م تيمى گفت: على و عثمان بن مظعون و جمعى ديگر از اصحاب رسول الله با هم پيمان بستند كه روز را روزه بگيرند و شب را به نماز ايستند و با زنان همبستر نشوند و گوشت نخورند، اين خبر به پيامبر رسيد و اين آيه نازل شد: «يا ايها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما احل الله لكم».

253 ـ عن السدي في قوله الله تعالى: (يا أيّها الذين آمنوا لا تحرّموا طيّبات ما أحلّ الله لكم) قال: جلس رسول الله صلى الله عليه و آله ذات يوم فذكّرهم ثم قام و لم يزدهم على التخويف، فقال ناس من أصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و هم جلوس منهم علىّ بن ابى طالب و عثمان بن مظعون: ما خفنا إن لم نحدث عملا، فحّرم بعضهم أن يأكل اللحم و الودك، و أن يأكل بنهار، و حرّم بعضهم النوم و حرّم بعضهم النساء فأنزل الله تعالى: (لا تحرّموا طيّبات ما أحلّ الله لكم) و قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: ما بال قوم حرّموا النساء و الطعام و النوم، ألا إنّي أنام و أقوم، و أفطر و أصوم و أنكح النساء، فمن رغب عني فليس مني.

سدّى راجع به سخن خداوند: «يا ايها الذين آمنوا لاتحرّموا طيبات ما احل الله لكم» گفت: روزى پيامبر نشست و تذكر داد سپس برخاست و چيزى بر بيم دادن نيفزود. پس گروهى از اصحاب پيامبر كه نشسته بودند و از جمله آنان علىّ بن ابى طالب (ع) و عثمان بن مظعون بود، گفتند: اگر هيچ كارى نكنيم ترسى براى ما نيست، پس برخى از آنان خوردن گوشت و چربى و اينكه در روز غذا بخورند را بر خود حرام كردند و برخى از آنان خواب را حرام كردند و برخى از آنان زنان را حرام كردند، پس اين آيه نازل شد: «لا تحرموا طيات ما احل الله لكم» و پيامبر فرمود: چه شده است كه گروهى زنان و طعام و خوابيدن را بر خود حرام كرده اند. آگاه باشيد كه من مى خوابم و بيدار مى شوم و افطار مى كنم و روزه مى گيرم و با زنان نكاح مى كنم، پس هر كس از من دورى كند از من نيست.

( 37 )

آيه اى به شماره فوق در متن عربى كتاب وجود ندارد.

( 38 )

و از آيات سوره انعام درباره آنان نازل شده است:

وَ اِذا جآءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ

و چون كسانى كه به آيات ما ايمان آورده اند به سوى تو بيايند، بگو سلام بر شما، پروردگارتان برخود رحمت مقرر كرده است.

(سوره انعام آيه 54)

254 ـ عن ابن عبّاس في قوله: (و إذا جاءك الذين يؤمنون بآياتنا) الآية قال: نزلت في علىّ بن ابى طالب و حمزة و جعفر و زيد صلوات الله عليهم أجمعين.

ابن عباس گفت: آيه «واذا جاءك الذين يؤمنون باياتنا» درباره علىّ بن ابى طالب(ع) و حمزه و جعفر و زيد نازل شده است.

( 39 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

اَلَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا ايمانَهُمْ بِظُلْم أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ

كسانى كه ايمان آورده اند و ايمان خود را با ظلم نپوشانده اند، براى آنان است امنيت و هم آنان هدايت شدگانند.

(سوره انعام آيه 83)

255 ـ عن ابن عبّاس في قول الله تعالى: (الذين آمنوا) يعني صدّقوا بالتوحيد هو علىّ بن ابى طالب (و لم يلبسوا) يعني لم يخلطوا، نظيرها: (لم تلسبسون الحق بالباطل) يعني لم يخلطون. و لم يخلطوا إيمانهم (بظلم) يعنى الشرك، قال ابن عبّاس: و الله ما آمن أحد إلاّ بعد شرك ماخلا عليّاً فإنّه آمن بالله من غير أن يشرك به طرفة عين (أولئك لهم الأمن) من النار و العذاب (و هم مهتدون) يعني مرشدون إلى الجَنّة يوم القيامد بغير حساب، فكان علىّ أوّل من آمن به و هو من أبناء سبع سنين.

