ى من محبوب تر از زمين پر از نقره است وهمانا من مى دانم كه قلم آنچه را كه بايد باشد رقم زده است.

آگاه باشيد، سوگند به كسى كه دانه را شكافت و موجود زنده را آفريد، مَثَل ما در ميان شما مَثَل كشتى نوح در قوم خود و مَثَل دروازه آمرزش در بنى اسرائيل است. آيا سوره هود را خوانده اى؟ «افمن كان على بينة من ربه و يتلوه شاهد منه» پيامبر خدا بر بينه اى از پروردگارش بود و من دنبال او و شاهد از (خاندان) او بودم.(34)

376 ـ عن الحارث عن علىّ بن ابى طالب قال: رسول الله على بيّنة من ربّه و أنا الشاهد منه(ص) أتلوه اتبعه.

حارث از علىّ بن ابى طالب(ع) نقل مى كند كه گفت: رسول خدا بر بينه اى از پروردگارش بود و من شاهدى از خاندان اويم كه او را دنبال مى كردم و پيرو او بودم.

377 ـ عن أبي الطفيل قال: خطبنا علىّ بن ابى طالب على منبر الكوفة، فقام إليه ابن الكوّاء فقال: هل أنزلت فيك آية لم يشاركك فيها أحد؟ قال: نعم أما تقرأ: (أفمن كان على بيّنة من ربّه ويتلوه شاهد منه) فالنبي(ص) كان على بيّنة من ربّه و أنا الشاهد منه).

ابوالطفيل گفت: علىّ بن ابى طالب(ع) در منبر كوفه بر ما خطبه خواند، پس ابن كواء برخاست و گفت: آيا درباره تو آيه اى نازل شده كه كس ديگرى در آن شريك تو نبوده؟ گفت: آرى آيا نخوانده اى: «افمن كان على بينة من ربه و يتلوه شاهد منه» پيامبر بينه اى از پرودگارش داشت و من شاهدى از خاندان او بودم.

378 ـ عن عبدالله بن نجي عن علي عليه السلام قال: ما ضللت ولا ضل بي و ما نَسِيْتُ ما عهد إليّ وإنّي لعلى بيّنة من ربّي بيّنها لنبيّه; و بيّنها النبي لي، وإنّي لعلى الطريق الواضح القطه لقطاً.

عبدالله بن نجىّ گفت: علىّ بن ابى طالب(ع) گفت: به خدا سوگند كه گمراه نشده ام و كسى مرا گمراه نكرده و من ترديد نكرده ام و من بربينه اى از پروردگارم هستم كه آن را به پيامبرش بيان كرده و او نيز به من بيان كرده است و من بر راه روشنى هستم كه آن را برگزيده ام.

379ـ 380 ـ همين مضمون با دو سند ديگرى نيز نقل شده است.

381 ـ عن ابن عباس في قول الله تعالى: (أفمن كان على بيّنة من ربّه) قال: النبي صلى الله عليه و آله و سلم (ويتلوه شاهد منه) قال: هو علىّ بن ابى طالب.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «افمن كان على بينة من ربّه» گفت: منظور پيامبراست و «و يتلوه شاهد منه» منظور علىّ بن ابى طالب(ع) است.

382 ـ همين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است.

383 ـ عن أنس بن مالك في قوله عزّوجلّ: (أفمن كان على بيّنة من ربّه) قال: هو محمّد. (ويتلوه شاهد منه) قال: هو علىّ بن ابى طالب، كان والله لسان رسول الله إلى أهل مكّة في نقض عهدهم مع رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم.

انس بن مالك درباره «افمن كان على بينة من ربه» گفت: او محمد(ص) است «و يتلوه شاهد منه» علىّ بن ابى طالب(ع) است، او به خدا سوگند زبان پيامبر خدا بر اهل مكه بود، هنگامى كه آنان پيمان خود را با رسول خدا شكستند.

384 ـ عن زاذان قال: سمعت عليّاً يقول: لو ثنيت لي الوسادة فجلست عليها لحكمت بين أهل التواراة بتوارتهم و بين أهل الإنجيل بإنجيلهم وبين أهل الزبور بزبورهم وبين أهل الفرقان بفرقانهم بقضاء يزهر يصعد إلى الله، والله ما نزلت آية في ليل أو نهار ولا سهل ولا جبل ولا برّو لا بحر إلاّ وقد عرفت أي ساعة نزلت و فيمن نزلت، وما من قريش رجل جرى عليه المواسي إلاّ قد نزلت فيه آية من كتاب الله تسوقه إلى جنّة أو تقوده إلى نار.

