم. همچنين من از سهم (غنائمى) كه همراه با مسلمانان به من برسد و با آن به خودم و اهل بيت تو سودى برسانم، بى نياز نيستم.

پيامبر خدا(ص) فرمود: به همه آنچه گفتى پاسخ مى دهم: اما اين سخن تو كه قريش خواهند گفت كه چه زود پسر عموى خودش را خوار كرد، آنان درباره من شديدتر از اين را گفته اند، آنها گفتند: جادوگر و كاهن و كذّاب است.

و اما اينكه گفتى مى خواهم خود را در معرض پاداش خدا قرار دهم، آيا تو راضى نيستى كه از من به منزله هارون از موسى باشى جز اينكه پس از من پيامبرى نخواهد آمد.

و اما اينكه گفتى مى خواهم از فضل خدا بهره مند شوم، اين سيصد رطل فلفل است كه از يمن براى ما آمده، است به وسيله آن تو و فاطمه بهره جويى كنيد تا وقتى كه خداوند از فضل خود به شما برساند.

اين حديث را جماعت ديگرى هم نقل كرده اند و اين همان حديث «منزله» است كه استاد ما ابوحازم حافظ مى گفت: اين حديث را با پنج هزار سند تخريج كرده ام.

( 31 )

و از جمله آن آيات است سخن خداوند:

وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ

مِنَ النَّبِيّنَ وَ الصِّدّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقًا ذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَ كَفى بِاللّهِ عَليمًا

وهر كس خدا و پيامبر را اطاعت كند، آنان با كسانى خواهند بود كه

خدا به آنان نعمت داده است، از پيامبران و راستگويان و شهدا و نيكوكاران و اينان چه دوستان خوبى هستند! اين عنايتى از سوى خداست و از نظر آگاهى خداوند بسنده است.

(سوره نساء آيه 69)

206 ـ عن عبدالله بن عباس في قوله تعالى: (ومن يطع الله) يعني في فرائضه (والرسول) في سنته (فأولئك مع الذين أنعم الله عليهم من النبيين ـ يعني محمّداً ـ والصّدّيقين) يعني علىّ بن ابى طالب وكان أوّل من صدّق برسول الله صلى الله عليه و آله و سلم (والشهداء) يعني علىّ بن ابى طالب و جعفر الطيار، وحمزة بن عبدالمطلب والحسن والحسين، هؤلاء سادات الشهداء (والصالحين) يعنى سلمان و أباذرّ وصهيب وبلالاً و خبّاباً وعمّاراً (وحسن أولئك) أي الأئمة الأحد عشر رفيقاً يعني فى الجنة ذلك الفضل من الله وكفى بالله عليماً ) إن منزل عليّ وفاطمة والحسن و الحسين ومنزل رسول الله وهم في الجنّة واحد.

عبدالله بن عباس گفت: «ومن يطع الله» يعنى كسى كه خدا را در واجباتش اطاعت كند «والرسول» و پيامبر را در سنتش «فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين» يعنى محمد «والصديقين» يعنى علىّ بن ابى طالب و او نخستين كسى بود كه رسول خدا را تصديق كرد «والشهداء» يعنى علىّ بن ابى طالب(ع) و جعفر طيار و حمزة بن عبدالمطلب و حسن و حسين، اينان سروران شهيدان هستند «والصالحين» يعنى سلمان و ابوذر و صهيب و بلال و خبّاب و عمّار «ذلك الفضل من الله» همانا منزل على و فاطمه و حسن و حسين و منزل پيامبر در بهشت يكى است.

207 ـ عن علىّ بن موسى الرضا، قال: أخبرني أبي، عن أبيه جعفر، عن أبيه محمد ، عن أبيه علي عن أبيه الحسين عن أبيه علىّ بن ابى طالب عليهم السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فى هذه الآية: (فأولئك الذين أنعم الله عليهم) قال: (من النبيين) محمد، و (من الصّديقين) علىّ بن ابى طالب، و (من الشهداء) حمزة، و (من الصالحين) الحسن والحسين (وحسن أولئك رفيقاً) قال: القائم من آل محمد صلى الله عليه و آله وسلم.

علىّ بن موسى الرضا از پدرانش نقل مى كند كه پيامبر خدا درباره اين آيه گفت: «فاولئك الذين انعم الله عليهم» از پيامبران محمد(ص) و از صديقين علىّ بن ابى طالب(ع) و از شهدا حمزه و از صالحان حسن و حسين هستند «وحسن اولئك رفيقا» قائم آل محمد است.

208 ـ اصبغ نباته همين مضمون را از ابن عباس نقل كرده است.

209 ـ عن حذيفة بن اليمان قال: دخلت على النبي صلى الله عليه وآله وسلم ذات يوم و قد نزلت عليه هذه الآية: (أولئك الذين أنعم الله عليهم من النبيين والصدّيقين والشهداء والصالحين و حسن أولئك رفيقاً) فأقرأنيها صلى الله عليه و آله و سلم فقلت: يا نبي الله فداك أبي وأمي من هؤلاء إني أجد الله بهم حفيّاً! قال: يا حذيفة أنا من النبيين الذين أنعم الله عليهم أنا أوّلهم في النبوة وآخرهم في البعث، ومن الصدّيقين علىّ بن ابى طالب ، ولمّا بعثني الله عزّوجلّ برسالته كان أوّل من صدّق بي، ثمّ من الشهداء حمزة وجعفر، ومن الصالحين الحسن والحسين سيّدا شباب أهل الجنة، وحسن أولئك رفيقاً المهدي في زمانه.

حذيفة بن يمان گفت: روزى نزد پيامبر(ص) رفتم و اين آيه نازل شده بود: «فاولئك الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين والشهداء والصالحين و حسن اولئك رفيقا» پيامبر اين آيه را به من ياد داد، گفتم: اى پيامبر خدا پدر و مادرم فداى تو باد! اينان چه كسانى هستند كه من خدا را به اينان مهربان مى بينم؟ فرمود: اى حذيفه من از پيامبرانى هستم كه خدا به آنان نعمت داده است. من نخستين آنان در نبوت و آخرين آنان در مبعوث شدن هستم و از صديقان علىّ بن ابى طالب است كه چون خداوند مرا به رسالت خود مبعوث نمود، او نخستين كسى بود كه مرا تصديق كرد، سپس از شهدا حمزه و جعفر هستند و از صالحان حسن و حسين سروران جوانان اهل بهشت هستند و «حسن اولئك رفيقا» مهدى در زمان خود است.

( 32 )

و نيز از سوره مائده نازل شده است:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاْسِْلامَ دينًا

امروز دين شما را براى شما كامل كردم و نعمت خودم را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين به شما راضى شدم.

(سوره مائده آيه 3)

210 ـ عن أبي هريرة، قال: من صام يوم ثمانية عشر من ذي الحجة كتب الله له صيام ستين شهراً، وهو يوم غدير خمّ لما أخذ رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بيد علىّ