د.

297 ـ عن قتادة قال: سهم ذوي القربى طعمة كانت لقرابة رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم.

قتاده گفت: سهم ذوالقربى خوراكى براى خويشان رسول خدا بود.

298 ـ عن ابن عباس و سئل عن سهم ذوي القربي؟ فقال: هو لقربى رسول الله قسّمه لهم رسول الله بينهم.

از ابن عباس راجع به سهم ذوى القربى پرسيدند، گفت: آن براى خويشان پيامبر است، پيامبر آن را ميان آنان تقسيم كرد.

( 49 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

هُوَ الَّذى أَيَّدَكَ بِنَصْرِه وَ بِالْمُؤْمِنينَ

و او كسى است كه تو را با يارى خود و به وسيله مؤمنان كمك كرد.

(سوره انفال آيه 8)

299 ـ عن أبي هريرة قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: رأيت ليلة أسري بي إلى السماء على العرش مكتوباً: لا إله إلاّ أنا وحدي لا شرك لي، ومحمد عبدي ورسولي أيَّدته بعلي. فذلك قوله: (هُوَ الّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنينَ).

ابوهريره گفت: پيامبر فرمود: شبى كه مرا به آسمانها بردند، ديدم كه بر عرش نوشته شده: معبودى جز من نيست كه يگانه ام و شريكى براى من وجود ندارد و محمد بنده و پيامبر من است كه او را به وسيله على تأييد كردم. اين است قول خداوند: «هو الذى ايّدك بنصره وبالمؤمنين»

300 ـ عن أنس قال: قال النبي صلى الله عليه و آله و سلم: لمّا عرج بي رأيت على ساق العرش مكتوباً: لا إله إلا الله، محمد رسول الله أيّدته بعلىّ نصرته بعليّ.

انس گفت: پيامبر فرمود: چون مرا بالا بردند ديدم كه در ساق عرش نوشته شده: معبودى جز الله نيست، محمد پيامبر اوست كه او را با على تأييد كردم و با على يارى نمودم.

301 ـ عن أنس بن مالك أنّ النبي صلى الله عليه و آله و سلم جاع جوعاً شديداً; فهبط عليه جبرئيل بلوزة خضراء من الجنّة فقال: افككها. ففكّها فإذا فيها مكتوب: بسم الله الرحمن الرحيم، لا إله إلا الله محمد رسول الله أيّدته بعليّ ونصرته به.

انس بن مالك گفت: پيامبر به شدت گرسنه شد، جبرئيل بادام سبزى از بهشت آورد و گفت: آن را بشكن، آن را شكست ناگهان ديد كه در آن نوشته شده معبودى جز الله نيست، محمد پيامبر خداست او را با على تأييد كردم و با على يارى نمودم.

302 ـ عن جابربن عبدالله قال: قال رسلول الله صلى الله عليه و آله وسلم: مكتوب على باب الجنّة قبل أن يخلق السماوات والأرش بألفي عام: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، أيّدته بعليّ.

جابربن عبدالله گفت: دو هزار سال پيش از آنكه آسمانها و زمين آفريده شود بر در بهشت نوشته شده: معبودى جز الله نيست، محمد پيامبر خداست او را با على تأييد كردم.

303 ـ عن أبي الحمراء قال: قال النبي صلى الله عليه و آله و سلم: لمّا أسري بي رأيت في العرش «لا إله إلا الله، محمّد رسول الله أيّدته بعلي».

ابوالحمراء گفت: پيامبر فرمود: چون مرا به معراج بردند، در عرش ديدم: معبودى جز الله نيست، محمد پيامبر خداست، او را با على تأييد كردم.

304 ـ همين مضمون به چند طريق ديگر نيز نقل شده است.

( 50 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

يآ أَيُّهَا النَّبِىُّ حَسْبُكَ اللّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ

اى پيامبر، خدا و كسانى از مؤمنان كه از تو پيروى كردند، تو را بس است.

(سوره انفال آيه 84)

305 ـ عن جعفر بن محمد، عن أبيه في قوله تعالى: (يَا أَيُّهَا النَّبِىُّ حَسْبُكَ اللهُ ومَن اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤْمِنينَ) قال: نزلت في علىّ بن ابى طالب عليه السلام.

جعفر بن محمد از پدرش نقل مى كند كه آيه «يا ايها النبى حسبك الله و من اتبعك من المؤمنين» درباره علىّ بن ابى طالب(ع) نازل شده است.

306 ـ اين مضمون با سند ديگرى هم نقل شده است.