فقال قائل: فما نزل فيك يا أمير المؤمنين؟ قال: (أفمن كان على بيّنة من ربّه ويتلوه شاهد منه) فمحمد صلى الله عليه و آله و سلم على بينة من ربّه وأنا الشاهد منه أتلو آثاره.

زاذان گفت: شنيدم على (ع) مى گفت: اگر براى من پشتى گذاشته مى شد و من بر آن مى نشستم، ميان اهل تورات با توراتشان و ميان اهل انجيل با انجيلشان و ميان اهل زبور با زبورشان و ميان اهل فرقان با فرقانشان حكم مى كردم با حكمى كه شكوفا مى شود و به سوى خدا بالا مى رود، سوگند به خدا آيه اى در شب يا روز در دره و كوه و بيابان و دريا نازل نشده مگر اينكه دانستم كه در چه ساعتى و درباره چه كسى نازل شده است و هيچ كس از قريش وجود ندارد مگر اينكه آيه اى درباره او نازل شده كه او را به سوى بهشت يا جهنم سوق مى دهد.

گوينده اى گفت: درباره تو چه چيزى نازل شده است يا اميرالمؤمنين؟ گفت: «افمن كان على بينة من ربه و يتلوه شاهد منه» پس محمد(ص) بر بينه اى از پروردگارش بود و شاهد من هستم كه پشت سر او مى رفتم.

385 ـ 386 ـ همين مضمون با دو سند ديگر نيز نقل شده است.

387 ـ مضمون روايت شماره 381 با سند ديگرى از ابن عباس نقل شده است.

( 64 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ اِنّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوص

و همانا ما سهم آنان را بدون كاستى به تمامى مى دهيم.

(سوره هود آيه 109)

388 ـ عن ابن عبّاس في قوله تعالى: (وإنّا لموفّوهم نصيبهم غير منقوص) يعني بني هاشم نوّفيهم ملكهم الذي أوجب الله لهم غير منقوص، قال ابن عباس: و هو ستون مائة وسنة.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «و انا لموفّوهم نصيبهم غير منقوص» گفت: يعنى بنى هاشم، كه خدا سلطنتى را كه بر آنان مقرر كرده بى كاستى مى دهد. ابن عباس گفت: آن ششصد و يك سال است.

( 65 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

فَلَوْلا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُو بَقِيَّة يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِى الْأَرْضِ

چرا از امت هاى پيش صاحبان قدرتى نبودند كه از فساد در زمين نهى كنند.

(سوره هود آيه 116)

389 ـ عن زيد بن علي عليهما السلام في قوله: (فلولا كان من القرون من قبلكم أولوا بقية ينهون عن الفساد في الأرض) قال: نزلت هذه فينا.

زيدبن على درباره سخن خداوند: «فلولا كان من القرون من قبلكم اولوبقية» گفت: اين آيه درباره مانازل شده است.

( 66 )

و از سوره يوسف درباره آنان نازل شده است:

قُلْ هذِه سَبيلى أَدْعُوا اِلَى اللّهِ عَلى بَصيرَة أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنى وَ سُبْحانَ اللّهِ وَ مآ أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ

بگو اين راه من است كه با بينشى، خودم و كسانى را كه از من پيروى كنند به سوى خدا مى خوانم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم.

(سوره يوسف آيه 108)

390 ـ عن أبي جعفر قال: لا نالتني شفاعة جدّي إن لم يكن هذه الآية نزلت في علي خاصّة (قل هذه سبيلي أدعو إلى الله على بصيرة أنا ومن اتّبعني).

ابوجعفر گفت: شفاعت جدّم شامل من نشود اگر اين آيه در خصوص علىّ بن ابى طالب (ع) نازل نشده باشد: «قل هذه سبيلى ادعو الى الله على بصيرة انا و من اتبعنى، و سبحان الله و ما انا من المشركين»

391 ـ عن نجم عن أبي جعفر قال: سألته عن قوله الله تعالى: (قل هذه سبيلي أدعو إلى الله على بصيرة أنا و من أتبعني) قال: (ومن اتّبعني) علىّ بن ابى طالب.

نجم گفت: از ابوجعفر درباره آيه: «قل هذه سبيلى ادعو الى الله على بصيرة انا و من اتبعنى، و سبحان الله و ما انا من المشركين» پرسيدم، گفت: منظور از «و من اتبعنى» علىّ بن ابى طالب (ع) است.

392 ـ همين مضمون با سند ديگرى هم نقل شده است.

393 ـ عن زيد بن علي عليه السلام قال: قال رسول الل