ابن عباس گفت: «الذين آمنوا» يعنى توحيد را تصديق كردند و او علىّ بن ابى طالب (ع) است «ولم يلبسوا» يعنى خلط نمى كنند مانند آيه: «لم تلبسون الحق بالباطل= چرا حق را به باطل خلط مى كنيد» يعنى آنان خلط نكردند ايمان خود را به ظلم و منظور از آن شرك است. ابن عباس گفت: به خدا سوگند هيچ كس ايمان نياورد مگر اينكه قبلا دچار شرك بود جز علىّ بن ابى طالب(ع) كه ايمان آورد در حالى كه به اندازه چشم به هم زدن هم شرك نورزيد «اولئك لهم الامن» امنيت از آتش و عذاب «وهم مهتدون» يعنى در روز قيامت بدون حساب به بهشت راه مى يابند. على نخستين كسى بود كه به او ايمان آورد در حالى كه او هفت ساله بود.

( 40 )

و از سوره اعراف در اين باره نازل شده است:

وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسيماهُمْ

و در اعراف مردانى هستند كه همه را با چهره هايشان مى شناسند.

(سوره اعراف آيه 46)

256 ـ عن الأصبغ بن نباتة قال: كنت جالساً عند علي فأتاه عبدالله بن الكواء فقال: يا أمير المؤمنين أخبرني عن قول الله: (و على الأعراق رجال) فقال: و يحك يا ابن الكواء نحن نوقف يوم القيامة بين الجنّة و النار فمن ينصرنا عرفناه بسيماه فأدخلناه الجنة، و من أبغضنا عرفناه بسيماه فأدخلناه النار.

اصبغ بن نباته گفت: نزد على نشسته بودم كه عبدالله بن كواء آمد و گفت: يا اميرالمؤمنين مرا از اين سخن خداوند: «وعلى الاعراف رجال» خبر بده. فرمود: واى بر تو اى ابن كواء ما در روز قيامت ميان بهشت و جهنم مى ايستيم پس هر كس ما را يارى كرده به چهره اش مى شناسيم و او را وارد بهشت مى كنيم و هر كس كه ما را دشمنى كرده او را به چهره اش مى شناسيم و اورا وارد جهنم مى كنيم.

257 ـ عن ابن عبّاس في قوله: (وعلى الأعراف رجال) قال: الأعراف موضع عال من الصراط عليه العباس و حمزة و علي و جعفر يعرفون محبيهم ببياض الوجوه و مبغضيهم بسواد الوجوه.

ابن عباس درباره آيه «وعلى الاعراف رجال» گفت: اعراف محلى بلندتر از صراط است و عباس و حمزه و على و جعفر در آن قرار خواهند داشت، آنها دوستان خود را با سفيدى صورتهايشان و دشمنان خود را با سياهى صورتهايشان مى شناسند.

258 ـ همين مضمون با سند ديگرى هم نقل شده است.

( 41 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ نَزَعْنا ما فى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلّ تَجْرى مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ

و آنچه در سينه هايشان كينه بود كنديم و از زير آنها جويها روان است.

(سوره اعراف آيه 43)

259 ـ عن علي عليه السلام في قوله تعالى: (و نزعنا ما في صدورهم من غلّ) قال: نزلت فينا.

على(ع) گفت: آيه «ونزعنا ما فى صدورهم من غلّ» درباره ما نازل شده است.

260 ـ همين مضمون با سند ديگرى هم نقل شده است.

( 42 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظّالِمينَ

ندا دهنده اى در ميان آنان ندا داد كه لعنت خدا بر ستمگران باد.

(سوره اعراف آيه 44)

261ـ عن محمد بن الحنفيّة عن عليّ قال: (فاذّن مؤذن من بينهم أن لعنة الله على الظالمين) فأنا ذلك المؤذّن.

محمد بن حنفيه از على(ع) نقل مى كند كه گفت: «فاذّن مؤذّن بينهم» من همان ندا دهنده هستم.

262 ـ عن ابن عبّاس قال: إنّ لعلىّ بن ابى طالب في كتاب الله أسماء لايعرفها الناس، منها قوله: (فأذّن مؤذّن بينهم) فهو المؤذّن بينهم يقول: ألا لعنة الله على الذين كذّبوا بولايتي و استخفّوا بحقّي.

ابن عباس گفت: علىّ بن ابى طالب(ع) را در كتاب خدا نام هايى است كه مردم آن