( 51 )

و از سوره توبه نازل شده است:

وَ أَذانٌ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِه اِلَى النّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرىءٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ وَ رَسُولُهُ

واعلامى است از خدا و پيامبر او به مردم در روز حج اكبر كه خدا و پيامبرش از مشركان بى زار است..

(سوره توبه آيه3)

307 ـ عن علىّ بن الحسين قال: إنّ لعليّ أسماء في كتاب الله لا يعلمه الناس. قلت: وماهو؟ قال: (وأذان من الله ورسوله) عليّ والله هو الأذان يوم الحج الأكبر.

علىّ بن الحسين گفت: علىّ بن ابى طالب(ع) را در قرآن نام هايى است كه مردم آنها را نمى دانند. گفتم: آن چيست؟ گفت: «واذان من الله ورسوله» به خدا سوگند اذان در روز حج اكبر، على است.

اخبار فراوانى داريم كه اعلام كننده، علىّ بن ابى طالب(ع) است.

308 ـ عن ابن عباس قال: كان بين نبي الله وبين قبائل من العرب عهد، فأمر الله نبيّه أن ينبذ إلى كل ذي عهد عهده إلاّ من أقام الصلاة المكتوبة والزكاة المفروضة، فبعث علىّ بن ابى طالب بتسع آيات متواليات من أول براءة، وأمره رسول الله(ص) أن ينادي بهنّ يوم النحر، وهو يوم الحجّ الأكبر، وأن يبرىء ذمّة رسول الله من أهل كلّ عهد، فقام علىّ بن ابى طالب يوم النحر عند الجمرة الكبرى فنادى بهؤلاء الآيات.

ابن عباس گفت: ميان پيامبر خدا و قبائلى از عرب پيمان بود، پس خداوند به پيامبرش فرمان داد پيمان هر صاحب پيمانى را به خودشان برگرداند مگر كسى كه نماز واجب را بپادارد و زكات واجب را بپردازد، پس علىّ بن ابى طالب(ع) را با نه آيه متوالى از اول سوره برائت مبعوث كرد و پيامبر به او فرمان داد كه آن آيات را در روز عيد قربان كه روز حج اكبر است نزد جمره بزرگ بخواند و او اين آيات را خواند.

309 ـ عن أنس بن مالك أنّ رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بعث ببراءة مع أبي بكر إلى أهل مكة، فلمّا بلغ ذا الحليفة بعث إليه فردّه وقال: لايذهب به إلاّ رجل من أهل بيتي فبعث علياً.

انس بن مالك گفت: پيامبر خدا سوره برائت را با ابوبكر به جانب اهل مكه فرستاد، چون به ذوالحليفه رسيد كسى را دنبال او فرستاد و او را برگردانيد و گفت: آن را جز مردى از اهل بيت من نبرد، پس على را فرستاد.

310 ـ عن أنس قال: بعث النبي(ص) ببرائة مع أبي بكر الصديق رضي الله عنه، ثم دعاه فقال: لاينبغي أن يبلّغ هذا إلاّ رجل منيّ من أهلي. فدعا علياً فأعطاه إياها.

انس گفت: پيامبر سوره برائت را با ابوبكر فرستاد سپس او را خواند و گفت: شايسته نيست كه اين را كسى جز مردى از اهل بيت من ابلاغ كند، پس على را خواند و آن را به على داد.

311 - 318 - همين مضمون با چند سند ديگر نيز نقل شده است.

319 ـ عن حنش عن علىّ بن ابى طالب أن النبي(ص) حين بعثه ببراءة قال: يا نبي الله إني لست باللسن ولا بالخطيب. قال: ما بدّ من أن أذهب بها أنا أو تذهب بها أنت. قال: فإن كان لابدّ فسأذهب أنا. فقال: انطلق فإن الله عزوجل يثبت لسانك و يهدي قلبك. ثم وضع يده على فمي وقال: انطلق فاقرأها على الناس.

حنش از علىّ بن ابى طالب(ع) نقل مى كند كه چون پيامبر او را با سوره برائت فرستاد، او گفت: اى پيامبر خدا من زبان باز و خطيب نيستم، پيامبر گفت: ناچار بايد آن را من و يا تو ببريم. على گفت: اگر به ناچار چنين است، من آن را مى برم، پس گفت: برو، خداوند زبانت را محكم و قلبت را هدايت خواهد كرد، سپس دست خود را به دهان من گذاشت و گفت: برو، و آن را بر مردم بخوان.(28)

320 ـ عن عا